توریست مالزی
۲۶ شهریور ۱۳۹۴
در روزهای پایانی ماموریت جناب آقای دکتر وحید عالی “رایزن علمی جمهوری اسلامی ایران در جنوب شرق آسیا” و به منظور آشنایی هرچه بیشتر دانشجویان مشغول به تحصیل نسبت به فعالیتهای این دفتر، “ماهنامه توریست” فرصتی پدید آورد تا در یک نشست فکری و فرهنگی با آقای دکتر وحید عالی، گفت و گویی را از نزدیک با ایشان داشته باشیم.
جناب آقای دکتر عالی، بعنوان اولین سوال، کارنامه عملکرد دفتر رایزن علمی را چگونه می بینید و نتیجه حاصل از سه سال و نیم فعالیت در جنوب شرق آسیا را چگونه ارزیابی می کنید؟
بسم الله الرحمن الرحیم. خوشحالم که پس از سه سال و نیم امکان ارائه گزارشی از فعالیتهای رایزنی علمی در سه حوزه دفتر رایزنی، ارتباط با ایران و ارتباط با دانشجویان ایرانی شاغل به تحصیل در جنوب شرق آسیا فراهم می آید، لذا از این فرصتی که ماهنامه توریست به بنده داده است بسیار سپاسگزارم .
فعالیتها و اقدامات صورت گرفته توسط دفتر رایزن علمی در طول این مدت بسیار بوده است که شاید ارائه جزئیات در این فرصت مقدور نباشد. در بدو شروع کار – مهر ۱۳۸۵ – دفتر رایزنی علمی جمهوری اسلامی ایران در کشور مالزی، با حکم مشترک وزارت علوم و وزارت بهداشت تاسیس شد. در آن سال دانشجویانی که به سفارت جمهوری اسلامی ایران در کوالالامپور مراجعه و تشکیل پرونده داده بودند، به تعداد ۹۰۰ دانشجو ثبت شده داشته ایم. در آن زمان ایجاد زیرساختها و پایه های محکم فعالیت دفتر رایزنی علمی اولین اولویت به نظر می رسید که می بایست براساس آن بتوانیم دستورالعمل ها و کارهای آتی را انجام دهیم.
ما ابتدا بعنوان یک اقدام زیربنایی سعی کردیم که دانشجویان حوزه جنوب شرق آسیا را از بعد پتانسیل علمی شناسایی کنیم، بعنوان مثال ما متوجه شدیم که بیشترین دانشجویان پزشکی را در فیلیپین داریم و در ژاپن بیشترین دانشجوی فوق دکترا و همینطور در اندونزی تعداد کمی دانشجو داریم و در تایلند حدود ۱۰۰ دانشجو مشغول به تحصیل داریم. بنابراین سرپرستی دفتر با این اقدام، چگونگی توزیع جغرافیایی و تخصصی دانشجویان در این ۱۳ کشور را مشخص و روشن ساخت. البته لازم به ذکر است که در حال حاضر بسیاری از دانشجویان آن زمان، مراحل اتمام تحصیلات و فارغ التحصیلی را طی می کنند.
پس از شناسایی تجمع و چگونگی توزیع جغرافیایی دانشجویی، پیشنهاد تاسیس انجمن های دانشجویی را ارائه دادیم که در حقیقت انجمن های صنفی دانشجویی توسط دانشجویان و تا به الان بصورت خودجوش عمل کرده اند. در حال حاضر تمام دانشگاههایی که بیشتر از ۲۵ دانشجو دارند دارای انجمن صنفی – دانشجویی هستند.
بزرگترین انجمن صنفی دانشجویی در دانشگاه پوترا (UPM) است و انجمن که به اختصار به آن ایسام می گویند توانست الگویی موفق برای دانشگاهها و انجمن های دیگر باشد.
از موارد دیگری که مورد توجه و برنامه ریزی قرار دادیم منسجم کردن پتانسیل موجود دانشجویان بود. در این کار می بایست سه موضوع را دنبال می کردیم. اول اینکه افراد فعال و برتر را در حوزه های علمی شناسایی کنیم. این کار را با جشنواره هایی انجام دادیم که در سال های ۸۶ و ۸۸ بصورت جشنواره برترین های دانشجویی برگزار شد. دانشجویان نمونه و بهترین ها انتخاب شدند و مورد تجلیل و تقدیر قرار گرفتند. در جشنواره دوم ما حتی از تمامی حوزه ها شرکت کننده داشتیم که تعداد ۲۵ نفر بعنوان مرتبه های اول تا ششم انتخاب شدند. از این طریق توانستیم نخبه های علمی – پژوهشی در جنوب شرق آسیا را شناسایی کنیم. تلاش ما در انجمن های موجود، ضمن انجام رویکردهای اجرایی شناسایی و معرفی دانشکده های فعال و قوی تر در حوزه های درسی و تخصصی نیز بود، تا از این طریق بتوانیم روابط متقابل پژوهشی و فناوری نماییم.
در اصل نقاط ضعف و قوت علمی دانشگاهها شناسایی و طی ارائه گزارشهایی، تهران را در جریان نقاط ضعف و قوت این دانشگاههای حوزه جنوب شرق آسیا قرار دادیم.
به عبارت دیگر شما بعنوان یک اقدام علمی به غیر از ارزشیابی عمومی دانشگاهها اقدام به ارزشیابی درون دانشگاهی و شناسایی دپارتمانهای قوی و ضعیف هم نموده اید؟
دقیقا ما این موضوع را دنبال کرده ایم و بهتر است با استفاده از پتانسیل انجمن های دانشجویی، رایزن علمی بعدی هم این روند و بستر علمی را مورد توجه خود قرار دهد. بنابراین شناسایی دپارتمانهایی که قابلیت علمی – فناوری بالاتری دارند یک اقدامی اساسی است که از این طریق می توانیم اعزام بیشتر نیروهای علمی و پرورش نیروها را در کشور بصورت جدی تر دنبال کنیم .
نظر و دیدگاه شما درباره هسته های علمی چیست ؟
در حقیقت مورد سوم اقدام برنامه ای ما تشکیل هسته های علمی در حوزه های تخصصی علمی – فناوری بوده است که در سال سوم اقدام به تاسیس هسته های علمی نموده ایم. در سال سوم ما توانستیم ۸ هسته علمی تاسیس کنیم که هم اکنون مشغول به کار هستند و هر کدام از آنها همایش ها و کارگاههای بسیار خوب، ارزشمند و مناسبی داشته اند. مضافا اینکه از این طریق توانستیم هدایت فعالیتهای علمی دانشجویان را بیشتر تحقق بدهیم.
چه اقداماتی برای بهره برداری بیشتر از پتانسیل علمی موجود دانشجویان ایرانی در مالزی برای کشور ایران صورت گرفته است؟
در حال حاضر پیشنهاد می شود که ما پیگیر این موضوع هستیم که هسته های علمی را از زیرساختار دولتی بودن خارج شوند.زیرا از طریق این هسته های علمی می توانیم از این پتانسیل های عظیم دانشجویان ایرانی در مالزی استفاده ببریم. عدم امکانات کافی و محدودیتهای بخش دولتی امکان بهره برداری مناسب از این پتانسیل را گرفته است. بودجه های محدود ما فعالیتهای این پتانسیل عظیم را محدودتر می کند. پس به دلیل کمبود منابع و کمبود بودجه اگر اینها را بصورت سازمانهای NGO علمی – دانشجویی تعریف کنیم. یعنی بصورت یک NGO متمرکز در ایران و مالزی ثبت و سازمانهای دولتی و غیردولتی ایران و مالزی می توانند به این NGO کمک کنند و از این طریق فعالیتهای گسترده تر و عمیق تری صورت خواهد پذیرفت. این فعالیت های گسترده می تواند شامل همه کشور ایران و همه کشور مالزی شود. البته چهار هسته دیگر هم اعلام آمادگی کرده اند که در حال اقدام و راه اندازی هستند.
لطفا اسامی هسته های علمی که تاکنون اعلام موجودیت کرده اند را بیان کنید؟
هسته های موجود شامل هسته علمی هنرهای اسلامی، هسته علمی نانو تکنولوژی، هسته علمی ژنتیک، هسته علوم اسلامی، هسته علمی علوم ارتباطات، هسته علمی GIS، و هسته های مدیریت و بهداشت و تربیت بدنی همه اعلام آمادگی کرده اند و هنوز شروع به کار نکرده اند و در آینده هم هسته IT و ریاضیات را داریم و هسته مشاوره و تعلیم و تربیت نیز در حال رایزنی و پیگیری هستند. بطورکلی هشت هسته علمی فعال داریم و پنج هسته علمی در حال راه اندازی است و بطور میانگین تاسیس چهار هسته علمی در سال میانگین دستاورد برنامه توسعه هسته های علمی و فعالیتهای علمی دانشجویی در این دفتر بوده است.
همانطور که مستحضرید برنامه ای می تواند باعث توسعه شود که پایدار و مستمر باشد و در زنجیره مدیریتی مورد پیگیری قرار گیرد. لطفا نظر خودتان را برای استمرار و پیگیری این مهم توسط رایزن علمی بعدی بیان فرمایید؟
ما بستر همه آنچه لازم بوده است را چه در مالزی و چه در کشورهای دیگر فراهم کرده ایم. در درجه اول بستر ارتباط با دانشجویان ایرانی، در درجه دوم بستر ارتباط با مراکز دانشگاهی و در نهایت بستر ارتباط با نخبگان. بعنوان مثال می دانیم چه پتانسیل ها و توانمندیهایی در کشورهای جنوب شرق آسیا موجود می باشد. مثلا در ژاپن ما ۱۰۰ فوق دکترا داریم که همه جزو نخبگان ما هستند که همه اینها شناسایی شده اند. بنابراین سه بستر کاملا آماده برای رایزن جدید که انشاء الله به سلامتی بیایند و از اینها استفاده کنند موجود می باشد.
در خبرها مشاهده کرده ایم که میانگین روزی سه نفر هیئت علمی برای دریافت اقامت در سایر کشورهای دیگر از ایران خارج می شوند به نظر شما چگونه می توان این روند را کنترل کرد؟
من خودم خیلی اعتقاد ندارم که رفتن استاد به خارج از کشور فرار مغزهاست. من اصلا به فرار مغزها اعتقاد آنچنانی ندارم. بدلیل اینکه برای دریافت علوم مختلف بایستی استاد حرکت کند و به دنبال علوم مختلف برود. اگر بعضی از علوم در داخل ایران موجود نیست یا بدلیل محدودیت های کشورهای غربی و اروپائی به ما نمی رسد استاد که نبایستی دست روی دست بگذارد، بلکه بایستی مهاجرت کند این فرمایش حضرت رسول اکرم (ص) است.
مالزی در حال حاضر برای کسانی که متخصص هستند اقامت دائم را در طول دو هفته می دهد و این رویکرد را برای تقویت برنامه های توسعه خودش انجام می دهد. به نظر شما ایرانیان با چه انگیزه ای وارد این رویکرد می شوند؟
ببینید یک استاد به جز برای ارائه خدمت، با نیت و هدف دیگری وارد این پروسه نمی شود. حالا این ارائه خدمت را هر جا مطلوب تر ببیند می خواهد توان علمی خود را ارائه کند. یک زمان می بینید مثلا در مالزی امکانات بیشتری وجود دارد که هم می تواند کسب علم کند و هم خدمات بهتری ارائه دهد پس یقیقنا مالزی را انتخاب می کند.
به نظر شما تفاوت کمی و کیفی ارزش دهی به خدمات استادان و دسترسی آنان به خدمات مثبت تر می تواند انگیزه ای برای این مهاجرت باشد؟
بله، خدمات دهندگان در حوزه علمی، وقتی که به این نتیجه می رسند که امکان خدمات علمی و پاسخ مناسبی که به خدمات آنان داده می شود کم است بعنوان مثال وقتی ارزش دهی در مالزی بیشتر باشد خود بخود مهاجرت صورت می گیرد. البته خودشان هم در این جابجایی دارای بار علمی بهتری می شوند. اگر امکانات علمی را در کشور گسترش دهیم، من فکر نمی کنم هیچ استادی نیاز به این داشته باشد که برود در جایی دیگر آن علم را کسب کند. امکانات لازم در ایران خیلی خوب است اما می بایست بیشتر شود و به آن توجه خاص مبذول گردد.
روند تایید مدرک دانشگاهی مالزی و اصولا رده بندی دانشگاههای مالزی چه مبنا و چه رویکردی دارد؟
دو قضیه را بایستی در اینجا بررسی کنیم که نخست رنکینگ دانشگاههاست. رنکینگ دانشگاهها ۳۰ درصد سیاسی و ۷۰ درصد علمی است. ما در رنکینگ دانشگاههای خودمان۳۰ درصد سیاسی را هیچ وقت نداریم باید از آن ۷۰ درصد علمی استفاده کنیم. در آن ۷۰ درصد علمی هم خوب کار نکرده ایم، بعنوان مثال متاسفانه بعضی از دانشگاههای ما حتی یک سایت دو زبانه ندارند که بتوانند اطلاعات خودشان را بگذارند تا کشورهای دیگر بتوانند به آن دسترسی داشته باشند. در مالزی رنکینگ جهانی چهار دانشگاه به UPM ،UKM ،UM و UTM در سال ۲۰۰۹ به ترتیب بعنوان چهار دانشگاه برتر مالزی بوده اند.
ما برای اعتبارسنجی دانشگاههای مالزی و حوزه جنوب شرق آسیا اول می بایست از طرف خود دانشگاه درخواست دریافت کنیم، بعد از آن براساس درخواست دانشگاه بازدید به عمل می آید و مستندسازی صورت می گیرد. مدارک مورد نیاز را به دفتر ما می فرستند و بر مبنای آن گزارشی تهیه و به اداره دانش آموختگان که متولی اعتبار سنجی دانشگاههای مختلف هستند ارسال خواهد شد.
آیا ارزیابی دانشگاههای ایرانی توسط مالزی همین روند را دنبال می کند؟
بله اولویت بندی که آنها دارند، اولویت بندی خودشان است و به ما نمی گویند ولی یقینا دانشگاههای مشهور ما را در اولویت اول قرار می دهند. در مالزی هم براساس سیاستهای خودشان عمل می کنند.
تاکنون چند دانشگاه را از مالزی و سایر کشورهای جنوب شرق آسیا را ارزیابی علمی و رتبه بندی کرده اید؟
دانشگاه UM و UPM در رشته های پزشکی تایید شدند. در دانشگاه UITM در دوره های دکترا و تعدادی از دانشگاهها حدود ۶ دانشگاه به جمع گروه ۲ پیوستند. چهار دانشگاه در اندونزی و چهار دانشگاه در تایلند مورد تایید واقع شده است. تعداد ۲۵۴ دانشگاه در چین مورد تایید قرار گرفته و ۲ دانشگاه در ژاپن و تعدادی دانشگاه هم لغو اعتبار شده اند.
شما چه تفاوتی بین ارتباط دانشجو با استاد در نظام آموزش عالی مالزی و ایران می بینید؟
اختلاف اساسی در نوع پژوهش در حقیقت دو روش مختلف وجود دارد یکی متد استاد محور است و یکی متد دانشجو محور. در کل، آموزش عالی ایران استاد محور هستند و در مالزی دانشجو محور. در متد استاد محور، ذهنیت استاد برای دانشجو تشریح و دانشجو بر محوریت استاد است و problem settting بدست استاد می باشد. برعکس، در کل جنوب شرق آسیا ، دانشجو محوری یک اصل است. در اصل اینجا استاد راهنما است.
مالزی در چشم اندازی در نظر دارد که دانشجویان اینترنشنال خودش را افزایش بدهد، آیا در این زمینه ایران هم چنین حرکتی را داشته است؟
ما در ایران جهت جذب دانشجویان خارجی یکسری مشکلات داریم، محدودیتها به این بر می گردد که دیدگاه ما از دانشجویان خارجی چیست و این دیدگاه بایستی اصلاح شود. دید خودمان را باید این قرار بدهیم که دانشجوی اینترنشنال با خودش علوم جدید می آورد و دانشجویان ما می توانند از آن استفاده کنند. در این صورت آمارهای بالای جذب دانشجوی خارجی خواهیم داشت. باید دیدگاه جذب دانشجوی خارجی روشن شود. دیدگاهی که در مالزی حاکم است جذب دانشجویان خارجی به منظور پیشبرد پروژه های خودشان است. یعنی الان آنها دارند با دانشجویان ما پروژه های خودشان را انجام می دهند. مثلا” پروژه استخراج یک نوع سوخت از روغن نخل، پروژه با هدایت استاد است ولی کار اصلی را دانشجوی ایرانی انجام می دهد. یو پی ام ۱۸۰۰ دانشجوی ایرانی دارد وقتی ۹۰۰ دوره دکترا و هر کدام یک مقاله تولید کنند می شود نزدیک هزار مقاله به نام یو پی ام که آنها به نام آن دانشگاه ثبت و از این طریق رنکینگ علمی این دانشگاه ارتقاء می یابد.
چه تعداد دانشجوی اینترنشنال در ایران داریم؟
آمار قطعی ندارم ولی می دانم دانشگاه شریف، دانشگاه علم و صنعت، دانشگاه تهران اینها در مناطق آزاد شعبه هایی دارند که در آن مراکز دانشجوی ایرانی و اینترنشنال را می پذیرند. البته در خود دانشگاههایی که نام بردم تعدادی دانشجوی بین المللی داریم که آمار دقیقی از آنها در اختیار ندارم.
آیا تاکنون بین دانشگاههای مالزی و ایران ارتباطات و تبادلات متقابلی بوده است؟
ما حدود ۱۵ تفاهم نامه در این سه سال داشته ایم ولی اصل کار تفاهم نامه نیست، بلکه اجرایی سازی این تفاهم نامه و اقدام آن می باشد. ما پنج تا شش مورد را در این تفاهم نامه ها بصورت اجرایی داریم. مثلا دانشگاه صنعتی اصفهان خیلی خوب فعالیت می کند و در تبادل استاد و دانشجو موفق بوده است.
چه تفاوتهایی بین احداث دانشگاه خصوصی خارجی در ایران و مالزی وجود دارد؟
احداث دانشگاههای خصوصی خارجی در ایران در مناطق آزاد امکان دارد. در کل شیوه های متفاوت برخورد با دانشگاههای دولتی و خصوصی در ایران وجود دارد.
سرانجام تاسیس دانشگاه پیام نور و آزاد در مالزی به کجا انجامید؟
دانشگاه آزاد موفق نبوده که مرکزی در اینجا داشته باشد ولی پذیرش دانشجو در دانشگاه پیام نور در بهمن ۱۳۸۵ شروع شد. جدای از ساختار دفتر رایزن علمی با دو دانشجو آغاز شد و در حال حاضر ۵۰ دانشجو داریم. دانشگاه پیام نور در نمایندگی جنوب شرق آسیا بعنوان مرکز جنوب شرق آسیا تا به الان چند رشته داشته و در مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد به تعداد نصف نصف یعنی هر مقطع ۲۵ دانشجو ثبت نام شده داریم. مجوز دکترا را هم گرفته ایم که از مهر سال آینده در دو رشته دکترا شروع به فعالیت خواهد کرد. اکثر رشته های علوم انسانی مدیریت، روان شناسی و غیره را داریم.
تجارب تلخ و شیرین شما در مالزی چه بود؟
تجارب در مجموع شیرین بود، فقط هر وقت نمی توانستیم کاری برای دانشجویان بدلیل مشکلات اداری و مالی انجام بدهیم خیلی تلخ بود.
آیا در پیگیری امور مربوط به دفتر رایزنی علمی همکاری هم داشته اید؟
کل کار بعهده خودم بوده است از تایپ نامه ها که حدود ۵ تا ۱۰ نامه در روز بوده است تا ملاقاتهای متعدد حضوری روزانه. پاسخگویی به حدود ۶۰۰۰ ایمیل که تماما بصورت شخصی انجام می دادم تا پاسخگویی تلفنهایی که مستقیما می توانستند با من تماس بگیرند.
قصد شما بعد از تمام ماموریت شما در این مسوولیت چیست؟
خیلی ساده نیست با ۹۰۰۰ دانشجو سه سال و نیم بودن خیلی تعلق خاطر پدید می آورد و رابطه عمیقی ایجاد می کند. دل کندن از آنها مشکل است و برای آینده هم انشاءاله تصمیم گیری خواهم نمود.
بیوگرافی و سوابق علمی خودتان را بیان کنید؟
من دکترای ریاضی گرایش هندسه فنسلر، هندسه منیفلد دارم که در سال ۱۳۷۲ فارغ التحصیل شدم. از سال ۱۳۶۵ عضو هیئت علمی بوده ام و تا قبل از ماموریت، به امر تدریس و مدیریت آموزشی دانشگاه و مدیر برنامه ریزی، مدیر گروه ریاضی، معاون آموزش، مدیر پژوهش و معاون پژوهشی مشغول بوده ام. حدود ۱۶ مقاله علمی دارم و در مجموع چهار موضوع علمی را دنبال می کند:
۱ – هندسه منیفلد
۲ – تئوری فازی
۳ – تحقیق و عملیات (OR)
۴ – مدل سازی ریاضی
اخیرا هم یک حوزه دیگری را به کارم اضافه کرده ام و آن حوزه پزشکی است. روی مدل سازی ریاضی برای HIV مشغول کار می باشم که مدل سازی ریاضی HIV کاربرد ریاضی در یک جهت انسانی برای طراحی مدل ها می باشد.
پیام آخر شما برای دانشجویان و ایرانیان مقیم مالزی چیست؟
همدیگر را دوست داشته باشیم. سهل بگیریم تا خدا هم به ما آسان بگیرد. اگر سهل گیر نباشید خداوند هم معلوم نیست روز قیامت به ما سهل بگیرد. به این مقصود است که بایستی از خطاهای کوچک هم چشم پوشی کنیم. به همدیگر محبت کنیم. به هم دیگر دروغ نگوییم، اگر کاری از دستمان بر می آید چرا انجام ندهیم. هرکاری برای گسترش مسائل علمی از دست مان بر می آید دریغ نکنیم.
جناب آقای دکتر عالی، بعنوان اولین سوال، کارنامه عملکرد دفتر رایزن علمی را چگونه می بینید و نتیجه حاصل از سه سال و نیم فعالیت در جنوب شرق آسیا را چگونه ارزیابی می کنید؟
بسم الله الرحمن الرحیم. خوشحالم که پس از سه سال و نیم امکان ارائه گزارشی از فعالیتهای رایزنی علمی در سه حوزه دفتر رایزنی، ارتباط با ایران و ارتباط با دانشجویان ایرانی شاغل به تحصیل در جنوب شرق آسیا فراهم می آید، لذا از این فرصتی که ماهنامه توریست به بنده داده است بسیار سپاسگزارم .
فعالیتها و اقدامات صورت گرفته توسط دفتر رایزن علمی در طول این مدت بسیار بوده است که شاید ارائه جزئیات در این فرصت مقدور نباشد. در بدو شروع کار – مهر ۱۳۸۵ – دفتر رایزنی علمی جمهوری اسلامی ایران در کشور مالزی، با حکم مشترک وزارت علوم و وزارت بهداشت تاسیس شد. در آن سال دانشجویانی که به سفارت جمهوری اسلامی ایران در کوالالامپور مراجعه و تشکیل پرونده داده بودند، به تعداد ۹۰۰ دانشجو ثبت شده داشته ایم. در آن زمان ایجاد زیرساختها و پایه های محکم فعالیت دفتر رایزنی علمی اولین اولویت به نظر می رسید که می بایست براساس آن بتوانیم دستورالعمل ها و کارهای آتی را انجام دهیم.
ما ابتدا بعنوان یک اقدام زیربنایی سعی کردیم که دانشجویان حوزه جنوب شرق آسیا را از بعد پتانسیل علمی شناسایی کنیم، بعنوان مثال ما متوجه شدیم که بیشترین دانشجویان پزشکی را در فیلیپین داریم و در ژاپن بیشترین دانشجوی فوق دکترا و همینطور در اندونزی تعداد کمی دانشجو داریم و در تایلند حدود ۱۰۰ دانشجو مشغول به تحصیل داریم. بنابراین سرپرستی دفتر با این اقدام، چگونگی توزیع جغرافیایی و تخصصی دانشجویان در این ۱۳ کشور را مشخص و روشن ساخت. البته لازم به ذکر است که در حال حاضر بسیاری از دانشجویان آن زمان، مراحل اتمام تحصیلات و فارغ التحصیلی را طی می کنند.
پس از شناسایی تجمع و چگونگی توزیع جغرافیایی دانشجویی، پیشنهاد تاسیس انجمن های دانشجویی را ارائه دادیم که در حقیقت انجمن های صنفی دانشجویی توسط دانشجویان و تا به الان بصورت خودجوش عمل کرده اند. در حال حاضر تمام دانشگاههایی که بیشتر از ۲۵ دانشجو دارند دارای انجمن صنفی – دانشجویی هستند.
بزرگترین انجمن صنفی دانشجویی در دانشگاه پوترا (UPM) است و انجمن که به اختصار به آن ایسام می گویند توانست الگویی موفق برای دانشگاهها و انجمن های دیگر باشد.
از موارد دیگری که مورد توجه و برنامه ریزی قرار دادیم منسجم کردن پتانسیل موجود دانشجویان بود. در این کار می بایست سه موضوع را دنبال می کردیم. اول اینکه افراد فعال و برتر را در حوزه های علمی شناسایی کنیم. این کار را با جشنواره هایی انجام دادیم که در سال های ۸۶ و ۸۸ بصورت جشنواره برترین های دانشجویی برگزار شد. دانشجویان نمونه و بهترین ها انتخاب شدند و مورد تجلیل و تقدیر قرار گرفتند. در جشنواره دوم ما حتی از تمامی حوزه ها شرکت کننده داشتیم که تعداد ۲۵ نفر بعنوان مرتبه های اول تا ششم انتخاب شدند. از این طریق توانستیم نخبه های علمی – پژوهشی در جنوب شرق آسیا را شناسایی کنیم. تلاش ما در انجمن های موجود، ضمن انجام رویکردهای اجرایی شناسایی و معرفی دانشکده های فعال و قوی تر در حوزه های درسی و تخصصی نیز بود، تا از این طریق بتوانیم روابط متقابل پژوهشی و فناوری نماییم.
در اصل نقاط ضعف و قوت علمی دانشگاهها شناسایی و طی ارائه گزارشهایی، تهران را در جریان نقاط ضعف و قوت این دانشگاههای حوزه جنوب شرق آسیا قرار دادیم.
به عبارت دیگر شما بعنوان یک اقدام علمی به غیر از ارزشیابی عمومی دانشگاهها اقدام به ارزشیابی درون دانشگاهی و شناسایی دپارتمانهای قوی و ضعیف هم نموده اید؟
دقیقا ما این موضوع را دنبال کرده ایم و بهتر است با استفاده از پتانسیل انجمن های دانشجویی، رایزن علمی بعدی هم این روند و بستر علمی را مورد توجه خود قرار دهد. بنابراین شناسایی دپارتمانهایی که قابلیت علمی – فناوری بالاتری دارند یک اقدامی اساسی است که از این طریق می توانیم اعزام بیشتر نیروهای علمی و پرورش نیروها را در کشور بصورت جدی تر دنبال کنیم .
نظر و دیدگاه شما درباره هسته های علمی چیست ؟
در حقیقت مورد سوم اقدام برنامه ای ما تشکیل هسته های علمی در حوزه های تخصصی علمی – فناوری بوده است که در سال سوم اقدام به تاسیس هسته های علمی نموده ایم. در سال سوم ما توانستیم ۸ هسته علمی تاسیس کنیم که هم اکنون مشغول به کار هستند و هر کدام از آنها همایش ها و کارگاههای بسیار خوب، ارزشمند و مناسبی داشته اند. مضافا اینکه از این طریق توانستیم هدایت فعالیتهای علمی دانشجویان را بیشتر تحقق بدهیم.
چه اقداماتی برای بهره برداری بیشتر از پتانسیل علمی موجود دانشجویان ایرانی در مالزی برای کشور ایران صورت گرفته است؟
در حال حاضر پیشنهاد می شود که ما پیگیر این موضوع هستیم که هسته های علمی را از زیرساختار دولتی بودن خارج شوند.زیرا از طریق این هسته های علمی می توانیم از این پتانسیل های عظیم دانشجویان ایرانی در مالزی استفاده ببریم. عدم امکانات کافی و محدودیتهای بخش دولتی امکان بهره برداری مناسب از این پتانسیل را گرفته است. بودجه های محدود ما فعالیتهای این پتانسیل عظیم را محدودتر می کند. پس به دلیل کمبود منابع و کمبود بودجه اگر اینها را بصورت سازمانهای NGO علمی – دانشجویی تعریف کنیم. یعنی بصورت یک NGO متمرکز در ایران و مالزی ثبت و سازمانهای دولتی و غیردولتی ایران و مالزی می توانند به این NGO کمک کنند و از این طریق فعالیتهای گسترده تر و عمیق تری صورت خواهد پذیرفت. این فعالیت های گسترده می تواند شامل همه کشور ایران و همه کشور مالزی شود. البته چهار هسته دیگر هم اعلام آمادگی کرده اند که در حال اقدام و راه اندازی هستند.
لطفا اسامی هسته های علمی که تاکنون اعلام موجودیت کرده اند را بیان کنید؟
هسته های موجود شامل هسته علمی هنرهای اسلامی، هسته علمی نانو تکنولوژی، هسته علمی ژنتیک، هسته علوم اسلامی، هسته علمی علوم ارتباطات، هسته علمی GIS، و هسته های مدیریت و بهداشت و تربیت بدنی همه اعلام آمادگی کرده اند و هنوز شروع به کار نکرده اند و در آینده هم هسته IT و ریاضیات را داریم و هسته مشاوره و تعلیم و تربیت نیز در حال رایزنی و پیگیری هستند. بطورکلی هشت هسته علمی فعال داریم و پنج هسته علمی در حال راه اندازی است و بطور میانگین تاسیس چهار هسته علمی در سال میانگین دستاورد برنامه توسعه هسته های علمی و فعالیتهای علمی دانشجویی در این دفتر بوده است.
همانطور که مستحضرید برنامه ای می تواند باعث توسعه شود که پایدار و مستمر باشد و در زنجیره مدیریتی مورد پیگیری قرار گیرد. لطفا نظر خودتان را برای استمرار و پیگیری این مهم توسط رایزن علمی بعدی بیان فرمایید؟
ما بستر همه آنچه لازم بوده است را چه در مالزی و چه در کشورهای دیگر فراهم کرده ایم. در درجه اول بستر ارتباط با دانشجویان ایرانی، در درجه دوم بستر ارتباط با مراکز دانشگاهی و در نهایت بستر ارتباط با نخبگان. بعنوان مثال می دانیم چه پتانسیل ها و توانمندیهایی در کشورهای جنوب شرق آسیا موجود می باشد. مثلا در ژاپن ما ۱۰۰ فوق دکترا داریم که همه جزو نخبگان ما هستند که همه اینها شناسایی شده اند. بنابراین سه بستر کاملا آماده برای رایزن جدید که انشاء الله به سلامتی بیایند و از اینها استفاده کنند موجود می باشد.
در خبرها مشاهده کرده ایم که میانگین روزی سه نفر هیئت علمی برای دریافت اقامت در سایر کشورهای دیگر از ایران خارج می شوند به نظر شما چگونه می توان این روند را کنترل کرد؟
من خودم خیلی اعتقاد ندارم که رفتن استاد به خارج از کشور فرار مغزهاست. من اصلا به فرار مغزها اعتقاد آنچنانی ندارم. بدلیل اینکه برای دریافت علوم مختلف بایستی استاد حرکت کند و به دنبال علوم مختلف برود. اگر بعضی از علوم در داخل ایران موجود نیست یا بدلیل محدودیت های کشورهای غربی و اروپائی به ما نمی رسد استاد که نبایستی دست روی دست بگذارد، بلکه بایستی مهاجرت کند این فرمایش حضرت رسول اکرم (ص) است.
مالزی در حال حاضر برای کسانی که متخصص هستند اقامت دائم را در طول دو هفته می دهد و این رویکرد را برای تقویت برنامه های توسعه خودش انجام می دهد. به نظر شما ایرانیان با چه انگیزه ای وارد این رویکرد می شوند؟
ببینید یک استاد به جز برای ارائه خدمت، با نیت و هدف دیگری وارد این پروسه نمی شود. حالا این ارائه خدمت را هر جا مطلوب تر ببیند می خواهد توان علمی خود را ارائه کند. یک زمان می بینید مثلا در مالزی امکانات بیشتری وجود دارد که هم می تواند کسب علم کند و هم خدمات بهتری ارائه دهد پس یقیقنا مالزی را انتخاب می کند.
به نظر شما تفاوت کمی و کیفی ارزش دهی به خدمات استادان و دسترسی آنان به خدمات مثبت تر می تواند انگیزه ای برای این مهاجرت باشد؟
بله، خدمات دهندگان در حوزه علمی، وقتی که به این نتیجه می رسند که امکان خدمات علمی و پاسخ مناسبی که به خدمات آنان داده می شود کم است بعنوان مثال وقتی ارزش دهی در مالزی بیشتر باشد خود بخود مهاجرت صورت می گیرد. البته خودشان هم در این جابجایی دارای بار علمی بهتری می شوند. اگر امکانات علمی را در کشور گسترش دهیم، من فکر نمی کنم هیچ استادی نیاز به این داشته باشد که برود در جایی دیگر آن علم را کسب کند. امکانات لازم در ایران خیلی خوب است اما می بایست بیشتر شود و به آن توجه خاص مبذول گردد.
روند تایید مدرک دانشگاهی مالزی و اصولا رده بندی دانشگاههای مالزی چه مبنا و چه رویکردی دارد؟
دو قضیه را بایستی در اینجا بررسی کنیم که نخست رنکینگ دانشگاههاست. رنکینگ دانشگاهها ۳۰ درصد سیاسی و ۷۰ درصد علمی است. ما در رنکینگ دانشگاههای خودمان۳۰ درصد سیاسی را هیچ وقت نداریم باید از آن ۷۰ درصد علمی استفاده کنیم. در آن ۷۰ درصد علمی هم خوب کار نکرده ایم، بعنوان مثال متاسفانه بعضی از دانشگاههای ما حتی یک سایت دو زبانه ندارند که بتوانند اطلاعات خودشان را بگذارند تا کشورهای دیگر بتوانند به آن دسترسی داشته باشند. در مالزی رنکینگ جهانی چهار دانشگاه به UPM ،UKM ،UM و UTM در سال ۲۰۰۹ به ترتیب بعنوان چهار دانشگاه برتر مالزی بوده اند.
ما برای اعتبارسنجی دانشگاههای مالزی و حوزه جنوب شرق آسیا اول می بایست از طرف خود دانشگاه درخواست دریافت کنیم، بعد از آن براساس درخواست دانشگاه بازدید به عمل می آید و مستندسازی صورت می گیرد. مدارک مورد نیاز را به دفتر ما می فرستند و بر مبنای آن گزارشی تهیه و به اداره دانش آموختگان که متولی اعتبار سنجی دانشگاههای مختلف هستند ارسال خواهد شد.
آیا ارزیابی دانشگاههای ایرانی توسط مالزی همین روند را دنبال می کند؟
بله اولویت بندی که آنها دارند، اولویت بندی خودشان است و به ما نمی گویند ولی یقینا دانشگاههای مشهور ما را در اولویت اول قرار می دهند. در مالزی هم براساس سیاستهای خودشان عمل می کنند.
تاکنون چند دانشگاه را از مالزی و سایر کشورهای جنوب شرق آسیا را ارزیابی علمی و رتبه بندی کرده اید؟
دانشگاه UM و UPM در رشته های پزشکی تایید شدند. در دانشگاه UITM در دوره های دکترا و تعدادی از دانشگاهها حدود ۶ دانشگاه به جمع گروه ۲ پیوستند. چهار دانشگاه در اندونزی و چهار دانشگاه در تایلند مورد تایید واقع شده است. تعداد ۲۵۴ دانشگاه در چین مورد تایید قرار گرفته و ۲ دانشگاه در ژاپن و تعدادی دانشگاه هم لغو اعتبار شده اند.
شما چه تفاوتی بین ارتباط دانشجو با استاد در نظام آموزش عالی مالزی و ایران می بینید؟
اختلاف اساسی در نوع پژوهش در حقیقت دو روش مختلف وجود دارد یکی متد استاد محور است و یکی متد دانشجو محور. در کل، آموزش عالی ایران استاد محور هستند و در مالزی دانشجو محور. در متد استاد محور، ذهنیت استاد برای دانشجو تشریح و دانشجو بر محوریت استاد است و problem settting بدست استاد می باشد. برعکس، در کل جنوب شرق آسیا ، دانشجو محوری یک اصل است. در اصل اینجا استاد راهنما است.
مالزی در چشم اندازی در نظر دارد که دانشجویان اینترنشنال خودش را افزایش بدهد، آیا در این زمینه ایران هم چنین حرکتی را داشته است؟
ما در ایران جهت جذب دانشجویان خارجی یکسری مشکلات داریم، محدودیتها به این بر می گردد که دیدگاه ما از دانشجویان خارجی چیست و این دیدگاه بایستی اصلاح شود. دید خودمان را باید این قرار بدهیم که دانشجوی اینترنشنال با خودش علوم جدید می آورد و دانشجویان ما می توانند از آن استفاده کنند. در این صورت آمارهای بالای جذب دانشجوی خارجی خواهیم داشت. باید دیدگاه جذب دانشجوی خارجی روشن شود. دیدگاهی که در مالزی حاکم است جذب دانشجویان خارجی به منظور پیشبرد پروژه های خودشان است. یعنی الان آنها دارند با دانشجویان ما پروژه های خودشان را انجام می دهند. مثلا” پروژه استخراج یک نوع سوخت از روغن نخل، پروژه با هدایت استاد است ولی کار اصلی را دانشجوی ایرانی انجام می دهد. یو پی ام ۱۸۰۰ دانشجوی ایرانی دارد وقتی ۹۰۰ دوره دکترا و هر کدام یک مقاله تولید کنند می شود نزدیک هزار مقاله به نام یو پی ام که آنها به نام آن دانشگاه ثبت و از این طریق رنکینگ علمی این دانشگاه ارتقاء می یابد.
چه تعداد دانشجوی اینترنشنال در ایران داریم؟
آمار قطعی ندارم ولی می دانم دانشگاه شریف، دانشگاه علم و صنعت، دانشگاه تهران اینها در مناطق آزاد شعبه هایی دارند که در آن مراکز دانشجوی ایرانی و اینترنشنال را می پذیرند. البته در خود دانشگاههایی که نام بردم تعدادی دانشجوی بین المللی داریم که آمار دقیقی از آنها در اختیار ندارم.
آیا تاکنون بین دانشگاههای مالزی و ایران ارتباطات و تبادلات متقابلی بوده است؟
ما حدود ۱۵ تفاهم نامه در این سه سال داشته ایم ولی اصل کار تفاهم نامه نیست، بلکه اجرایی سازی این تفاهم نامه و اقدام آن می باشد. ما پنج تا شش مورد را در این تفاهم نامه ها بصورت اجرایی داریم. مثلا دانشگاه صنعتی اصفهان خیلی خوب فعالیت می کند و در تبادل استاد و دانشجو موفق بوده است.
چه تفاوتهایی بین احداث دانشگاه خصوصی خارجی در ایران و مالزی وجود دارد؟
احداث دانشگاههای خصوصی خارجی در ایران در مناطق آزاد امکان دارد. در کل شیوه های متفاوت برخورد با دانشگاههای دولتی و خصوصی در ایران وجود دارد.
سرانجام تاسیس دانشگاه پیام نور و آزاد در مالزی به کجا انجامید؟
دانشگاه آزاد موفق نبوده که مرکزی در اینجا داشته باشد ولی پذیرش دانشجو در دانشگاه پیام نور در بهمن ۱۳۸۵ شروع شد. جدای از ساختار دفتر رایزن علمی با دو دانشجو آغاز شد و در حال حاضر ۵۰ دانشجو داریم. دانشگاه پیام نور در نمایندگی جنوب شرق آسیا بعنوان مرکز جنوب شرق آسیا تا به الان چند رشته داشته و در مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد به تعداد نصف نصف یعنی هر مقطع ۲۵ دانشجو ثبت نام شده داریم. مجوز دکترا را هم گرفته ایم که از مهر سال آینده در دو رشته دکترا شروع به فعالیت خواهد کرد. اکثر رشته های علوم انسانی مدیریت، روان شناسی و غیره را داریم.
تجارب تلخ و شیرین شما در مالزی چه بود؟
تجارب در مجموع شیرین بود، فقط هر وقت نمی توانستیم کاری برای دانشجویان بدلیل مشکلات اداری و مالی انجام بدهیم خیلی تلخ بود.
آیا در پیگیری امور مربوط به دفتر رایزنی علمی همکاری هم داشته اید؟
کل کار بعهده خودم بوده است از تایپ نامه ها که حدود ۵ تا ۱۰ نامه در روز بوده است تا ملاقاتهای متعدد حضوری روزانه. پاسخگویی به حدود ۶۰۰۰ ایمیل که تماما بصورت شخصی انجام می دادم تا پاسخگویی تلفنهایی که مستقیما می توانستند با من تماس بگیرند.
قصد شما بعد از تمام ماموریت شما در این مسوولیت چیست؟
خیلی ساده نیست با ۹۰۰۰ دانشجو سه سال و نیم بودن خیلی تعلق خاطر پدید می آورد و رابطه عمیقی ایجاد می کند. دل کندن از آنها مشکل است و برای آینده هم انشاءاله تصمیم گیری خواهم نمود.
بیوگرافی و سوابق علمی خودتان را بیان کنید؟
من دکترای ریاضی گرایش هندسه فنسلر، هندسه منیفلد دارم که در سال ۱۳۷۲ فارغ التحصیل شدم. از سال ۱۳۶۵ عضو هیئت علمی بوده ام و تا قبل از ماموریت، به امر تدریس و مدیریت آموزشی دانشگاه و مدیر برنامه ریزی، مدیر گروه ریاضی، معاون آموزش، مدیر پژوهش و معاون پژوهشی مشغول بوده ام. حدود ۱۶ مقاله علمی دارم و در مجموع چهار موضوع علمی را دنبال می کند:
۱ – هندسه منیفلد
۲ – تئوری فازی
۳ – تحقیق و عملیات (OR)
۴ – مدل سازی ریاضی
اخیرا هم یک حوزه دیگری را به کارم اضافه کرده ام و آن حوزه پزشکی است. روی مدل سازی ریاضی برای HIV مشغول کار می باشم که مدل سازی ریاضی HIV کاربرد ریاضی در یک جهت انسانی برای طراحی مدل ها می باشد.
پیام آخر شما برای دانشجویان و ایرانیان مقیم مالزی چیست؟
همدیگر را دوست داشته باشیم. سهل بگیریم تا خدا هم به ما آسان بگیرد. اگر سهل گیر نباشید خداوند هم معلوم نیست روز قیامت به ما سهل بگیرد. به این مقصود است که بایستی از خطاهای کوچک هم چشم پوشی کنیم. به همدیگر محبت کنیم. به هم دیگر دروغ نگوییم، اگر کاری از دستمان بر می آید چرا انجام ندهیم. هرکاری برای گسترش مسائل علمی از دست مان بر می آید دریغ نکنیم.

