از نهنگ تا مگس؛ جانورانی که برای دولت‌ها جاسوسی می‌کنند

توریست مالزی – این مطلب نگاهی دارد به حیواناتی در که با هویتی مخفی درعملیات‎های جاسوسی شرکت کرده‌‏اند. به گزارش بی بی سی، اولین قانون جاسوسی این است که...
توریست مالزی – این مطلب نگاهی دارد به حیواناتی در که با هویتی مخفی درعملیات‎های جاسوسی شرکت کرده‌‏اند.
به گزارش بی بی سی، اولین قانون جاسوسی این است که شبیه جاسوس‎ها نباشی. نهنگ بلوگا – البته اگر واقعا اسمش همین باشد – که به تازگی سر و کله‏ اش در آب‎های نروژ پیدا شده احتمالا به بهترین شکل به این قانون عمل کرده اما ظاهرا یک اشتباه اساسی ناشیانه باعث لو رفتن او شد.
صیادان و دانشمندان نروژی به جاسوس بودن این نهنگ مظنون شدند چون وسیله مخصوصی که برای نصب دوربین‏های زیر آب از آن استفاده می‏ شود به تن داشت و روی آن نوشته شده بود ساخته شهر سن‎پترزبورگ در روسیه است. روسیه این موضوع را تکذیب کرده و خود نهنگ هم تا حالا از حرف زدن سرباز زده است!
چه راست باشد و چه دروغ، این احتمالا اولین بار نیست که حیوانات برای جاسوسی تربیت شده‌اند. این مطلب نگاهی دارد به حیواناتی در که با هویتی مخفی درعملیات‎های جاسوسی شرکت کرده‌‏اند.

عملیات گربه شنوا
اگر فقط یک چیز در مورد گربه‎ها بدانیم این است که آن‎ها هر وقت که بخواهند، هر کاری که دلشان بخواهد را انجام می‎دهند. گربه‎ها واقعا حیواناتی مرموز و غیرقابل پیش‎بینی هستند. احتمالا به همین دلیل سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، سی‌آی‌ای به این نتیجه رسیده که این حیوانات گزینه‎ای فوق‌العاده برای تبدیل شدن به مأموران مخفی هستند.
در دهه ۱۹۶۰ نزدیک به ۱۴ میلیون دلار خرج پروژه‌ای شد که طی آن داخل بدن یک گربه‎ دستگاه‎ شنود کار ‏گذاشتند. هدف این بود که گربه مورد نظر برای کسب اطلاعات اطراف جاسوسان روسی که سر قرار با یکدیگر حاضر شده بودند، پرسه بزنند. این عملیات اما در همان روز اول شکست خورد چون این گربه بیرون سفارت شوروی سابق زیر ماشین رفت و کشته شد.

خفاش‎های انفجاری
این حیوانات ساکت هستند، در تاریکی دست به عمل می‎زنند و اغلب در مخفیگاه‌های سری خود در غارها زندگی می‎کنند؛ ویژگی‎هایی تمام عیار برای یک جاسوس و ظاهرا آمریکایی‎ها به همین دلیل نتوانستند جلوی خودشان را بگیرند و سراغ این پرنده نروند. در جریان جنگ جهانی دوم، یک دندانپزشک ایده مجهز کردن یک میلیون خفاش به بمب‎های آتش‎زا را مطرح کرد. هدف این بود که خفاش‎ها را بر فراز شهرهای ژاپن رها کنند و آن‎ها هم روی ساختمان‎ها بنشینند و با انفجارشان طوفان آتش به پا شود.
آزمایش‎های زیادی در این رابطه انجام شد و حتی بر سر یک اشتباه یک آشیانه هواپیما هم در آتش سوخت. اما این ایده در نهایت هیچوقت به اجرا در نیامد.

مگس‌های شنودگر
این پروژه یک نمونه “نبوغ‌آمیز” برای قبول کردن یک موضوع و سپس فکر کردن به چگونگی آن بود. برای داشتن جاسوسان نامحسوسی که روی دیوار بنشینند و بدون این کسی متوجه شود همه اتفاقات را ثبت کنند، تلاش‎های بسیار زیادی انجام شد.
سال ۲۰۰۸، هفته‎نامه علمی “نیو ساینتیست” از تلاش آژانس پروژه‎های تحقیقاتی پیشرفته دفاعی آمریکا برای ساخت حشرات “سایبورگی” (موجودی که هم حشره است و هم ماشین) خبر داد. این سازمان قصد داشت با فرو کردن سیم در سلول‏های عصبی این حشرات، آن‎ها را تحت کنترل درآورد. ایده فرستادن دستگاه‎های شنود بسیار کوچک پرنده به مقر دشمن، واقعا هم وسوسه برانگیز است.
در آن زمان کار روی پروژه‎های مشابهی با حیواناتی مثل کوسه، موش و کبوتر آغاز شده بود، پروژه‎هایی که چندان هم موفق نبودند. اما با پیشرفت فن‌آوری، در حال حاضر تمرکز بر روی ساخت دستگاه‏ های شنود بسیار کوچکی است که شبیه حشرات واقعی هستند.

محکومان اشتباهی
استفاده از حیوانات در عملیات‏های جاسوسی، سال‏هاست که رواج دارد. از کبوترهای پیام‌رسان در جنگ جهانی اول گرفته تا دلفین‎هایی که آمریکا، روسیه و اسرائیل از آن‏ها برای تجسس در زیر آب استفاده می‏ کنند. اما بد نیست کمی هم به فکر آن جانورهای بی‏گناهی باشیم که به اشتباه به دام افتادند.
سال ۲۰۰۷، نیروی نظامی ایران ۱۴ “سنجاب جاسوس” را در نزدیکی تأسیسات هسته‎ای خود به دام انداخت. هیچ‌وقت به طور کامل مشخص نشد این حیوانات در آن منطقه چه کار می ‏کردند.
پرنده‎ها هم از جمله حیواناتی هستند که سازمان‎های اطلاعاتی همیشه به آن‎ها مظنون بوده‎اند.
سال ۲۰۱۳، مقام‌های مصری یک لک لک را دستگیر کردند و دلیلش هم فقط بسته مشکوکی نبود که در منقارش حمل می‏کرد. به این پرنده یک دستگاه الکتریکی وصل شده بود که آژیر خطرش برای سرویس‏های امنیتی به صدا در می‏آمد. این پرنده اما بی گناه بود و دستگاه الکتریکی را گروهی از دانشمندان فرانسوی به او وصل کرده بودند تا مسیر حرکتش را ردیابی کنند.

میمون هارتپول
متهم شدن به جاسوسی به اندازه کافی بد است اما دست‌کم لک لک و گروه سنجاب‏ها آنقدری زنده ماندند که داستان‎شان را برای بقیه تعریف کنند. ماجرا برای میمون هارتپول اما طور دیگری رقم خورد.
بنابر افسانه‎ها در جریان جنگ‏های دوران ناپلئون یک کشتی فرانسوی در سواحل شمال شرقی انگلستان در نزدیکی شهر هارتپول دچار سانحه شد. مردم هارتپول پیش از آن نه میمون دیده بودند و نه هیچوقت چشم‎شان به فرانسوی‏ها خورده بود.
آن‎ها به اشتباه تصور کردند سر و صداهایی که این میمون از خود در می‌آورد به زبان دشمن است و او را به جرم جاسوسی برای فرانسه در همان ساحل به دار آویختند.

پاسخی ارسال کنید

*

*

19 − 5 =

آخرین اخبار

زیر آسمان کوالالامپور

^
error: Content is protected !!