مهاجران کارآفرین در مالزی

راه اندازی یک شغل و شرکت جدید و کارآفرینی در کشور مادری هم کاری سخت و پرمخاطره است، چه رسد به این که در کشوری غیر از سرزمین مادری بخواهی کار آفرینی کنی...
برخی از مهاجران به مالزی می آیند تا دوران بازنشستگی شان را در این کشور استوایی در آرامش سپری کنند، برخی می آیند تا تحصیل کنند، برخی می آیند تا در شرکتی مشغول به کار شوند و بالاخره گروهی نیز می آیند تا شغل جدیدی در یک کشور جدید پایه گذاری کنند.

راه اندازی یک شغل و شرکت جدید و کارآفرینی در کشور مادری هم کاری سخت و پرمخاطره است، چه رسد به این که در کشوری غیر از سرزمین مادری بخواهی کار آفرینی کنی. کشوری که با قوانینش، خلق و خوی مردمانش، طبع و ذائقه آن ها بیگانه ایی. همه این اما و اگرها ریسک را چند برابر بالا می برند. ولی کم نیستند افرادی که شغل جدیدی در مالزی پایه گذاری کردند و پله های ترقی را یکی بعد از دیگر پیمودند و پیش رفته اند. شنیدن داستان این آدم های واقعی که در اطراف ما هستند و شاید بارها به کافه و رستوران شان رفتیم یا از موسسه شان سرویس گرفته ایم جذاب و آموزنده است.

شالینا گانندرا صاحب گالری هنری شالینا گانندرا

8_shalini_ganedra_610

مهاجرت برای زندگی در کشوری که هیچ شناختی از آن نداری بسیار سخت و دشوار است، ولی این بانو هنرمند، هنرمندانه از پس این جابه جایی برآمده است.

شالینا در سریلانکا متولد شده و در ۵ سالگی به همراه خانواده اش به آمریکا مهاجرت کرده است. وی دوران ابتدایی و دبیرستان را در همان جا گذرانده و سپس لیسانس اش را از دانشگاه کمبریج انگلیس دریافت کرده است. پس از آن به امریکا بازگشته و فوق لیسانس اش را از دانشکده حقوق دانشگاه کلمبیا دریافت کرده. اما این پایان ماجراجویی جغرافیایی و کاری شالینا نبوده است. ولی پس از آن به وال استریت پیوسته و در هر دو دفتر لندن و نیویورک آن کار کرده است.

او وقتی با یکی از همکارانش از دانشگاه کمبریج ازدواج کرد، می دانست سفر جدید و تغییر بزرگی در راه بوده و مقصد بعدی اش مالزی است. بنابراین به همراه همسرش از سال ۱۹۹۳ به مالزی مهاجرت کرد. او نیز به مانند بسیاری از همسران مهاجر به خوبی می دانست که نمی تواند به شغل حرفه ای اش در اقلیم جدید ادامه دهد، بنابراین وی فرصت را مناسب دیده و به دنبال آرزوی همیشگی اش، هنر رفت. شالینا امیدوار بود که با توجه به توانایی ها و مهارت هایش راه جدیدی پیش روی خود باز کرده و چون گذشته رو به جلو حرکت نماید.

وی در این مورد می گوید:« هنگام سفر به مالزی می دانستم نمی توانم از توانایی های تحصیلی ام در زمینه قانون در این کشور استفاده کنم، پس با کمک یک شرکت توانستم در توانایی های هنری ام را بازیافته، روحیه ام را احیا کرده و در مسیر جدیدی حرکت کنم.»

وی با علاقه می افزاید هنر به نوعی ارثیه خانوادگی اش است که از پدر بزرگش به وی رسیده و سپس با حمایت های همیشگی خانواده اش رشد یافته. آن ها در تمام سال های رفته از موزه های هنری در کشورها و شهرهای مختلف دیدن می کرده اند، به سالن های موسیقی می رفتند و با هنرهای گوناگون آشنا می شدند، پس حرکت در راه هنر به شکل حرفه ای در مورد وی چندان هم غریب نیست.

شالینا که اکنون شهروند مالزی است توضیح می هد که برای این کارآفرینی هنری مجبور بوده در ابتدا گالری اش را در خانه مسکونی اش راه اندازی کند و بالاخره پس از چهار بار جا به جایی موفق می شود گالری هنری شالینا گانندرا را در یک فضای عمومی در پتالینگ جایا راه اندازی کند. این گالری یک ساختمان سبز رنگ است که توسط Ken Yeangآرشیتکیت معروف مالزیایی طراحی شده و جایزه بهترین فضای عمومی را به خود اختصاص داده است.

شالینا که اکنون مادر سه فرزند است می گوید راه اندازی یک کسب و کار جدید همیشه دشوار است چه رسد به این که این کار را در یک کشور خارجی راه اندازی کنید، اما اشتیاق و ذوق من به هنر باعث شد بتوانم از پس چالش ها و مشکلات برآمده و گالری ام را به گونه ای برپا کنم که یک مرکز هنری بی نظیر برای افزایش و ارتقا توانایی های هنری و بصری برای همین سنین شود.

گالری ما بسیار متفاوت اداره می شود تا بتواند در بازار هنری موجود رقابت کند. به عنوان مثال مکان گالری در یک منطقه مسکونی است چرا که ما به مفهوم هنر برای مردم و زندگی با هنر معتقدیم. همچنین به دنبال مناطق دیگری هستیم که این استاندارها را در آن ها برپا کنیم.

شالینا گانندرا در میانه صحبتش یادآوری می کند که آن ها اولین شرکتی هستند که هنر مالزی و سریلانکا را در هفته هنر آسیایی نیویورک و هفته هنر معاصر به نمایش گذاشته اند. البته در این جشنوراه ها جوایز و کمک هزینه های بسیاری نیز برنده شده اند.

شالینا در گالری خود جدا از حرکت های ذکر شده، نمایش مد داشته و همواره سعی می کند ارتباط فرهنگی بین هنر مالزی و جهان به وجود آورد.

در انتها شالینا به خانم هایی که قصد راه اندازی کسب و کار جدید در کشوری جدید دارند توصیه می کند که قبل از آغاز به کار بازار را بررسی کرده، اهداف را مشخص کرده و رقبا را بررسی کنند. پس از آن با صبر و حوصله بر اساس استاندارهای بین المللی پیش رفته و از تجربیاتشان برای خلق استاندارهای جدید تلاش کنند.

پم کارتنر و جووانک ورویل صاحبان تکه های دنیا

Iranian-Malaysia-News-enterprising-expats-in-malaysia-elseed-005

هنگامی که ۴ سال قبل پم کارتنر آمریکایی و جووانک ورویل هلندی خوش مشرب همدیگر را در جلسه ای در کتابخانه ملاقات کردند، هیچکدام نمی دانستند قرار است همکاری دراز مدتی را با هم آغاز کنند. این دو بانوی مهاجر علایق مشترک زیادی داشتند و زمانی که در یک فروشگاه شمعدان زیبایی را دیدند که از یک ست قدیمی و بدون استفاده چای خوری ساخته شده بود، به هم گفتند ما این کار را به خوبی می توانیم انجام دهیم و این فکر را در مرحله ایده رها نکرده و به اجرا درآورند. این دو، این کار سرگرم کننده و لذت بخش را به شرکتی به نام WorldPieces یا تکه های دنیا تبدیل کردند. این دو بانو ساعت های زیادی را صرف گفت گو با مغازه دارها و جستجو در اطراف سطل های زباله و مغازه های قدیمی و نمور کردند تا وسایل از دور خارج شده ای را بیابند که با دریل کاری و سرهم بندی می توانستند تبدیل به یک وسیله کابردی و زیبای جدید شوند.

جونک توضیح می دهد که آن ها از هر وسیله ای به غیر از پلاستیک استفاده می کنند و در این میان فلز، چوب و سنگ بیش از بقیه مورد علاقه شان است. وی در ادامه می گوید ما جستجوگرهایی هستیم که سعی می کنید اشیایی را بیایم که با هنرمان قادر به خلق دوباره آن ها هستیم.

پم با خنده می افزاید:« سر هم کردن این قطعات و خلق دوباره ی آن ها با کابردی جدید بهترین و سرگرم کننده ترین قسمت ماجرا است.» وی می افزاید این وسایل خلق شده در واقع عناصر فرهنگی از مردم کشور مالزی و یا دیگر کشورهای جهان هستند.

پم همچنین می گوید نام هر وسیله باز خلق شده در برخی مواقع معنی دار و در بعضی مواقع اتفاقی و عشقی انتخاب می شود. جووان وسط حرف او پریده و می گوید: «ولی تمام قطعات منحصر به فرد بوده و با دست ساخته شده اند.»

پم و جووان روی یک ایده مشترک کار می کنند. پم می گوید یکی از کارهای عالی ای که ساختیم قطعه ای بود که به سفارش یک دختر ۱۶ ساله خلق کردیم. تمام اشیا تشکیل دهنده این قطعه داستان زندگی این نوجوان را روایت می کردند.

اگر علاقه مند به دیدن قطعات ساخته شده توسط این دو بانوی هنرمند هستید به فیس بوکشان مراجعه کنید.

مونیکا تیندال و وبلاگ لیست های خوشمزه (Monica Tindall, The Yum List)

Iranian-Malaysia-News-enterprising-expats-in-malaysia-elseed-003

همان طور که خود مونیکا نیز اعتراف می کند وی یک کارآفرین تصادفی است و در رهگذر یک اتفاق تبدیل به یکی از مهمترین و تاثیرگذارترین منتقدان غذایی مالزی تبدیل شده است.

این مربی استرالیایی می گوید زمانی که برای اولین بار به وبلاگ نویسی شخصی و آزمایشی دست زدم، هیچ گاه تصور نمی کردم به چنین منتقد معروفی در زمینه غذای رستوران های تبدیل شوم. وی تاکید می کند وبلاگ Yum Listدر واقع یک علاقه مندی شخصی و ماحصل هم اندیشی و به اشتراک گذاری مکان ها، رستوران ها و تفریحگاه ها در گروه های مهاجران بوده است. ایده اشتراک گذاری تجارب سودمند مهاجرها در فضای مجازی باعث شد من ایمیل هایی از تجارب شخصی مهاجرها در مالزی دریافت کنم که می خواستند آن ها را در وبلاگم منتشر کنم و من این کار را انجام دادم.

وبلاگ Yum Listبرنده پیشنهادهای صادقانه در مورد محل های تفریحی مالزی نیز شده. این وبلاگ که نوشته های آن توسط خود مونیکا و یکی دیگر از نویسندگان تیم تایید و منتشر می شود با هر گونه سازش و سانسور در تجارب شخصی مخالف است و سعی می کند حقیقت را در اختیار مخاطبانش قرار دهد تا پول و وقت آن ها به هدر نرود.

تعهد صادقانه Yum Listباعث شد توصیه های دوستانه آن مورد توجه قرار بگیرد و امروزه این وبلاگ یکی از موفق ترین وبلاگ ها در نوع خودش محسوب می شود که ماهانه حدود ۱۰۰ هزار بازدید کننده دارد.

مونیکا می گوید وقتی به پیشنهاد تبلیغات در بلاگم نه می گویم، همه تعجب می کنند. وبلاگ Yum Listتبلیغات ندارد، چرا که تصور می کنم اگر تبلیغات به وبلاگ من اضافه می شد، یکپارچگی و صداقتش را از دست می داد، چیزی که این وبلاگ را از دیگر موارد مشابه مجزا کرده است.

مونیکا نویسندگانش را با وسواس خاصی انتخاب می کند. نویسندگان او دیوانه غذا و سفر هستند و به خوبی می توانند تجربه های سودمندشان را به زبان ساده به مخاطب ها پیشنهاد دهند.

مونیکا یک تیم نه نفره را هدایت می کند. هدف آن ها بیشتر رستوران ها، هتل ها، مراکز خدماتی و یا هر جای دیگری است که بتواند برای مهاجرها و مسافرها جذاب باشد. نکته جالب این که تیم او تلاش می کنند تا مراکز و موسسات مستقل و نه چندان بزرگ را در کنار برندهای صاحب نام به مردم بشناسانند.

Yum Listهر روز مخاطب های بیشتری را جذب می کند و مونیکا نیز پرتلاش به راهش ادامه می دهد و به نظر می رسد که مالزی را به عنوان خانه اش انتخاب کرده است. او و همسر ونزوئلایی برای یک دهه در مالزی زندگی می کنند. مونیکا می گوید در ابتدا قرار بود دو سال در مالزی اقامت کنیم، ولی در انتهای هر سال گفته ایم «یک سال دیگه، یک سال دیگه» و اکنون بیش از ۱۰ سال است که در مالزی اقامت داریم. مونیکا استرالیایی آب و هوا، غذا و جاذبه های مالزی را دوست دارد و همه این ها باعث شده در آسیا بماند و در آن زندگی کند.

اکنون Yum Listراه درازی پیش روی دارد و مونیکا تلاش دارد تا جنبه های مثبت غذای سالم را به مخاطب هایش آموزش داده و به رشد آن کمک کند.

لیگا مک مامون و سالن ارکید لندن (Leagha McMahon, The London Orchid)

Iranian-Malaysia-News-enterprising-expats-in-malaysia-elseed-004

لیگا مک مامون برخلاف مونیکا تیندال در سال ۲۰۱۰ با توجه به علاقه اش به آب و هوای گرم مالزی، به قصد ماجراجویی و با رویایی راه اندازی کسب و کارش با بلیت یک طرفه از آکسفورد لندن به کوالالامپور مالزی آمد.

لیگا می گوید تمام عمرم در انگلیس بودم و این بسیار برایم خسته کننده شده بود، پس ساکم را بستم و با یک بلیت یک طرفه راهی کوالالامپور شدم. البته لیگا دختر خوش شانسی است، چرا که پدرخوانده اش در کوالالامپور زندگی می کند و او در ابتدا بار و بنه اش را در خانه وی گذاشته و راهی سفر دور آسیا می شود.

لیگا پس از بازگشت از سفر سعی می کند برخی از وسایل آرایشگاه یک مهاجر را خریداری کند، ولی وقتی با هم وارد مذاکره می شوند، او تمام سالن وی را می خرید و به این ترتیب ارکیده لندن شکل می گیرد.

قانونی در مالزی وجود دارد که برای مدیریت یک واحد تجاری باید حداقل ۱۸۰ روز در مالزی اقامت داشته باشید و روزهای اقامت لیگا به این تعداد نرسیده بود. پس خوش شانسی های لیگا با منشا پدرخوانده خوش قلبش ادامه یافت. پدرخوانده لیگا سالن را برای وی خرید و خود به همراه یکی از دوستان مالایی اش مدیریت آن جا را بر عهده گرفت تا این که مجوز لیگا صادر شد و به همراه ناستاریا، دوست محلی اش، مدیریت را تحویل گرفتند. وی تاکید می کند همراهی یک مالزیایی همیشه می تواند کارها را آسان تر و سریع تر نماید.

اگر چه کار آغاز شده بود ولی برای بهبود آن لیگا مجبور بود بسیاری از کارها را خودش به عهده بگیرد. وی می گوید اگر چه من تعدادی کارگر برای تغییر دکوراسیون و بازسازی استخدام کرده بودم، ولی مجبور بودم برخی از کارهای بازسازی نظیر دریل کاری کاشی ها را خودم انجام دهم. حتی یک بار مجبور شدم لوله کشی کنم. در این مورد اطلاعی نداشتم پس چند فیلم از روی یوتیوپ نگاه کردم و دست به کار شدم. خوشبختانه همه چیز خوب پیش رفت.

در ابتدا کار لیگا مجبور بوده یک تنه همه کارها نظیر نظافت، شست و شو و غیره را انجام دهد تا بتواند سریع تر رشد کرده و به نقطه مورد نظرش برسد. اگر چه امروز او همکارهای برای کارهای مختلف دارد، ولی اعتراف می کند که هیچ گاه نمی تواند آن روزهای خاطره انگیز را فراموش کند. به هر حال تلاش و موفقیت همواره از پی هم می آیند و لیگا با این باور روزهای پرتلاشی را پشت سر گذاشته است. وی می گوید از هیچ سخت کوشی ای کوتاهی نکردم. بارها تا پاسی از شب مشتری را راه انداختم و فردا صبح، اول وقت سرکار حاضر بودم و روز کاری ام را شروع کرده ام.

این بانوی سخت کوش، منظم و خلاق آکسفوردی امروز در نقطه بلندی از موفقیت ایستاده است. وی چندین کارمند دارد که برایش کار می کنند. مشتری هایش را ۶۰ به ۴۰ خارجی ها و محلی ها تشکیل می دهند و همچنان به پیشرفت آهسته، ولی پیوسته اش برای رسیدن به آرزوهایش ادامه می دهد.

اوران کی وی تی صاحب مرکز درمانی (Meridians Oran Kivity, Meridians)


Iranian-Malaysia-News-enterprising-expats-in-malaysia-elseed-002


اوران سال های زیادی از زندگی اش را در سرزمین مادری اش در خانه کوچک اش در انگلیس گذراند تا بالاخره زمان تغییر فرا رسید. او بیست و پنج ساله بود، زمانی که هر جوانی باید برای آینده اش تصمیم بگیرد و آن را بسازد که دختری با وی هم خانه شد. دختری که مشغول کسب تجربه در زمینه طب سوزنی بود. همصحبتی با هم خانه ای جدید دنیای تازه ای فرا روی اوران گذاشت. او جذب طب سوزنی شد.

اوران سال های زیادی را به فراگیری این علم در انگلیس و چین سپری کرد و بالاخره تصمیم گرفت برای همیشه در آسیا بماند و در این میان مالزی را به پس از ناکامی در سنگاپور محل مناسبی برای زندگی دید.

اوران نتوانست در سنگاپور کسب و کار خود را راه اندازی کند، او در این باره می گوید سنگاپور بیشتر به افرادی توجه می کند که در سیستم آموزشی خودش پرورش یافته و مجوزهای خودشانرا دریافت کرده باشند.

اوران پس از شکست در سنگاپور به مالزی آمد و به همراه شریک اش مرکز درمانی Meridiansرا در سولاریس مونت کیارا راه اندازی کرد.

به اعتقاد اوران مالزی برای کسب و کار بسیار عالی و شگفت انگیز است. چرا که علاوه بر وجود پتانسیل لازم برای کسب و کار وی راهنمایی های شفاف و واضح ای برای طب سنتی چینی که طب سوزنی نیز زیر مجموعه آن است وجود دارد. وی به قوانین موجود پای بند بوده و تمامی مجوزهای لازم را دریافت کرده و مرکز درمانی او زیر نظر مستقیم وزارت بهداشت مشغول به فعالیت است.

در حال حاضر اوران مربی درجه یک طب سنتی ژاپنی است. طب سنتی ژاپنی از طب پایه، یعنی طب سنتی چینی که آغاز کار اوران با او بوده فاصله گرفته و تفاوت هایی دارد.

مربی و استاد ماهری به نام وایچی سوگی یاما استاندارد طلایی این رشته را در قرن هفدهم در ژاپن پایه گذاری کرد. وی که در طول جنگ از سربازان شوگان مراقب و طبابت می کرد در ژاپن بسیار محبوب و معروف شد. با گذر زمان تغییراتی در این طب به وجود آمد و تفسیرهایی جدیدی از نحوه استفاده از سوزن ها به وجود آمد. اگر چه در طب سوزنی ژاپنی نیز همچون چینی از سوزن استفاده می شود، ولی سوزن ها تنها بر روی پوست فشار داده شده و به آن وارد نمی شوند.

طب سوزنی ژاپنی دقیقن چیزی حرفه ای است که اوران به آن تسلط کامل داشته و صدای آرامش بخش و گرم وی و هم صحبتی وی با بیماران در طول درمان اثربخشی درمان را چند برابر می کند. او قبل از شروع هر مرحله شرایط را به خوبی و کامل برای بیمار توضیح داده و تفسیر می کند.

اوران توضیح می دهد که طب سوزنی ژاپنی شبیه باقی جنبه های زندگی ژاپنی می مال است به این معنی که از کمترین تماس بیشترین بهره و فایده حاصل می شود به گونه که گویی معجزه رخ داده است در صورتی این گونه نیست و معجزه اصلی بدن خود بیمار است. او تشبیه قشنگی در این مورد داشته و می گوید، طب سوزنی ژاپنی شبیه زنگ در است. وقتی زنگ می زنید در باز نمی شود، ولی فردی که داخل است تحریک شده و برای باز کردن در اقدام می کند و در نهایت در باز می شود.

اوران می گوید طب سوزنی برای دردهای جسمی و روانی مناسب بوده و راهکارهای برای درمان آن ها وجود دارد.

همچنین وی در مورد راه اندازی کسب و کار در مالزی با رضایتمندی می گوید قوانین این جا از روی قوانین انگلستان نوشته شده و بسیار روان و سرراست است و کار با آن ها گرفتاری ویژه ای ندارد.

اوران کی ای، مالزی و غذاهای متنوع آن را دوست داشته و این جا را یکی از بهترین نقاط برای سفر و سکونت اروپایی ها در آسیا می داند.

جف سیدل صاحب مجموعه بار – رستوران های سید (Geoff Siddle, Sid’s Pub)

Iranian-Malaysia-News-enterprising-expats-in-malaysia-elseed-001

جف خودش را یک بچه مهاجر می داند، چرا که در سنین جوانی انگلستان را ترک کرده و هیچ گاه به آن بازنگشته است. ولی که صاحب مجموعه بار-رستوارن های سید است بزرگ شده هنگ گنگ بوده و اقامت هایی نیز در ماکائو و سنگاپور داشته است.

اکنون جف در مالزی و در کنار خانواده اش در بنگسر زندگی می کند. او تنها فرد خانواده سید نیست که در مالزی اقامت دارد. مادر و پدر سید در ملاکا و دو برادرش در کی ال ساکن هستند. به نظر می رسد این خانواده ریشه های خود را در مالزی یافته و این سرزمین را خانه پدری شان کرده اند.

جف با تجربه ۲۵ ساله در زمینه اداره بارهای متعدد و ۱۶ سال زندگی در پایتخت مالزی بسیار با تجربه بوده و با تمام گرفتاری های این شغل در مالزی آشناست.

در حالی که به پیشنهاد جف در یکی از بار-رستوران های وی که به سبک آمریکایی لاتین طراحی شده گرم صحبت بودیم، وی اعتقاد داشت، مالزی بهترین کشور برای زندگی در آسیاست.

محبوبیت و معروفیت چهار شعبه بار-رستوران های سید یا به طور کامل السید نشان دهنده آن است که جف به خوبی در این شش سال به اداره ی شغلش پرداخته و اشتیاق و تسلط وی به کار باعث شده شغلش از رونق خوبی برخوردار باشد.

جف در ابتدا با یکی از دوستانش همکاری در باری در خیابان چانگ کاتِ بوکیت بینتانگ را آغاز کرد ولی این کار تنها برای آشنا شدن با چم و خم های این شغل پردردسر انجام داد و پس از آن به سرعت اولین بار-رستوران اش را در سال ۲۰۰۷ در تی تی دی آی راه اندازی کرد. بار-رستوران جف به خوبی رشد پیدا کرد و در مدت کوتاهی وی توانست شعبه های دیگرش را در بنگسر، بوکیت تونکو، دامنسرا هایت راه اندازی کند. چندی پیش دامنسرا هایت که آخرین شعبه راه اندازی شده مجموعه بار-رستوران های سید است توسط مجله تلگراف به عنوان بهترین و موفق ترین باری بریتانیایی خارج از کشور معرفی شد.

وقتی در مورد گرفتاری های راه اندازی شغل در مالزی با جف گپ می زدیم وی اعتقاد داشت، راه اندازی شغل و کارآفرینی در این کشور بسیار ساده و سرراست بوده و گرفتاری های خاصی ندارد، فقط یک خارجی باید برخی از واقعیت های را باور کرده، یاد گرفته و بپذیرید. از جمله آن که به هر حال ما در این کشور مهاجر و میهمان هستیم، پس باید مودب بوده و با فرهنگ این مردم آشنا شده و با همه تفاوت هایش به آن احترام بگذاریم، آن وقت به راحتی و در آرامش می توانیم کارمان را پیش برده و رونق دهیم.

جف عاشق آن سبک از بار-رستوان های ست که فضایی آرام و شاعرانه و به دور از سر و صداهای متداول برای مشتری خلق می کنند تا در محیطی گرم و صمیمی ساعت های آرامی را تجربه کنند. اگر به رستوران های السید سری بزنید حرف ما را تصدیق خواهید کرد و متوجه خواهید شد که بار-رستوران های جف گوشه ای از انگلیس در خاک کوالالامپور است. بار-رستوران های دنج و صمیمی برای خوردن، نوشیدن، گپ زدن و آرامش یافتن.

یافتن جف و گپ زدن درباره کار، مشکل نیست، او همیشه در یکی از شعبه های خود حضور دارد، ولی اگر قصد صحبت کاری دارید، حتمن پیش از آن نگاهی به ساعت تان بیاندازید، چرا که وی یک قانون جدی و سختگیرانه دارد و آن این که بعد از ساعت پنج بعد از ظهر درباره کار صحبت نکرده و آن را تعطیل می کند. همان طور گپ و گفت ما نیز با وی در ساعت چهار و پنجاه و چهار دقیقه بعد از ظهر به پایان رسید.

پاسخی ارسال کنید

*

*

آخرین اخبار

زیر آسمان کوالالامپور

^