توریست مالزی
۹ خرداد ۱۴۰۴
توریست مالزی – وزیر امور خارجه ایران سرمایهگذاری آمریکا در نیروگاههای هستهای را فرصتی برد-برد معرفی میکند.
به گزارش فارین پالیسی، ماه گذشته، ایدهای جسورانه و غیرمنتظره در مذاکرات آمریکا و ایران مطرح شد: اگر ایالات متحده نه تنها تلاش نکند تا برنامه هستهای ایران را مهار کند، بلکه در ساخت آن مشارکت کند، چه خواهد شد؟
این پیشنهاد مستقیماً روی غریزه معاملهگری دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، حساب باز کرده است؛ غریزهای که هفته گذشته در جریان سفرش به خاورمیانه بهخوبی به نمایش گذاشته شد. عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، در یادداشتی در واشینگتنپست در ماه آوریل نوشت که یک توافق هستهای جدید میتواند راه را برای دسترسی شرکتهای آمریکایی به آنچه او «فرصتی اقتصادی به ارزش هزار میلیارد دلار» خواند هموار کند؛ فرصتی در کشوری که یکی از بزرگترین ذخایر نفت و گاز جهان را در اختیار دارد.
عراقچی همچنین متن سخنرانیای را که قرار بود در اندیشکده کارنگی برای صلح بینالمللی ایراد کند ــ اما این مراسم لغو شد ــ منتشر کرد. او در این سخنرانی، برنامه ایران برای ساخت حداقل ۱۹ راکتور هستهای جدید را تشریح کرده و ایده سرمایهگذاری آمریکا در این پروژهها را مطرح کرده بود. به گفته او، بازار داخلی ایران میتواند به «احیای صنعت هستهای بحرانزده آمریکا» کمک کند.
این پیشنهاد نه یک شاخه زیتون دیپلماتیک، بلکه حرکتی حسابشده برای جذب سبک خاص دیپلماسی ترامپ بود: دیپلماسیای مبتنی بر معامله، پرمخاطره و تیترساز. در این پیشنهاد، مشاغل جدید برای آمریکا و سازوکارهای نظارتی سختگیرانه در ازای لغو تحریمها و دسترسی فناوری برای ایران پیشنهاد شده بود. ایران تلاش میکرد یک بحران چند دهساله را به یک فرصت اقتصادی مشترک تبدیل کند.
پیام پنهان عراقچی برای ترامپ استراتژیک بود: برنامه هستهای ایران را نه بهعنوان تهدید امنیتی، بلکه بهعنوان دارایی اقتصادی بازتعریف کنید. ترامپ به اعداد بزرگ و توافقهای بزرگ واکنش نشان میدهد. ایده این است که اگر به او وعده مشاغل جدید در آمریکا و توافقی ماندگار داده شود، ممکن است همراهی کند. البته این پیشنهاد کاملاً جدید نبود. در جریان مذاکرات بر سر توافق هستهای سال ۲۰۱۵ (برنامه جامع اقدام مشترک یا برجام) نیز بحثهایی از این دست میان دو کشور مطرح شده بود؛ توافقی که ترامپ در سال ۲۰۱۸ آن را لغو کرد.
اکنون، ایران بار دیگر با مطرحکردن امکان مشارکت اقتصادی در صنعت هستهایاش، در حال آزمودن حد تحمل سیاسی آمریکا است ــ در زمانی که ترامپ در حال بازنویسی قواعد دیپلماسی سنتی است. تهران امیدوار است که ترامپ، برخلاف روسایجمهور پیشین، مذاکرات هستهای را از دریچه منافع معاملهگرانه ببیند.
از منظر تاریخی، این ایده چندان دور از ذهن نیست. برنامه هستهای ایران با حمایت آمریکا آغاز شد. در سال ۱۹۵۷، تحت طرح «اتم برای صلح» رئیسجمهور آیزنهاور ــ برنامهای در دوران جنگ سرد برای ترویج استفاده صلحآمیز از فناوری هستهای در کشورهای متحد ــ ایالات متحده به ایران برای راهاندازی اولین برنامه هستهایاش کمک کرد. دههای بعد، آمریکا یک راکتور تحقیقاتی ۵ مگاواتی در دانشگاه تهران ساخت که هنوز هم فعال است. آمریکا حتی اورانیوم غنیشده با درجه تسلیحاتی را برای سوخت آن در اختیار ایران قرار داد.
در دهه ۱۹۷۰، با رونق درآمدهای نفتی، ایران بهسرعت برنامه هستهایاش را به یک برنامه کامل غیرنظامی گسترش داد. بسیاری از دانشمندان این برنامه، آموزشهای خود را در مؤسساتی چون MIT و دیگر دانشگاههای معتبر آمریکا گذراندهاند.
امروزه، انگیزه ایران برای جلب همکاری اقتصادی با غرب، تا حدی ناشی از سرخوردگی فزایندهاش از نتایج محدود «چرخش به شرق» است. تهران مدتها امیدوار بود که روابط عمیقتر با چین و روسیه بتواند اثر تحریمهای آمریکا را خنثی کرده و پایههای «اقتصاد مقاومتی» خودکفا را بنا کند. اما این رؤیا آنگونه که انتظار میرفت تحقق نیافت. تحریمهای آمریکا همچنان تجارت را فلج کرده، مانع سرمایهگذاری شده و پروژههای مشترک را به تعویق انداختهاند.
روسیه تاکنون ثابتقدمترین شریک هستهای ایران بوده است. شرکت دولتی «روساتم» سوخت و پشتیبانی فنی نیروگاه بوشهر را تأمین میکند و اکنون در حال ساخت دو واحد جدید دیگر در این نیروگاه با نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی است.
به گزارش فارین پالیسی، ماه گذشته، ایدهای جسورانه و غیرمنتظره در مذاکرات آمریکا و ایران مطرح شد: اگر ایالات متحده نه تنها تلاش نکند تا برنامه هستهای ایران را مهار کند، بلکه در ساخت آن مشارکت کند، چه خواهد شد؟
این پیشنهاد مستقیماً روی غریزه معاملهگری دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، حساب باز کرده است؛ غریزهای که هفته گذشته در جریان سفرش به خاورمیانه بهخوبی به نمایش گذاشته شد. عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، در یادداشتی در واشینگتنپست در ماه آوریل نوشت که یک توافق هستهای جدید میتواند راه را برای دسترسی شرکتهای آمریکایی به آنچه او «فرصتی اقتصادی به ارزش هزار میلیارد دلار» خواند هموار کند؛ فرصتی در کشوری که یکی از بزرگترین ذخایر نفت و گاز جهان را در اختیار دارد.
عراقچی همچنین متن سخنرانیای را که قرار بود در اندیشکده کارنگی برای صلح بینالمللی ایراد کند ــ اما این مراسم لغو شد ــ منتشر کرد. او در این سخنرانی، برنامه ایران برای ساخت حداقل ۱۹ راکتور هستهای جدید را تشریح کرده و ایده سرمایهگذاری آمریکا در این پروژهها را مطرح کرده بود. به گفته او، بازار داخلی ایران میتواند به «احیای صنعت هستهای بحرانزده آمریکا» کمک کند.
این پیشنهاد نه یک شاخه زیتون دیپلماتیک، بلکه حرکتی حسابشده برای جذب سبک خاص دیپلماسی ترامپ بود: دیپلماسیای مبتنی بر معامله، پرمخاطره و تیترساز. در این پیشنهاد، مشاغل جدید برای آمریکا و سازوکارهای نظارتی سختگیرانه در ازای لغو تحریمها و دسترسی فناوری برای ایران پیشنهاد شده بود. ایران تلاش میکرد یک بحران چند دهساله را به یک فرصت اقتصادی مشترک تبدیل کند.
پیام پنهان عراقچی برای ترامپ استراتژیک بود: برنامه هستهای ایران را نه بهعنوان تهدید امنیتی، بلکه بهعنوان دارایی اقتصادی بازتعریف کنید. ترامپ به اعداد بزرگ و توافقهای بزرگ واکنش نشان میدهد. ایده این است که اگر به او وعده مشاغل جدید در آمریکا و توافقی ماندگار داده شود، ممکن است همراهی کند. البته این پیشنهاد کاملاً جدید نبود. در جریان مذاکرات بر سر توافق هستهای سال ۲۰۱۵ (برنامه جامع اقدام مشترک یا برجام) نیز بحثهایی از این دست میان دو کشور مطرح شده بود؛ توافقی که ترامپ در سال ۲۰۱۸ آن را لغو کرد.
اکنون، ایران بار دیگر با مطرحکردن امکان مشارکت اقتصادی در صنعت هستهایاش، در حال آزمودن حد تحمل سیاسی آمریکا است ــ در زمانی که ترامپ در حال بازنویسی قواعد دیپلماسی سنتی است. تهران امیدوار است که ترامپ، برخلاف روسایجمهور پیشین، مذاکرات هستهای را از دریچه منافع معاملهگرانه ببیند.
از منظر تاریخی، این ایده چندان دور از ذهن نیست. برنامه هستهای ایران با حمایت آمریکا آغاز شد. در سال ۱۹۵۷، تحت طرح «اتم برای صلح» رئیسجمهور آیزنهاور ــ برنامهای در دوران جنگ سرد برای ترویج استفاده صلحآمیز از فناوری هستهای در کشورهای متحد ــ ایالات متحده به ایران برای راهاندازی اولین برنامه هستهایاش کمک کرد. دههای بعد، آمریکا یک راکتور تحقیقاتی ۵ مگاواتی در دانشگاه تهران ساخت که هنوز هم فعال است. آمریکا حتی اورانیوم غنیشده با درجه تسلیحاتی را برای سوخت آن در اختیار ایران قرار داد.
در دهه ۱۹۷۰، با رونق درآمدهای نفتی، ایران بهسرعت برنامه هستهایاش را به یک برنامه کامل غیرنظامی گسترش داد. بسیاری از دانشمندان این برنامه، آموزشهای خود را در مؤسساتی چون MIT و دیگر دانشگاههای معتبر آمریکا گذراندهاند.
امروزه، انگیزه ایران برای جلب همکاری اقتصادی با غرب، تا حدی ناشی از سرخوردگی فزایندهاش از نتایج محدود «چرخش به شرق» است. تهران مدتها امیدوار بود که روابط عمیقتر با چین و روسیه بتواند اثر تحریمهای آمریکا را خنثی کرده و پایههای «اقتصاد مقاومتی» خودکفا را بنا کند. اما این رؤیا آنگونه که انتظار میرفت تحقق نیافت. تحریمهای آمریکا همچنان تجارت را فلج کرده، مانع سرمایهگذاری شده و پروژههای مشترک را به تعویق انداختهاند.
روسیه تاکنون ثابتقدمترین شریک هستهای ایران بوده است. شرکت دولتی «روساتم» سوخت و پشتیبانی فنی نیروگاه بوشهر را تأمین میکند و اکنون در حال ساخت دو واحد جدید دیگر در این نیروگاه با نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی است.

