توریست مالزی
۲۸ مهر ۱۳۹۵
مدیر مرکز مطالعات بین الملل و تحقیق سیاست در دانشگاه علوم مالزی با این عنوان که غرب همواره ادعا دارد ایران تروریست شماره یک است، اما هرگز قادر به ارائه سند قابل دفاعی در این زمینه نبوده است، نوشت که ترس از اسلام اصلی ترین محرک تصویرسازی غرب از اسلام به عنوان یک دین خشونت آمیز است.
‘عظیم فازوان احمد فاروق’ مدیر مرکز مطالعات بین الملل و تحقیق سیاست در دانشگاه علوم مالزی روز سه شنبه در مقاله ای در روزنامه ‘نیو استریت تایمز’ تصریح کرد: از زمان پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۹۷۹ که غرب ایران را به عنوان دولت تروریستی شماره یک جهان و همچنین آشکارترین ناقض حقوق بشر در جهان ترسیم کرد هرگز نتوانسته است سندی قابل دفاع در مورد آنچه فعالیت های تروریستی ایران در خارج می خواند، ارائه دهد.
وی نوشت: حتی اگر برخی نقض های حقوق بشر نیز وجود داشته باشد، شکی نیست که هم رسانه ها و هم گروه های حقوق بشر غربی در این مورد به طور آشکار اغراق می کنند.
به اعتقادی وی، این ترس از اسلام است که اصلی ترین محرک تصویرسازی غرب از اسلام به عنوان یک دین خشونت آمیز است، و این امر در صورتی که مصادیقی از آن در غرب آسیا و شمال آفریقا مشاهده شود، کاملا بدیهی خواهد بود.
در این مقاله آمده است: قرن بیست و یکم شاهد رشد خشونت در بسیاری از کشورهای جهان بوده است. در کشورهای توسعه یافته و روبه توسعه، خشونت جلوه چالش های سیاسی و اقتصادی، بیان مداوم تفاوت هویت ها و ابزار کسانی است که حقوق اقلیت ها را مورد انکار قرار می دهند.
‘ناتوانی غرب در نظارت موثر بر دولت های شکننده در آفریقا، آسیا و اروپا باعث شد آنها اغلب دچار خطا شوند، در حالی که دولت های پایدار به دلیل نادیده گرفتن خشونت ها علیه گروه های نژادی، مذهبی، قومی و فقیر دچار خطا شده اند. در هر منطقه، تغییرات سریع اقتصادی و اصلاحات با افزایش سطح خشونت ها در ارتباط است.’
این محقق مالزیایی در مقاله خود آورده است: دامنه و پیچیدگی خشونت های داخلی، به این دلیل که در زمانی از رشد اقتصادی و دمکراسی سازی شدن رخ می دهند، به سختی قابل فهم هستند. دولت های غربی زمانی پیش بینی می کردند که رشد رژیم های دمکراتیک و رونق اقتصادی به صلح تمدن منتهی می شود. اما، واقعیت در قالب بسیار پیچیده تری خود را نشان داده است. در حالی که شمار زیادتری از مردم نقش بیشتری در سیاست اعمال می کنند، احتمال وقوع منازعات نژادی در کشورها نیز افزایش یافته است.
وی نوشت: بنابراین، کاملا شوکه کننده است که غرب، اسلام را به عنوان عامل اصلی خشونت معرفی می کند در حالی که سایر مولفه های تاثیرگذار را مد نظر قرار نمی دهد. در یک واکنش مستقیم به تشنگی غرب برای تخریب اسلام، بخش کوچکی در محیط دانشگاهی رخ داده است که محققان با برخی نظریه ها به دنبال تشریح روابط بین اسلام و خشونت هستند.
احمد فارق معتقد است: دولت های غربی و شرکای آنها بیش از اندازه تمایل دارند تا از نشست ها، کارگاه های آموزشی و کنفرانس هایی که اسلام را عامل خشونت معرفی می کند، حمایت مالی کنند. حقیقت تلخ در مورد این سیمنارها و کنفرانس ها این است که آنها توسط غرب که در طول چند قرن گذشته سپاهیان دانشی برای جهان، خود و دیگران ایجاد کرده، مورد استفاده قرار می گیرند و فرضیه این گونه مراکز نیز این است که اسلام دین خشونت است.
وی در ادامه این مقاله آورده است: هنگامی که افراط گرایان هوایپمای خود را به برج های دوقلوی مرکز تجارت جهانی در نیویورک هدایت کردند، رهبران ‘جهان آزاد’، جرج بوش، رئیس جمهوری سابق آمریکا و توبی بلر، نخست وزیر انگلستان، که هر دو خود را مسیحی می دانند، ائتلافی را رهبری کردند که به عراق حمله کرد و در یک مورد نیز از اصلاح ‘جنگ صلیبی’ که در آن تعبیر مخالفان آنها ‘توهین مسیحیت به اسلام’ بود، مورد استفاده قرار گرفت.
این محقق مالزیایی در پایان نوشت: تصویر خشونت می تواند در همه مذاهب مشاهده شود. اما غربی ها مدعی هستند که مسلمانان بیشتر از دیگران مستعد انجام خشونت هستند و این به تنهایی برای آنها کافی به نظر می رسد که بین اسلام و خشونت ارتباط برقرار کنند.
منبع”ایرنا”
‘عظیم فازوان احمد فاروق’ مدیر مرکز مطالعات بین الملل و تحقیق سیاست در دانشگاه علوم مالزی روز سه شنبه در مقاله ای در روزنامه ‘نیو استریت تایمز’ تصریح کرد: از زمان پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۹۷۹ که غرب ایران را به عنوان دولت تروریستی شماره یک جهان و همچنین آشکارترین ناقض حقوق بشر در جهان ترسیم کرد هرگز نتوانسته است سندی قابل دفاع در مورد آنچه فعالیت های تروریستی ایران در خارج می خواند، ارائه دهد.
وی نوشت: حتی اگر برخی نقض های حقوق بشر نیز وجود داشته باشد، شکی نیست که هم رسانه ها و هم گروه های حقوق بشر غربی در این مورد به طور آشکار اغراق می کنند.
به اعتقادی وی، این ترس از اسلام است که اصلی ترین محرک تصویرسازی غرب از اسلام به عنوان یک دین خشونت آمیز است، و این امر در صورتی که مصادیقی از آن در غرب آسیا و شمال آفریقا مشاهده شود، کاملا بدیهی خواهد بود.
در این مقاله آمده است: قرن بیست و یکم شاهد رشد خشونت در بسیاری از کشورهای جهان بوده است. در کشورهای توسعه یافته و روبه توسعه، خشونت جلوه چالش های سیاسی و اقتصادی، بیان مداوم تفاوت هویت ها و ابزار کسانی است که حقوق اقلیت ها را مورد انکار قرار می دهند.
‘ناتوانی غرب در نظارت موثر بر دولت های شکننده در آفریقا، آسیا و اروپا باعث شد آنها اغلب دچار خطا شوند، در حالی که دولت های پایدار به دلیل نادیده گرفتن خشونت ها علیه گروه های نژادی، مذهبی، قومی و فقیر دچار خطا شده اند. در هر منطقه، تغییرات سریع اقتصادی و اصلاحات با افزایش سطح خشونت ها در ارتباط است.’
این محقق مالزیایی در مقاله خود آورده است: دامنه و پیچیدگی خشونت های داخلی، به این دلیل که در زمانی از رشد اقتصادی و دمکراسی سازی شدن رخ می دهند، به سختی قابل فهم هستند. دولت های غربی زمانی پیش بینی می کردند که رشد رژیم های دمکراتیک و رونق اقتصادی به صلح تمدن منتهی می شود. اما، واقعیت در قالب بسیار پیچیده تری خود را نشان داده است. در حالی که شمار زیادتری از مردم نقش بیشتری در سیاست اعمال می کنند، احتمال وقوع منازعات نژادی در کشورها نیز افزایش یافته است.
وی نوشت: بنابراین، کاملا شوکه کننده است که غرب، اسلام را به عنوان عامل اصلی خشونت معرفی می کند در حالی که سایر مولفه های تاثیرگذار را مد نظر قرار نمی دهد. در یک واکنش مستقیم به تشنگی غرب برای تخریب اسلام، بخش کوچکی در محیط دانشگاهی رخ داده است که محققان با برخی نظریه ها به دنبال تشریح روابط بین اسلام و خشونت هستند.
احمد فارق معتقد است: دولت های غربی و شرکای آنها بیش از اندازه تمایل دارند تا از نشست ها، کارگاه های آموزشی و کنفرانس هایی که اسلام را عامل خشونت معرفی می کند، حمایت مالی کنند. حقیقت تلخ در مورد این سیمنارها و کنفرانس ها این است که آنها توسط غرب که در طول چند قرن گذشته سپاهیان دانشی برای جهان، خود و دیگران ایجاد کرده، مورد استفاده قرار می گیرند و فرضیه این گونه مراکز نیز این است که اسلام دین خشونت است.
وی در ادامه این مقاله آورده است: هنگامی که افراط گرایان هوایپمای خود را به برج های دوقلوی مرکز تجارت جهانی در نیویورک هدایت کردند، رهبران ‘جهان آزاد’، جرج بوش، رئیس جمهوری سابق آمریکا و توبی بلر، نخست وزیر انگلستان، که هر دو خود را مسیحی می دانند، ائتلافی را رهبری کردند که به عراق حمله کرد و در یک مورد نیز از اصلاح ‘جنگ صلیبی’ که در آن تعبیر مخالفان آنها ‘توهین مسیحیت به اسلام’ بود، مورد استفاده قرار گرفت.
این محقق مالزیایی در پایان نوشت: تصویر خشونت می تواند در همه مذاهب مشاهده شود. اما غربی ها مدعی هستند که مسلمانان بیشتر از دیگران مستعد انجام خشونت هستند و این به تنهایی برای آنها کافی به نظر می رسد که بین اسلام و خشونت ارتباط برقرار کنند.
منبع”ایرنا”

