ابراهیم گلستان درگذشت

توریست مالزی – ابراهیم گلستان روز سه شنبه ۲۲ اوت ۲۰۲۳ در منزل مسکونی‌اش در بریتانیا و در کنار خانواده‌اش درگذشت. مراسم خاکسپاری او به طور خصوصی برگزار خواهد...
توریست مالزی – ابراهیم گلستان روز سه شنبه ۲۲ اوت ۲۰۲۳ در منزل مسکونی‌اش در بریتانیا و در کنار خانواده‌اش درگذشت. مراسم خاکسپاری او به طور خصوصی برگزار خواهد شد. آقای گلستان کارگردان، داستان‌نویس و مترجم و عکاس بود.

به گزارش بی بی سی، او در سال ۱۳۴۰ برای فیلم «یک آتش» موفق به دریافت جایزه جشنواره فیلم کوتاه ونیز شد. این اولین بار که یک کارگردان ایرانی جایزه بین‌المللی دریافت کرد. «خشت و آینه» ۱۳۴۴ شمسی و «اسرار گنج درهٔ جنی» ساخته ۱۳۵۰ از جمله فیلم‌های داستانی مشهور آقای گلستان بود. مجموعه داستان «آذر، ماه آخر پاییز»، داستان بلند «خروس» و «اسرار گنج دره‌ی جنی» از جمله آثاری است که آقای گلستان در قامت یک نویسنده پیشرو خلق کرد.

«تپه‌های مارلیک» و «گنجینه‌های گوهر» دو مستند شناخته شده آقای گلستان است که در دهه ۱۳۴۰ ساخت. ابراهیم گلستان تهیه‌کنندگی فیلم مستند «خانه سیاه‌است» ساخته فروغ فرخزاد را بر عهده داشت. او از نخستین مترجمان آثار ادبی و داستان‌های ارنست همینگوی و ویلیام فاکنر در ایران است. آقای گلستان سال ۱۳۵۷ از ایران به بریتانیا مهاجرت کرد.

کتاب «نوشتن با دوربین» که مصاحبه مفصل پرویز جاهد با آقای گلستان است در ایران خبرساز شد. در این کتاب آقای گلستان درباره شماری از چهره‌های شناخته شده فرهنگی و فضای روشنفکری ایران ایده‌های چالش برانگیزی طرح کرده است. زندگی، آثار و مصاحبه‌های ابراهیم گلستان همواره خبرساز و مورد توجه افکار عمومی بود.

کاوه گلستان فرزند ابراهیم گلستان عکاس و مستندساز، در ۱۳ فروردین ۱۳۸۲ هنگام تصویر برداری همراه تیم شبکه خبری بی‌بی سی در خط مقدم جنگ در شهر مرزی کفری در ۱۳۰ کیلومتری کرکوک عراق در اثر انفجار مین کشته شد. لیلی گلستان فرزند دیگر ابراهیم گلستان هم مترجم، نویسنده و مسئول گالری گلستان است و در ایران فعالیت می‌کند.

سید ابراهیم تقوی شیرازی پسر سید محمد تقی، نماینده مجلس موسسان و صاحب روزنامه گلستان است و نوه آیت الله محمد شریف تقوی شیرازی از مجتهدان معتبر شیراز در زمان خودش. او با این پس زمینه خانوادگی اما بعدها تبدیل به ابراهیم گلستان شد.

با آن که پس از سال ۱۳۵۲ فیلمی نساخت و از سال ۱۳۷۴ به بعد هم داستانی منتشر نکرد، مصاحبه‌ها و اظهار‌نظرهای نیشدارش در باره چهره‌های هنری ایران، و نیز روایت‌هایی که از رابطه عاشقانه‌اش با فروغ فرخزاد شاعر معاصر منتشر می‌شد، نام او را مطرح نگه داشت، همان گونه که تا اوایل دهه ۱۳۵۰ مناظره‌ها و جدال‌های قلمی بین منتقدان ادبی و سینمایی ایران در باره نوشته‌ها و فیلم‌های او جریان داشت. ناقدان آثار گلستان عمدتا به دو دسته ستایشگران پرشور و نکوهندگان بی‌چون و چرا تقسیم می‌شدند.

ابراهیم گلستان، با نام اولیه سید ابراهیم تقوی شیرازی، در سال ۱۳۰۱ شمسی در شیراز به دنیا آمد. پدرش مدیر روزنامه «گلستان» در شیراز بود. در سال ۱۳۲۰ به تهران آمد و به دانشکده حقوق دانشگاه تهران رفت. در ۲۱ سالگی با دختر عمویش فخری گلستان ازدواج کرد و از او صاحب دو فرزند شد. گلستان در این دوره به عضویت حزب توده درآمد و تحصیل در دانشکدهٔ حقوق دانشگاه تهران را نیمه‌کاره رها کرد.

پس از مدتی به‌دنبال اختلاف با روش سران حزب توده، از آن جدا شد و به خبرنگاری، عکاسی و فیلم‌برداری برای شبکه‌های تلویزیونی بین‌المللی و آژانس‌های خبری مشغول شد. در سال ۱۳۲۶ نخستین قصه‌اش را به نام به «دزدی رفته‌ها» نوشت که همان سال در ماهنامه مردم، ارگان حزب توده، و بعدها در ۱۳۲۸ در مجموعه‌ای با عنوان «آذر، ماه آخر پاییز» منتشر شد. در همین دوران، داستان‌هایی از ارنست همینگوی، ویلیام فاکنر و آنتون چخوف ترجمه کرد و در مجموعه‌ای با عنوان «کشتی شکسته‌ها» انتشار داد.

در ۱۳۳۶ مجموعه داستان «شکار سایه» را منتشر کرد. گلستان در بیشتر داستان‌های دهه سی‌اش سرگذشت شکست و سرخوردگی آدم‌هایی را بازگو می‌کرد که آرزوهای بزرگی در سر داشتتند و برای آن مبارزه می‌کردند. گلستان از نخستین نویسندگان معاصر ایرانی بود که به زبان داستانی و استفاده از نثر آهنگین در قالب‌های داستانی نوین، اهمیت داد و به آن پرداخت. نقش او در سیر پیشرفت داستان معاصر فارسی درخور توجه است.

حسن میرعابدینی، گلستان را پیگیرترین دنباله‌رو داستان‌نویسان آمریکایی در ایران می‌داند. نخستین ترجمه‌ها از این دو نویسنده در زبان فارسی به قلم گلستان است و به نظر میرعابدینی، گلستان خصوصا در مجموعهٔ «آذر، ماه آخر پاییز»، موفقیت‌هایی هم در به‌کارگیری صناعت داستان‌نویسی فاکنر داشته است. اما خود گلستان عقیده داشت که از همینگوی فراتر رفته است.

محمد قائد در باره سبک داستان نویسی گلستان می‌گوید: «در نوشته‏‌هایش ریتم تصنعی و ویترین‏چینی بسیار به چشم می‌‏آید، اما برخی نوشته‌‏هایش (مانند «از راه و رفته و رفتار»، شرحی از سفر دانش‏‌آموزان ورزشکاران شیرازی به رامسر مقارن با سوم شهریور ۲۰ که در اندیشه و هنر چاپ شد) می‌‏تواند برای آشنایی با سبک‌های نگارش مفید باشد.»

از دیگر ویژگی‌های داستان‌نویسیِ گلستان، خلق مجموعه‌داستان‌های به‌هم مرتبط بود که البته در غرب سابقهٔ دیرینه‌ای داشت، اما در ایران کاری نو بود. از ابراهیم گلستان چهار مجموعه داستان کوتاه و دو داستان بلند منتشر شده‌است که آخرین آن، «خروس»، سال ۱۳۷۴ در آمریکا انتشار یافت.

پس از ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، گلستان پیمانکار دایره تهیه عکس و خبر کنسرسیوم بین‌المللی نفت شد. با استفاده از مجموعه فیلم‌های خبری و شخصی که با دوربین بولکس ۱۶ میلی‌متری شخصی خودش گرفته بود، مستند «از قطره تا دریا» را ساخت، که ستایش آرتور التون، مستندساز سرشناس انگلیسی و رئیس بخش فیلم کمپانی «شل» را برانگیخت. کنسرسیوم بین‌المللی نفت، کار او را بسیار پسندید و استودیو گلستان را با تجهیزاتی کامل و پیش‌رفته که بهای آن از طریق حق‌الزحمه و دستمزد کارهای آتی گلستان پرداخت شد، دایر کرد و در اختیارش گذاشت.

گلستان در این استودیو از سال ۱۳۳۶ تا ۱۳۴۱، گرم تهیه مجموعه مستندی برای کنسرسیوم نفت به نام «چشم‌اندازها» شد. نخستین بخش این مجموعه با نام «یک آتش» درباره مهار چاه‌های نفتی است که خاموش کردنشان ۶۵ روز طول کشید و فروغ فرخزاد تدوین آن را به عهده داشت. بهرام بیضایی، «یک آتش» را «حماسه» خواند. این فیلم در سال ۱۳۴۰ برنده جایزه مرکور طلایی بخش فیلم‌های مستند جشنواره فیلم ونیز و پس از آن جایزه شیر سن مارکو شد. این نخستین اثر سینمای ایران بود که جایزه بین‌المللی می‌برد.

در ادامه مجموعه «چشم‌اندازها»، مستندی به نام «موج و مرجان و خارا» در سال ۱۳۴۱ ارائه کرد که با ستایش بسیاری منتقدان روبه‌رو شد. به دلیل همکاری گلستان با کنسرسیوم نفت، عده‌ای از چهره‌های ادبی آن زمان به او لقب «گلستان نفتی» داده بودند، از جمله جلال آل احمد، که ساختن فیلم تبلیغاتی «موج و مرجان و خارا» را نمونه‌ای از رفتارهای «روشنفکران واداده» می‌خواند.

در همان سال، از طرف استودیوی خودش، فروغ فرخزاد را مامور ساخت فیلم مستند «خانه سیاه است» کرد و خود ضمن مشاوره و همفکری با فروغ در این زمینه، مشغول ساخت فیلم کوتاه “خواستگاری” به سفارش موسسه فیلم ملی کانادا شد. فیلم «خانه سیاه است» چندان مورد استقبال منتقدان وقت ایرانی قرار نگرفت. اما در سال ۱۳۴۲، مستند بعدی گلستان به نام «تپه‌های مارلیک» که موضوعش کاوش‌های باستان‌شناسی در منطقه مارلیک بود، جایزه شیر سن‌مارکوی جشنواره ونیز ۱۹۶۴ را به‌ دست آورد.

«خشت و آینه» نخستین فیلم داستانی بلند او، در سال۱۳۴۴ ساخته شد. پس از آن بود که که گلستان بیشترین بحث‌ها را در حوزهٔ گفتمان انتقادی فیلم ایران در دههٔ۴۰ برمی‌انگیخت. «خشت و آینه» از نگاه بسیاری، از نخستین فیلم‌های روشنفکری و غیرمتعارف سینمای ایران بود. گلستان در کنار فرخ غفاری و فریدون رهنما، سه کارگردان برجسته و پیشگام سینمای روشن‌فکری و غیرمتعارف ایران‌ بودند که جریان «موج نو» در سینمای ایران را شکل و جهت دادند.

در سال۲۰۰۷، برنامهٔ بزرگداشت و مرور آثار ابراهیم گلستان در دانشگاه شیکاگوی آمریکا برگزار شد. طی این مراسم، «جاناتان رزنبام»، منتقد سرشناس آمریکایی، که قبلا فیلمی از گلستان ندیده‌ بود و با آثار او آشنایی نداشت، «خشت و آینه» و برخی دیگر از فیلم‌های گلستان را روی پرده دید و در مقاله‌ای ارزش‌های سینمای گلستان را بر شمرد و از غفلت غرب از تاریخ سینمای ایران و پیشگامان واقعی آن ابراز تاسف کرد.

خود گلستان درباره کارنامه فیلم‌سازی‌اش گفت: «من خواسته‌ام سینما بسازم و سینمایی که من می‌خواهم، فرق دارد با یک رشته عکس برای مصورکردن یک مفهوم. آن‌هایی که چنین فیلم‌هایی می‌سازند، یا احمق‌اند یا تماشاکننده‌های خود را احمق می‌دانند.»

به نوشته محمد قائد، از همان دهه‌‏های ۴۰ و ۵۰، ابراهیم گلستان مخالفان بسیاری داشت: «کسانی به موفقیت او رشک می‌بردند. در شرایطی که استخدام دائم در جایی که فرصت کار آزادانۀ فرهنگی به شخص بدهد برای بسیاری از اهل فکر و هنر و قلم آرزو بود، او می‏توانست دیگران را به استخدام در آورد، هرچه دوست دارد بنویسد، هر جا میل دارد برود، هر فیلمی دوست دارد بسازد، حتی اگر به نمایش در نیاید، و برای دولت‌ها کارهای نان‏ و آب‏دار کند بیایند که مستخدم دولت باشد. در جامعه‏ای که داشتن دوربین عکاسی هنوز تجمل به حساب می‏آمد، به ‏عنوان یکی از نخستین فیلم‌برداران ایرانی تلویزیون‌های خارجی، به ارز حقوق می‏گرفت. کار کردن با خارجیان مجال می‏داد ارتباط‌هایی گسترده با قدرتمندان برقرار کند.» ولی به رغم برخورداری از این امتیازات و موفقیت هنری – شاید هم به دلیل آن – گلستان با تندترین الفاظ، چهره‌های سرشناس ادبی ایران را از دم تیغ می‌گذراند.

پس از ساخت چند فیلم مستند دیگر، از جمله «گنجینه‌های گوهر» به سفارش بانک مرکزی، در سال ۱۳۴۶ راهی بریتانیا شد. در سال ۱۳۵۰ به ایران بازگشت تا دومین و آخرین فیلم داستانی خود یعنی «اسرار گنج درهٔ جنی» را بسازد. این فیلم که تلفیقی از فیلم‌های طنز «صمدآقا»ی پرویز صیاد با انتقادهایی از وضعیت کشور بود، مدت کوتاهی اجازهٔ اکران گرفت و اما فروش چندانی نکرد. منتقدان هم دیدگاه‌هایی متضاد در باره فیلم ابراز کردند.

در پی توقیف فیلم، گلستان برای همیشه به بریتانیا مهاجرت کرد، در سال ۱۳۶۰، عمارت اعیانی «وایکهرست» در ساسکس بریتانیا را خرید و همان جا ساکن شد. پس از مهاجرت از ایران، اثر تازه‌ای از گلستان منتشر نشد، اما گفتگوهایی که با او صورت گرفت، بحث و جدل فراوان برانگیخت. کتاب «نوشتن با دوربین»، حاوی گفتگوهای پرویز جاهد با گلستان، جنجالی ترین کتاب سال ۱۳۸۴ بود. گلستان در این گفت‌و‌گو، مفهوم رایج روشنفکری، سیاست و نقد را زیر سوال برد و بی‌پروا به بسیاری از نویسندگان، شاعران و فیلم‌سازان صاحب‌نام ایرانی تاخت.

در سال ۱۳۹۴، حسن فیاد، نویسنده و فیلم‌ساز مقیم آمریکا هم، گفت‌و‌گوهای طولانی‌اش با گلستان را در قالب کتابی با عنوان «از روزگار رفته: چهره به چهره با ابراهیم گلستان» در ایران منتشر کرد. در این کتاب هم، گلستان شخصیت‌های ادبی سرشناسی چون پرویز ناتل خانلری، نادر نادرپور، احمد شاملو و نجف دریابندری را به باد حمله گرفت. مستند «ابراهیم‌ گلستان؛ نقطه سر سطر» هم مستندی بود که محمد عبدی درباره او ساخت و در سال ۲۰۱۸ به نمایش درآمد؛ فیلمی که حاصل ده سال تصویربرداری از آقای گلستان بود.

ابراهیم گلستان با آن که بیش از نیم قرن کار خلاقانه‌ای پدید نیاورد، نامش سر زبان‌ها بود و تمام جنبه‌های زندگی‌اش، از اظهار نظرهای تند و خشم‌آلودش تا روابط خانوادگی و عاشقانه‌اش، بحث و جدل برمی‌انگیخت.

پاسخی ارسال کنید

*

*

هفده − یک =

آخرین اخبار

زیر آسمان کوالالامپور

^
error: Content is protected !!