توریست مالزی
۲۴ دی ۱۴۰۴
توریست مالزی – زوجی که از ایران خارج شدهاند، روزهای گذشته را اینگونه برای ما توصیف کردند:
به گزارش بی بی سی، «در طول روز تماسهای موبایلی ممکن بود اما عصرها و شبها فقط تلفن ثابت کار میکرد. یکشنبه کمی بهتر بود اما در کل، حس میکردیم به ۳۰ سال قبل برگشتهایم وقتی مجبور بودیم شماره تلفنها را از اطلاعات تلفنی (دفترچه زرد) بگیریم که همهاش اشغال بود. اینترنت به وضعی قطع بود که حتی خدمات درمانی نمیتوانستند کار کنند چون نسخهها حالا آنلاین صادر میشوند.»
این زوج به ما گفتند که زندگی روزمره مختل شده است: «بسیاری از کسبوکارها از جمله درمانگاهها، فروشگاهها، باشگاهها و مراکز دیگر بعدازظهرها تعطیل میکردند. مترو هم عصرها تعطیل میشد و ترافیک وحشتناک بود.»
آنها پنجشنبه شب در راه خانه بودند: «با صحنههایی مواجه شدیم که شبیه جنگ داخلی بود. مجبور شدیم چندین بار مسیرمان را عوض کنیم تا از درگیریها دور بمانیم. قیمتها سرسامآور بود، تهیه غذا کابوس شده بود. دستگاههای کارتخوان و اپلیکیشنهای بانکی هنوز کار میکردند.»
این زوج برای خروج از ایران به فرودگاه امام خمینی رفتند و دیدند که این فرودگاه «در هرجومرج بود. صدها نفر آنجا بودند، از جمله تعداد زیادی خارجی، عمدتاً چینی و هندیهایی که گروه گروه داشتند از ایران میرفتند. آنجا یورو و ارزهای خارجی را قبول میکردند اما با نرخ ۱۰۰ هزار تومان برای هر یورو که خیلی کمتر از قیمت واقعی بازار بود، البته بهعلاوه ۴۰ درصد کارمزد و یک بلیت یکطرفه از تهران به استانبول به ۷۰ میلیون تومان که یعنی سه برابر.»
به گزارش بی بی سی، «در طول روز تماسهای موبایلی ممکن بود اما عصرها و شبها فقط تلفن ثابت کار میکرد. یکشنبه کمی بهتر بود اما در کل، حس میکردیم به ۳۰ سال قبل برگشتهایم وقتی مجبور بودیم شماره تلفنها را از اطلاعات تلفنی (دفترچه زرد) بگیریم که همهاش اشغال بود. اینترنت به وضعی قطع بود که حتی خدمات درمانی نمیتوانستند کار کنند چون نسخهها حالا آنلاین صادر میشوند.»
این زوج به ما گفتند که زندگی روزمره مختل شده است: «بسیاری از کسبوکارها از جمله درمانگاهها، فروشگاهها، باشگاهها و مراکز دیگر بعدازظهرها تعطیل میکردند. مترو هم عصرها تعطیل میشد و ترافیک وحشتناک بود.»
آنها پنجشنبه شب در راه خانه بودند: «با صحنههایی مواجه شدیم که شبیه جنگ داخلی بود. مجبور شدیم چندین بار مسیرمان را عوض کنیم تا از درگیریها دور بمانیم. قیمتها سرسامآور بود، تهیه غذا کابوس شده بود. دستگاههای کارتخوان و اپلیکیشنهای بانکی هنوز کار میکردند.»
این زوج برای خروج از ایران به فرودگاه امام خمینی رفتند و دیدند که این فرودگاه «در هرجومرج بود. صدها نفر آنجا بودند، از جمله تعداد زیادی خارجی، عمدتاً چینی و هندیهایی که گروه گروه داشتند از ایران میرفتند. آنجا یورو و ارزهای خارجی را قبول میکردند اما با نرخ ۱۰۰ هزار تومان برای هر یورو که خیلی کمتر از قیمت واقعی بازار بود، البته بهعلاوه ۴۰ درصد کارمزد و یک بلیت یکطرفه از تهران به استانبول به ۷۰ میلیون تومان که یعنی سه برابر.»

