توریست مالزی
۱۸ بهمن ۱۴۰۴
توریست مالزی – یک متخصص کودکان اعلام کرد نرخ کوتاهقدی کودکان در مالزی طی سالهای اخیر بهطور مداوم بدتر شده، اما اقدام مؤثری برای مقابله با آن صورت نگرفته است.
به گزارش نیواستریتس تایمز، امار سینگ اچاساس، متخصص کودکان و مدافع حقوق کودکان دارای معلولیت، گفت دادهها نشان میدهد این مشکل بیش از ۱۵ سال است که رو به وخامت گذاشته است. به گفته او، معتبرترین دادههای مربوط به تغذیه کودکان از «پیمایش ملی سلامت و بیماریها» به دست میآید.
بر اساس این دادهها، نرخ کوتاهقدی کودکان زیر پنج سال از ۶.۶ درصد در سال ۲۰۱۱ به ۱۷.۷ درصد در سال ۲۰۱۵ و ۲۱.۸ درصد در سال ۲۰۱۹ افزایش یافته است. سازمان جهانی بهداشت نیز برآورد کرده که این نرخ اکنون به ۲۴ درصد رسیده است. در سال ۲۰۲۳ گزارش شد که حدود نیم میلیون کودک زیر پنج سال در مالزی بهعنوان مبتلا به کوتاهقدی طبقهبندی شدهاند که عمدتاً ناشی از شرایط اجتماعی و اقتصادی آنهاست.
امار سینگ افزود مالزی در مقایسه با برخی کشورهای همسایه در وضعیت نامطلوبتری قرار دارد؛ بهطوری که نرخ کوتاهقدی کودکان در سنگاپور چهار درصد و در تایلند ۱۱ درصد است. در میان کودکان مالزیایی ۵ تا ۱۷ سال، نرخ کوتاهقدی در سال ۲۰۱۹ به ۱۲.۷ درصد رسید که نسبت به سال ۲۰۱۵ حدود ۱.۶ درصد افزایش نشان میدهد. او گفت این آمار به این معناست که از هر پنج کودک زیر پنج سال، یک نفر و از هر شش نوجوان، یک نفر دچار کوتاهقدی است. به گفته وی، قد نوجوانان مالزیایی ۶ تا ۷ سانتیمتر کوتاهتر از استاندارد مرجع سازمان جهانی بهداشت برای گروه سنی ۱۰ تا ۱۷ سال است و این موضوع ارتباطی با عوامل ژنتیکی ندارد.
این متخصص تأکید کرد کوتاهقدی کودکان عمدتاً ناشی از ناامنی غذایی و تغذیه نامناسب مادران است. بر اساس نتایج پیمایش سال ۲۰۱۹، ۲۹.۹ درصد از زنان در سنین باروری دچار کمخونی بودهاند که نشانه مشکلات تغذیهای و یک عامل خطر عمده برای وزن کم هنگام تولد و کوتاهقدی نوزادان محسوب میشود. دادهها همچنین نشان میدهد نرخ کوتاهقدی در میان جوامع روستایی، جمعیتهای بومی در صباح و ساراواک و خانوارهایی با درآمد کمتر از هزار رینگت در ماه بالاتر است که این امر فقر را بهعنوان عامل زمینهای اصلی برجسته میکند. با افزایش خط فقر، حدود ۴۰۰ هزار خانوار در رده فقیر قرار گرفتند که معادل زندگی حدود ۱.۲ میلیون کودک در فقر است.
امار سینگ افزود برخی گروههای حاشیهای در آمارهای رسمی منعکس نشدهاند. گزارشها حاکی است نرخ کوتاهقدی در میان کودکان اورنگ اصلی بین ۶۰ تا ۷۰ درصد است و بسیاری از کودکان بومی زیر دو سال دچار کموزنی هستند، مراقبت نامناسب دریافت میکنند و از پایش رشد کافی برخوردار نیستند. همچنین دادههای محدودی درباره کودکان در بازداشتگاهها و کودکان پناهجو، بیتابعیت و مهاجر وجود دارد.
به گفته او، کوتاهقدی تمامی سطوح درآمدی و گروههای قومی را دربرمیگیرد و تحت تأثیر شیوههای خانوادگی، محیط و فرهنگ قرار دارد. وی به یافتههایی اشاره کرد که نشان میدهد ۱۰ درصد از کودکان بدون صبحانه به مدرسه میروند و ۶۰ درصد دیگر نیز بهطور نامنظم صبحانه میخورند. برنامه تغذیه تکمیلی مدارس به دلیل معیارهای سختگیرانه، تنها حدود ۸۰۰ تا ۹۰۰ هزار دانشآموز را پوشش میدهد.
این متخصص هشدار داد کوتاهقدی پیامدهای مادامالعمر دارد و این کودکان هرگز به حداکثر قد بالقوه خود در بزرگسالی نخواهند رسید. به گفته او، این وضعیت با رشد مغزی کمتر، پیامدهای شناختی ضعیفتر، کاهش بهرهوری و گرفتار شدن در چرخه دائمی فقر همراه است و همچنین خطر ابتلا به عفونتها، مرگ زودرس، چاقی در بزرگسالی و سوءتغذیه بیننسلی را افزایش میدهد.
امار سینگ تأکید کرد این بحران نه یک مشکل پزشکی و نه ناشی از ضعف در فرزندپروری، بلکه نتیجه ناتوانی در اقدام قاطع با وجود دادههایی است که طی دو دهه گذشته روند نزولی را نشان میدهد. به گفته او، حساسترین بازه مداخله از دوران بارداری تا دو سال نخست زندگی کودک است. وی گفت کوتاهقدی پس از تولد آغاز نمیشود و اغلب ریشه در دوران جنینی دارد و افزود باید مادران دچار سوءتغذیه در دوران بارداری شناسایی و حمایت شوند و تغذیه مناسب نوزادان و کودکان خردسال تضمین شود. او خواستار اصلاحات ساختاری با تمرکز بر کاهش فقر، بهبود دادههای تفکیکشده درباره عوامل اجتماعی مؤثر بر سلامت و حمایت هدفمند از گروههای آسیبپذیر از جمله جوامع بومی، مناطق روستایی صباح، فقیران شهری، پناهجویان و کودکان بیتابعیت شد.
امار سینگ همچنین شفافیت و اجرای سیاستهای مرتبط با مقابله با سوءتغذیه کودکان را زیر سؤال برد و به نبود شواهد منتشرشده درباره اثربخشی برنامههای پیشین اشاره کرد. به گفته او، برنامهها وعدههایی به کودکان هستند و تنها در صورتی معنا دارند که اجرا، پایش و بهطور مستقل ارزیابی شوند. وی افزود تشکیل یک کمیته ملی فراجناحی به ریاست نخستوزیر برای پیشبرد اقدامات فوری ضروری است.
به گزارش نیواستریتس تایمز، امار سینگ اچاساس، متخصص کودکان و مدافع حقوق کودکان دارای معلولیت، گفت دادهها نشان میدهد این مشکل بیش از ۱۵ سال است که رو به وخامت گذاشته است. به گفته او، معتبرترین دادههای مربوط به تغذیه کودکان از «پیمایش ملی سلامت و بیماریها» به دست میآید.
بر اساس این دادهها، نرخ کوتاهقدی کودکان زیر پنج سال از ۶.۶ درصد در سال ۲۰۱۱ به ۱۷.۷ درصد در سال ۲۰۱۵ و ۲۱.۸ درصد در سال ۲۰۱۹ افزایش یافته است. سازمان جهانی بهداشت نیز برآورد کرده که این نرخ اکنون به ۲۴ درصد رسیده است. در سال ۲۰۲۳ گزارش شد که حدود نیم میلیون کودک زیر پنج سال در مالزی بهعنوان مبتلا به کوتاهقدی طبقهبندی شدهاند که عمدتاً ناشی از شرایط اجتماعی و اقتصادی آنهاست.
امار سینگ افزود مالزی در مقایسه با برخی کشورهای همسایه در وضعیت نامطلوبتری قرار دارد؛ بهطوری که نرخ کوتاهقدی کودکان در سنگاپور چهار درصد و در تایلند ۱۱ درصد است. در میان کودکان مالزیایی ۵ تا ۱۷ سال، نرخ کوتاهقدی در سال ۲۰۱۹ به ۱۲.۷ درصد رسید که نسبت به سال ۲۰۱۵ حدود ۱.۶ درصد افزایش نشان میدهد. او گفت این آمار به این معناست که از هر پنج کودک زیر پنج سال، یک نفر و از هر شش نوجوان، یک نفر دچار کوتاهقدی است. به گفته وی، قد نوجوانان مالزیایی ۶ تا ۷ سانتیمتر کوتاهتر از استاندارد مرجع سازمان جهانی بهداشت برای گروه سنی ۱۰ تا ۱۷ سال است و این موضوع ارتباطی با عوامل ژنتیکی ندارد.
این متخصص تأکید کرد کوتاهقدی کودکان عمدتاً ناشی از ناامنی غذایی و تغذیه نامناسب مادران است. بر اساس نتایج پیمایش سال ۲۰۱۹، ۲۹.۹ درصد از زنان در سنین باروری دچار کمخونی بودهاند که نشانه مشکلات تغذیهای و یک عامل خطر عمده برای وزن کم هنگام تولد و کوتاهقدی نوزادان محسوب میشود. دادهها همچنین نشان میدهد نرخ کوتاهقدی در میان جوامع روستایی، جمعیتهای بومی در صباح و ساراواک و خانوارهایی با درآمد کمتر از هزار رینگت در ماه بالاتر است که این امر فقر را بهعنوان عامل زمینهای اصلی برجسته میکند. با افزایش خط فقر، حدود ۴۰۰ هزار خانوار در رده فقیر قرار گرفتند که معادل زندگی حدود ۱.۲ میلیون کودک در فقر است.
امار سینگ افزود برخی گروههای حاشیهای در آمارهای رسمی منعکس نشدهاند. گزارشها حاکی است نرخ کوتاهقدی در میان کودکان اورنگ اصلی بین ۶۰ تا ۷۰ درصد است و بسیاری از کودکان بومی زیر دو سال دچار کموزنی هستند، مراقبت نامناسب دریافت میکنند و از پایش رشد کافی برخوردار نیستند. همچنین دادههای محدودی درباره کودکان در بازداشتگاهها و کودکان پناهجو، بیتابعیت و مهاجر وجود دارد.
به گفته او، کوتاهقدی تمامی سطوح درآمدی و گروههای قومی را دربرمیگیرد و تحت تأثیر شیوههای خانوادگی، محیط و فرهنگ قرار دارد. وی به یافتههایی اشاره کرد که نشان میدهد ۱۰ درصد از کودکان بدون صبحانه به مدرسه میروند و ۶۰ درصد دیگر نیز بهطور نامنظم صبحانه میخورند. برنامه تغذیه تکمیلی مدارس به دلیل معیارهای سختگیرانه، تنها حدود ۸۰۰ تا ۹۰۰ هزار دانشآموز را پوشش میدهد.
این متخصص هشدار داد کوتاهقدی پیامدهای مادامالعمر دارد و این کودکان هرگز به حداکثر قد بالقوه خود در بزرگسالی نخواهند رسید. به گفته او، این وضعیت با رشد مغزی کمتر، پیامدهای شناختی ضعیفتر، کاهش بهرهوری و گرفتار شدن در چرخه دائمی فقر همراه است و همچنین خطر ابتلا به عفونتها، مرگ زودرس، چاقی در بزرگسالی و سوءتغذیه بیننسلی را افزایش میدهد.
امار سینگ تأکید کرد این بحران نه یک مشکل پزشکی و نه ناشی از ضعف در فرزندپروری، بلکه نتیجه ناتوانی در اقدام قاطع با وجود دادههایی است که طی دو دهه گذشته روند نزولی را نشان میدهد. به گفته او، حساسترین بازه مداخله از دوران بارداری تا دو سال نخست زندگی کودک است. وی گفت کوتاهقدی پس از تولد آغاز نمیشود و اغلب ریشه در دوران جنینی دارد و افزود باید مادران دچار سوءتغذیه در دوران بارداری شناسایی و حمایت شوند و تغذیه مناسب نوزادان و کودکان خردسال تضمین شود. او خواستار اصلاحات ساختاری با تمرکز بر کاهش فقر، بهبود دادههای تفکیکشده درباره عوامل اجتماعی مؤثر بر سلامت و حمایت هدفمند از گروههای آسیبپذیر از جمله جوامع بومی، مناطق روستایی صباح، فقیران شهری، پناهجویان و کودکان بیتابعیت شد.
امار سینگ همچنین شفافیت و اجرای سیاستهای مرتبط با مقابله با سوءتغذیه کودکان را زیر سؤال برد و به نبود شواهد منتشرشده درباره اثربخشی برنامههای پیشین اشاره کرد. به گفته او، برنامهها وعدههایی به کودکان هستند و تنها در صورتی معنا دارند که اجرا، پایش و بهطور مستقل ارزیابی شوند. وی افزود تشکیل یک کمیته ملی فراجناحی به ریاست نخستوزیر برای پیشبرد اقدامات فوری ضروری است.

