توریست مالزی
۲۶ شهریور ۱۳۹۴
ایرانیان در بسیاری از کشورهای جهان، در شمار مهاجرین فرهیخته قرار دارند. مهاجرینی که می کوشند از خط قرمز ناپیدایی که در ورای گشاده رویی غربی ها پنهان شده، فراتر روند و جامعه ی میزبان را به پذیرش خود وادار نمایند. درخشش برخی از متخصصین برجسته ی ایرانی نیز بر جایگاه ارزشمند ایرانیان در سطح جهان صحه گذاشته است.
مردم مالزی نیز ایرانیانی را می شناسند که حضورشان برای آنان ارزشمند است و آنان را محترم می شمارند. دکتر فرشید عبدالوهاب، یکی از پزشکان موفقی است که نه تنها جایگاه خود را در جامعه ی پزشکی مالزی تثبیت کرده، بلکه در انتقال پیشرفته ترین دانش و تکنولوژی پزشکی به مالزی نقش به سزایی داشته است. وی که عمل های جراحی شگفت انگیزی را در درمان سرطان استخوان و بافت نرم انجام داده و بیماران بسیاری را از مرگ حتمی به زندگی نسبتا عادی بازگردانده، هم اکنون در مرکز پزشکی “پرینس کورت” مشغول به کار است و در دانشگاه UKM نیز تدریس می کند.
آنچه در پی می آید گفت و گویی با او در باره ی تجربیات درخشان او، سطح دانش پزشکی و تکنولوژی پزشکی در مالزی است. گفتنی است مرکز پزشکی “پرینس کورت” در شمار پیشرفته ترین مراکز پزشکی جهان و وجود آن برای توریسم پزشکی مالزی، بسیار با اهمیت است.
پیش از هر چیز از مسیری که شما را به پزشکی و رشته ی تخصصی تان رسانده، بگویید.
در ۱۶ سالگی از ایران خارج شدم و به اتریش رفتم و در دانشگاه وین، در رشته ی پزشکی با تخصص جراحی ارتوپدی فارغ التحصیل شدم. سپس فوق تخصص سرطان های استخوان و بافت نرم را گرفتم. علاوه بر این، در جراحی های مفصلی و دفرمیتی های پا فعالیت داشته ام که در این زمینه، شیوه ی جدیدی را نیز برای اصلاح دفرمیتی هالوکس والگـوز
(Bunion Deformity) ابداع کرده ام. پیش از آمدن به مالزی نیز نایب رئیس بخش ارتوپدی آنکولوژی بودم.
در مورد این رشته ی پزشکی و نقش آن در درمان بیماران توضیح بیشتری بدهید.
سرطان های استخوان غالبا در سنین ۱۰ تا ۲۰ سال بروز می کند. این بیماران تا چند دهه پیش محکوم به قطع عضو و مرگ زودرس بودند. کسانی که هم زنده می ماندند، بندرت می توانستند به زندگی عادی بازگردند. با پیشرفت دانش پزشکی و با استفاده از شیمی درمانی و تکنیک های جراحی جدید، امروزه بندرت قطع عضو انجام می شود و اکثر این بیماران می توانند با کارآمدی کافی به زندگی خود ادامه دهند. نکته ی دیگر این که تعداد پزشکان این رشته زیاد نیستند و از همین روست که در برخی از نقاط جهان مانند وین مراکزی ایجاد می شود که بیماران به آنجا اعزام می شوند. در آینده نزدیک، “پرینس کورت” نیز به عنوان مرکزی برای درمان سرطان های استخوان و بافت نرم شناخته خواهد شد، زیرا اعمال جراحی موفقی در این مرکز صورت گرفته است.
چرا و چگونه مالزی را برای ادامه ی فعالیت خود انتخاب کردید؟
از ژانویه ۲۰۰۹ در ارتباط با پروژه ی دانشگاه وین و دانشگاه بیمارستانUKM بود که به مالــزی آمدم . من هنوز هم در آنجا اعمال جراحی انجام می دهم و ارتوپد یک آنکولوژی را تدریس می کنم. اما پروژه ای که با مرکز پزشکی “پرینس کورت” داشتیم در رابطه با بیمارانی بود که نمی توانستند هزینه های عمل خود را بپردازند. ما با استفاده از صندوق خیریه ای که توسط پتروناس تاسیس شده بود، بیماران نیازمند را در “پرینس کورت” عمل می کردیم. من به عنوان عضو هیات علمی دانشگاه وین به اینجا آمدم و هنوز هم رابط دانشگاه وین و “پرینس کورت” هستم.
در مورد نقش دانشگاه وین در مرکز پزشکی “پرینس کورت” بیشتر توضیح دهید.
در واقع، دانشگاه وین در مدیریت این مرکز پزشکی نقش دارد. زمانی که فقط ساختمان این مرکز ساخته شده بود، دانشگاه وین به همراه شرکت VAMED مدیریت آن را به عهده گرفتند. “موسسه ملی قلب مالزی” و “موسسه ملی سرطان مالزی” از دیگر مراکزی است که توسط شرکت VAMED تاسیس و مدیریت شده است. دانشگاه وین اولین پروژه ی این شرکت بود و اساسا تاسیس این شرکت برای ساخت بیمارستان دانشگاه وین صورت گرفت. پس از موفقیت در دانشگاه وین بود که این شرکت به ارائه ی خدمات مشابه به سایر مراکز بیمارستانی روی آورد. اما در مورد “پرینس کورت” موضوع از این قرار بود که این مرکز برای کسب استانداردهای جهانی از دانشگاه وین درخواست همکاری کرد. متخصصین متعددی از دانشگاه وین در رشته های مختلف، دوره های سه ماهه ای را در “پرینس کورت” می گذراندند و هر کدام در زمینه ی تخصصی خود فعالیت می کردند. برای نمونه، کنترل آلودگی در این بیمارستان با هیچ یک از بیمارستان های دیگر مالزی قابل مقایسه نیست و این برتری به دلیل دقت فوق العاده ی متخصصین دانشگاه وین است. ما حتی مجبور شدیم کلیه تجهیزات اتاق عمل بیمارستان را عوض کنیم که البته با هزینه ی بالایی تامین شده بود، اما کارایی کافی را نداشت.
پس از تمامی این مراحل، آیا “پرینس کورت” به استانداردهای جهانی دست یافته است؟
خوشبختانه نه تنها به استانداردها دست یافته، بلکه آنها را کاملا حفظ کرده است. در واقع، حضور دانشگاه وین، به گونه ای رعایت این استانداردها را گارانتی کرده است. پزشکان اینجا همان پزشکانی هستند که در دیگر بیمارستان های مالزی فعالیت می کنند، اما استانداردهای کنترل آلودگی، اتاق عمل و بخش ها در سطح دانشگاه وین و استانداردهای جهانی هستند.
در این صورت، نظارت بر عملکرد تیم پزشکی باید با سایر بیمارستان ها متفاوت باشد، وگرنه چگونه می توان با منابع انسانی یکسان به سطح بالاتری از خدمات دست یافت؟
دقیقا. مدیر پزشکی بیمارستان از دانشگاه وین است و کنترل و نظارتی که بر کار تیم پزشکی اعمال می شود، بسیار دقیق است. این امر در تمامی قسمت های بیمارستان صادق است. از داروخانه گرفته تا اتاق عمل، همه تحت نظارت دانشگاه وین است. ما در مدت کوتاهی توانستیم دو استاندارد مهم “Patient Safety JCI” و “MSQH” را در زمینه ایمنی بیماران کسب کنیم که از اهمیت فوق العاده ای برای بیمارستان برخوردار است. این استانداردها به بیماران نیز اعتماد و اطمینان بیشتری می بخشد. ما نخستین بیمارستان مالزی بودیم که استاندارد JCI Accreditaion را گرفتیم.
“پرینس کورت” خود را پیشروترین مرکز پزشکی در آسیا معرفی می کند. آیا واقعا به چنین جایگاهی دست یافته است؟
ظرفیت های “پرینس کورت” بسیار زیاد است. تجهیزاتی که در این بیمارستان وجود دارد، چه در رادیولوژی، چه در اتاق عمل و چه در دیگر بخش های آن از جدیدترین تکنولوژی جهان برخوردارند. اساسا همواره تلاش بر این بوده که بیمارستان به پیشرفته ترین تجهیزات پزشکی جهان مجهز باشد. برای نمونه، دستگاه لیزر جراحی چشمی که در “پرینس کورت” استفاده می شود، دستگاه پیشرفته ای است که در اتریش و سوییس هم تاکنون فقط یکی از آنها نصب شده است.
بنابراین “پرینس کورت” باید با انبوهی از بیماران روبرو باشد، اما به نظر نمی رسد افراد معدودی از خدمات این بیمارستان بهره ببرند. آیا دلیل کم شماری بیماران، هزینه های بالای بیمارستان است؟
مشکلی که در این زمینه وجود دارد، ناآگاهی مردم در مورد تفاوت تجهیزات پزشکی است. آنها فقط قیمت را مقایسه می کنند و مثلا برای آنها فرقی نمی کند عمل لیزر چشم با چه دستگاهی انجام شود. از نظر آنها لیزر، لیزر است. از سوی دیگر، طرز ساخت این بیمارستان و موقعیت مکانی آن به قدری لوکس شده که مردم را در مورد هزینه های بیمارستانی دچار واهمه می کند. در صورتی که دولت مالزی، قیمت ها را تثبیت کرده است و هیچ پزشکی نمی تواند هزینه ی بیشتری را دریافت کند. اگر به نرخ های این بیمارستان توجه کنید ، درمی یابید که با سایر بیمارستان های خصوصی تفاوت چندانی ندارد. برای نمونه، نرخ اتاق های این بیمارستان که همگی یک تخته هستند، فقط ۲۵۰ رینگت است که از بسیاری هتل ها ارزانتر است. در نهایت باید به این نکته توجه داشت که فقط کیفیت است که رضایت بیماران را جلب می کند. اگر شما در زیباترین بیمارستان، دو بیمار ناراضی داشته باشید، به وجهه ی بیمارستان لطمه ی زیادی وارد می شود. “پرینس کورت” باید پیش فرض های غلطی را که در مورد گران قیمت بودن آن وجود دارد، اصلاح کند تا به قشر وسیع تری از مردم خدمت کند.
“پرینس کورت” مدعی وجود رفتار پزشکی خاصی است که به بیماران، اطمینان خاطر بیشتری می بخشد. آیا این شیوه ی جدیدی در ارائه ی خدمات است؟
سیستم ما به گونه ای ست که در تمام ۲۴ ساعت، متخصصین در دسترس بیماران هستند. در اینجا سرویس On Call داریم و من هم همانند بسیاری از پزشکان متخصص باید در دسترس باشم. این طور نیست که بیمار تا صبح صبر کند تا پزشک به بیمارستان بیاید. پزشک بیهوشی و متخصصین اتاق عمل و اورژانس همگی به طور شبانه روزی در بیمارستان حضور دارند. پزشکان متخصص نیز فقط ۳۰ دقیقه فرصت دارند تا پس از تماس بیمارستان، خود را به بیمار برسانند. هر شب، دو پزشک عمومی نیز در بیمارستان حضور دارند که پس از تشخیص آنها، با پزشک متخصص تماس گرفته می شود.
“پرینس کورت” پیشرفت، خلاقیت و نوآوری را نیز در زمره ی شعارهای خود قرار داده است. آیا این بدان معناست که در این مرکز کارهای تحقیقاتی انجام می شود؟ یا منظور از آن، بهره گیری از تکنولوژی روزآمد است؟
ترکیب و تلفیقی که با دانشگاه وین داریم، تضمین می کند که همواره جدیدترین تکنولوژی روز در اینجا موجود باشد. حتی سیستم پاتولوژی و رادیولوژی ما ارتباط مستقیم با وین دارد و در صورت بروز هر مشکلی، متخصصین دانشگاه وین آن را رفع خواهند کرد. در مورد پاتولوژی هم اگر در موردی امکان تشخیص وجود نداشته باشد، اطلاعات به وین فرستاده می شود تا تشخیص نهایی در آنجا صورت پذیرد. همین ارتباط مستقیم با یکی از دانشگاه های تراز اول جهان و انتقال دائمی و پیوسته تکنولوژی، “پرینس کورت” را از رکود و ایستایی مصون نگاه می دارد.
آیا در “پرینس کورت” فعالیت های پژوهشی نیز انجام می گیرد؟
البته “پرینس کورت” یک بیمارستان خصوصی است و طبیعتا چنین هدفی را دنبال نمی کند، اما در بیمارستان های آموزشی مالزی، مسلما این هدف تعریف شده است. دانشگاه های مالزی می کوشند ظرفیت و سطح علمی خود را ارتقا دهند و بدیهی است که در درازمدت به این هدف خواهد رسید.
آیا در “پرینس کورت” اعمال جراحی پیچیده، مانند عمل پیوند قلب یا دیگر اعضا نیز انجام می پذیرد؟
تمامی امکانات، دانش و تکنولوژی لازم برای انجام عمل پیوند اعضا در “پرینس کورت” وجود دارد، اما مشکل ما در مالزی، کمبود عضو اهدایی است که ریشه ی آن در برخی حساسیت های مذهبی است. در نتیجه، آمار اهداکنندگان بسیار پایین است. اما باید به این نکته اشاره کرد که اغلب پزشکان “پرینس کورت” اعمال جراحی پیوند عضو را در خارج از مالزی انجام داده اند و مشکلی از نظر دانش و تجربه ی نیروی انسانی وجود ندارد. به همین خاطر است که مردم مالزی برای پیوند عضو به کشورهای دیگر نظیر استرالیا می روند و از اعضای اهداشده در آنجا بهره می گیرند. در مقابل، در اتریش قانونی وجود دارد که برمبنای آن، به اخذ اجازه برای برداشت عضو از افرادی که دچار مرگ مغزی شده اند، نیازی نیست. برای نمونه، می توان تمامی اعضای فردی را که دچار مرگ مغزی شده، برداشت. من در دانشگاه وین، مسئول بانک استخوان بودم و استخوان ها را برای پیوند به دیگران برمی داشتم.
قانون عجیبی است. مسلما برای زنده ها مفید است، اما برای مرده ها ارزش چندانی قایل نیست.
این قانون سالهاست که در اتریش اجرا می شود و قانون بسیار خوبی است. چون کسی که می میرد دیگر به اعضای خود نیازی ندارد.
بخش وسیعی از درآمدهای مالزی به توریسم وابسته است و توریسم پزشکی نیز در زمره ی شاخه هایی از توریسم است که در دهه های اخیر پیشرفت چشمگیری داشته است. جایگاه مالزی را در توریسم پزشکی چگونه ارزیابی می کنید و برای “پرینس کورت” به عنوان مرکز جذابی برای توریسم پزشکی چه نقشی قایل هستید؟
مالزی، توریسم پزشکی را یکی از مهم ترین اهداف خود قرار داده است، زیرا تقاضا در این زمینه رشدی روزافزون دارد. هم اکنون در آمریکا و اروپا، قیمت ها آنقدر بالاست که شرکت های بیمه حاضرند هزینه ی بلیت هواپیما، هتل و درمان را بپردازند و بیمار خود را به یک کشور دیگر بفرستند. از سوی دیگر، مزیت ویژه ای که در مالزی وجود دارد، ثابت و یکسان بودن قیمت هاست. وقتی بیماری به بیمارستانی مانند “پرینس کورت” می آید می داند که پزشک این مرکز نمی تواند به دلخواه خود برای او صورتحساب صادر کند. بدیهی است چنین شرایطی به بیمار آرامش خاطر بیشتری می دهد. امتیاز دیگری که برای مالزی متصور است، اسلامی بودن این کشور است. خیلی از توریست هایی که به مالزی می آیند، وقتی می بینند که از نظر حلال بودن غذا مشکل ندارند و فضای عمومی جامعه نیز با هنجارهای آنها همخوانی نسبی دارد، جذب این کشور می شوند. مسلما اگر از وجود امکانات پزشکی پیشرفته نیز آگاه شوند، از توریسم پزشکی نیز استقبال خواهند کرد. به این نکته هم اشاره کنم که کشورهای همسایه ی مالزی، ثروت مالزی را ندارند. مثلا در اندونزی، سیستم پزشکی در سطح بسیار پایین تری است و کسانی که می توانند برای درمان خود هزینه ی بیشتری بپردازند، به جای رفتن به اروپا یا استرالیا ترجیح می دهند به مالزی بیایند که زبان مشترکی با آنها دارند و هزینه کمتری را هم می پردازند. بنابراین، اندونزی با ۲۵۰ میلیون نفر جمعیت یکی از بازارهای مناسب توریسم پزشکی برای مالزی است.
بدین ترتیب برای توریسم پزشکی مالزی جایگاه خاصی را در جهان قایل هستید.
مالزی به لحاظ جغرافیایی در موقعیت ممتازی قرار گرفته است. خدمات خوب و آزادی های معقولی نیز در این کشور وجود دارد. در کنار این موارد، امکانات و تجهیزات پزشکی مناسبی نیز در مالزی وجود دارد و “پرینس کورت” نمونه ای شاخص در این زمینه است. از سوی دیگر، باید توجه داشت که مالزی کشور بسیار جوانی است. فقط ۵۰ سال از استقلال این کشور می گذرد، اما در همین مدت کوتاه پیشرفت چشمگیری داشته وقابل قیاس با کشورهای همسایه ی خود نیست. با وجود این، اعتماد جهانی به مالزی به ویژه در زمینه ی توریسم پزشکی باید به تدریج افزایش یابد. من یقین دارم که در چند سال آینده، اعتماد مردم سراسر دنیا به مالزی افزایش خواهد یافت. سیستم پزشکی مالزی نیز در حال پیشرفت است و دانشگاه های متعددی در این رشته به آموزش نیرو می پردازند. اکثر پزشکان تحصیل کرده در این دانشگاه ها برای دوره های تخصصی و فلوشیپ ها به کشورهای پیشرفته می روند و پس از بازگشت می کوشند سطح پزشکی مالزی را ارتقا بخشند.
جایگاه ایرانی ها را در جامعه ی پزشکی مالزی چگونه ارزیابی می کنید؟
دانشجویان ایرانی زیادی در دانشگاه های مالزی برای گرفتن تخصص سرگرم تحصیل هستند. اما برای ورود به جامعه ی پزشکی مالزی یک مشکل اساسی وجود دارد. هر پزشکی که بخواهد در مالزی طبابت کند، باید در ابتدا ۳ سال در بخش دولتی خدمت کند. این سیاست دولت برای کمک به بخش دولتی است و کسی که این دوره ی ۳ ساله را در بیمارستان های دولتی بگذراند، می تواند مجوز گشایش مطب را اخذ کند. در حال حاضر، تعداد پزشکان ایرانی بسیار معدود است. در دانشگاه های پزشکی، مدرسین ایرانی نیز معدودند، اما در سایر دانشگاه ها استادان ایرانی زیادی سرگرم تدریس هستند. باید به این نکته نیز اشاره کنم که جایگاه پزشکان ایرانی در جهان، قابل تامل است، زیرا از دیرباز ایرانیان در این رشته درخشش داشته اند. از رازی و ابن سینا گرفته تا پزشکان مشهور ایرانی که هم اکنون در اروپا و آمریکا به طبابت مشغولند. برای نمونه، در اتریش، تعداد پزشکان ایرانی بیش از ۱۰۰۰ نفر است و اخیرا در روزنامه ی استاندارد اتریش، مقاله ای به عنوان “پزشکی، یک بیماری خانوادگی” منتشر شده که به سنت خانوادگی پزشکی در خانواده های ایرانی مقیم اتریش می پردازد. شاید به نوعی، در طول این سالیان دراز پزشکی نسل به نسل در ایرانی ها ریشه ی عمیق تری پیدا کرده است. از همین روست که ایرانی ها نیز به پزشکان ایرانی اعتماد بیشتری دارند.
تلقی شما از جامعه ی ایرانی و جایگاه آن در مالزی چیست؟
جامعه ی ایرانی مالزی رشد چشمگیری داشته است، اما بدست آوردن یک جایگاه ارزشمند و قابل احترام نیازمند تغییراتی در منش مرسوم ایرانی هاست. من که ۲۶ سال از عمرم را در خارج از ایران زندگی کرده ام به تجربه دریافته ام که اگر ما ایرانی ها غرور خود را کنار بگذاریم و با روی گشاده با مردم دیگر کشورها برخورد کنیم، به سادگی در میان آنها پذیرفته می شویم و می توانیم ارزش های خود را نیز برای آنها آشکار کنیم. این در همه جای دنیا صادق است. ما باید این توهم را که “هنر نزد ایرانیان است و بس” کنار بگذاریم تا بتوانیم به جوامع دیگر وارد شویم. اغلب مشکلات ایرانی ها با جوامعی که در آن زندگی می کنند، به همین موضوع بازمی گردد. ایرانی ها دیگران را قبول ندارند و از همین رو در داخل یک کلونی بسته زندگی می کنند.
اگر ما بتوانیم ایران را کشوری پیشرفته و ایرانی ها را مردمی پیشرفته با فکر باز نشان دهیم، می توانیم جامعه ی موفقی در مالزی داشته باشیم. متاسفانه عده ی اندکی از ایرانیانی که به مالزی آمده اند با رفتارهای نادرست خود و با این تلقی که در این کشور هر کاری می توانند بکنند، وجهه ی جامعه ی ایرانی را مخدوش کرده اند. به هرحال، من به عنوان یک ایرانی خوشحال می شوم که به هم وطنان خود کمک کنم. ما اگر بتوانیم شبکه ی ارتباطی خودمان را گسترش دهیم و تخصص های خود را در اختیار دیگران قرار دهیم، حضور موفق تری در جامعه ی مالزی خواهیم داشت.
مردم مالزی نیز ایرانیانی را می شناسند که حضورشان برای آنان ارزشمند است و آنان را محترم می شمارند. دکتر فرشید عبدالوهاب، یکی از پزشکان موفقی است که نه تنها جایگاه خود را در جامعه ی پزشکی مالزی تثبیت کرده، بلکه در انتقال پیشرفته ترین دانش و تکنولوژی پزشکی به مالزی نقش به سزایی داشته است. وی که عمل های جراحی شگفت انگیزی را در درمان سرطان استخوان و بافت نرم انجام داده و بیماران بسیاری را از مرگ حتمی به زندگی نسبتا عادی بازگردانده، هم اکنون در مرکز پزشکی “پرینس کورت” مشغول به کار است و در دانشگاه UKM نیز تدریس می کند.
آنچه در پی می آید گفت و گویی با او در باره ی تجربیات درخشان او، سطح دانش پزشکی و تکنولوژی پزشکی در مالزی است. گفتنی است مرکز پزشکی “پرینس کورت” در شمار پیشرفته ترین مراکز پزشکی جهان و وجود آن برای توریسم پزشکی مالزی، بسیار با اهمیت است.
پیش از هر چیز از مسیری که شما را به پزشکی و رشته ی تخصصی تان رسانده، بگویید.
در ۱۶ سالگی از ایران خارج شدم و به اتریش رفتم و در دانشگاه وین، در رشته ی پزشکی با تخصص جراحی ارتوپدی فارغ التحصیل شدم. سپس فوق تخصص سرطان های استخوان و بافت نرم را گرفتم. علاوه بر این، در جراحی های مفصلی و دفرمیتی های پا فعالیت داشته ام که در این زمینه، شیوه ی جدیدی را نیز برای اصلاح دفرمیتی هالوکس والگـوز
(Bunion Deformity) ابداع کرده ام. پیش از آمدن به مالزی نیز نایب رئیس بخش ارتوپدی آنکولوژی بودم.
در مورد این رشته ی پزشکی و نقش آن در درمان بیماران توضیح بیشتری بدهید.
سرطان های استخوان غالبا در سنین ۱۰ تا ۲۰ سال بروز می کند. این بیماران تا چند دهه پیش محکوم به قطع عضو و مرگ زودرس بودند. کسانی که هم زنده می ماندند، بندرت می توانستند به زندگی عادی بازگردند. با پیشرفت دانش پزشکی و با استفاده از شیمی درمانی و تکنیک های جراحی جدید، امروزه بندرت قطع عضو انجام می شود و اکثر این بیماران می توانند با کارآمدی کافی به زندگی خود ادامه دهند. نکته ی دیگر این که تعداد پزشکان این رشته زیاد نیستند و از همین روست که در برخی از نقاط جهان مانند وین مراکزی ایجاد می شود که بیماران به آنجا اعزام می شوند. در آینده نزدیک، “پرینس کورت” نیز به عنوان مرکزی برای درمان سرطان های استخوان و بافت نرم شناخته خواهد شد، زیرا اعمال جراحی موفقی در این مرکز صورت گرفته است.
چرا و چگونه مالزی را برای ادامه ی فعالیت خود انتخاب کردید؟
از ژانویه ۲۰۰۹ در ارتباط با پروژه ی دانشگاه وین و دانشگاه بیمارستانUKM بود که به مالــزی آمدم . من هنوز هم در آنجا اعمال جراحی انجام می دهم و ارتوپد یک آنکولوژی را تدریس می کنم. اما پروژه ای که با مرکز پزشکی “پرینس کورت” داشتیم در رابطه با بیمارانی بود که نمی توانستند هزینه های عمل خود را بپردازند. ما با استفاده از صندوق خیریه ای که توسط پتروناس تاسیس شده بود، بیماران نیازمند را در “پرینس کورت” عمل می کردیم. من به عنوان عضو هیات علمی دانشگاه وین به اینجا آمدم و هنوز هم رابط دانشگاه وین و “پرینس کورت” هستم.
در مورد نقش دانشگاه وین در مرکز پزشکی “پرینس کورت” بیشتر توضیح دهید.
در واقع، دانشگاه وین در مدیریت این مرکز پزشکی نقش دارد. زمانی که فقط ساختمان این مرکز ساخته شده بود، دانشگاه وین به همراه شرکت VAMED مدیریت آن را به عهده گرفتند. “موسسه ملی قلب مالزی” و “موسسه ملی سرطان مالزی” از دیگر مراکزی است که توسط شرکت VAMED تاسیس و مدیریت شده است. دانشگاه وین اولین پروژه ی این شرکت بود و اساسا تاسیس این شرکت برای ساخت بیمارستان دانشگاه وین صورت گرفت. پس از موفقیت در دانشگاه وین بود که این شرکت به ارائه ی خدمات مشابه به سایر مراکز بیمارستانی روی آورد. اما در مورد “پرینس کورت” موضوع از این قرار بود که این مرکز برای کسب استانداردهای جهانی از دانشگاه وین درخواست همکاری کرد. متخصصین متعددی از دانشگاه وین در رشته های مختلف، دوره های سه ماهه ای را در “پرینس کورت” می گذراندند و هر کدام در زمینه ی تخصصی خود فعالیت می کردند. برای نمونه، کنترل آلودگی در این بیمارستان با هیچ یک از بیمارستان های دیگر مالزی قابل مقایسه نیست و این برتری به دلیل دقت فوق العاده ی متخصصین دانشگاه وین است. ما حتی مجبور شدیم کلیه تجهیزات اتاق عمل بیمارستان را عوض کنیم که البته با هزینه ی بالایی تامین شده بود، اما کارایی کافی را نداشت.
پس از تمامی این مراحل، آیا “پرینس کورت” به استانداردهای جهانی دست یافته است؟
خوشبختانه نه تنها به استانداردها دست یافته، بلکه آنها را کاملا حفظ کرده است. در واقع، حضور دانشگاه وین، به گونه ای رعایت این استانداردها را گارانتی کرده است. پزشکان اینجا همان پزشکانی هستند که در دیگر بیمارستان های مالزی فعالیت می کنند، اما استانداردهای کنترل آلودگی، اتاق عمل و بخش ها در سطح دانشگاه وین و استانداردهای جهانی هستند.
در این صورت، نظارت بر عملکرد تیم پزشکی باید با سایر بیمارستان ها متفاوت باشد، وگرنه چگونه می توان با منابع انسانی یکسان به سطح بالاتری از خدمات دست یافت؟
دقیقا. مدیر پزشکی بیمارستان از دانشگاه وین است و کنترل و نظارتی که بر کار تیم پزشکی اعمال می شود، بسیار دقیق است. این امر در تمامی قسمت های بیمارستان صادق است. از داروخانه گرفته تا اتاق عمل، همه تحت نظارت دانشگاه وین است. ما در مدت کوتاهی توانستیم دو استاندارد مهم “Patient Safety JCI” و “MSQH” را در زمینه ایمنی بیماران کسب کنیم که از اهمیت فوق العاده ای برای بیمارستان برخوردار است. این استانداردها به بیماران نیز اعتماد و اطمینان بیشتری می بخشد. ما نخستین بیمارستان مالزی بودیم که استاندارد JCI Accreditaion را گرفتیم.
“پرینس کورت” خود را پیشروترین مرکز پزشکی در آسیا معرفی می کند. آیا واقعا به چنین جایگاهی دست یافته است؟
ظرفیت های “پرینس کورت” بسیار زیاد است. تجهیزاتی که در این بیمارستان وجود دارد، چه در رادیولوژی، چه در اتاق عمل و چه در دیگر بخش های آن از جدیدترین تکنولوژی جهان برخوردارند. اساسا همواره تلاش بر این بوده که بیمارستان به پیشرفته ترین تجهیزات پزشکی جهان مجهز باشد. برای نمونه، دستگاه لیزر جراحی چشمی که در “پرینس کورت” استفاده می شود، دستگاه پیشرفته ای است که در اتریش و سوییس هم تاکنون فقط یکی از آنها نصب شده است.
بنابراین “پرینس کورت” باید با انبوهی از بیماران روبرو باشد، اما به نظر نمی رسد افراد معدودی از خدمات این بیمارستان بهره ببرند. آیا دلیل کم شماری بیماران، هزینه های بالای بیمارستان است؟
مشکلی که در این زمینه وجود دارد، ناآگاهی مردم در مورد تفاوت تجهیزات پزشکی است. آنها فقط قیمت را مقایسه می کنند و مثلا برای آنها فرقی نمی کند عمل لیزر چشم با چه دستگاهی انجام شود. از نظر آنها لیزر، لیزر است. از سوی دیگر، طرز ساخت این بیمارستان و موقعیت مکانی آن به قدری لوکس شده که مردم را در مورد هزینه های بیمارستانی دچار واهمه می کند. در صورتی که دولت مالزی، قیمت ها را تثبیت کرده است و هیچ پزشکی نمی تواند هزینه ی بیشتری را دریافت کند. اگر به نرخ های این بیمارستان توجه کنید ، درمی یابید که با سایر بیمارستان های خصوصی تفاوت چندانی ندارد. برای نمونه، نرخ اتاق های این بیمارستان که همگی یک تخته هستند، فقط ۲۵۰ رینگت است که از بسیاری هتل ها ارزانتر است. در نهایت باید به این نکته توجه داشت که فقط کیفیت است که رضایت بیماران را جلب می کند. اگر شما در زیباترین بیمارستان، دو بیمار ناراضی داشته باشید، به وجهه ی بیمارستان لطمه ی زیادی وارد می شود. “پرینس کورت” باید پیش فرض های غلطی را که در مورد گران قیمت بودن آن وجود دارد، اصلاح کند تا به قشر وسیع تری از مردم خدمت کند.
“پرینس کورت” مدعی وجود رفتار پزشکی خاصی است که به بیماران، اطمینان خاطر بیشتری می بخشد. آیا این شیوه ی جدیدی در ارائه ی خدمات است؟
سیستم ما به گونه ای ست که در تمام ۲۴ ساعت، متخصصین در دسترس بیماران هستند. در اینجا سرویس On Call داریم و من هم همانند بسیاری از پزشکان متخصص باید در دسترس باشم. این طور نیست که بیمار تا صبح صبر کند تا پزشک به بیمارستان بیاید. پزشک بیهوشی و متخصصین اتاق عمل و اورژانس همگی به طور شبانه روزی در بیمارستان حضور دارند. پزشکان متخصص نیز فقط ۳۰ دقیقه فرصت دارند تا پس از تماس بیمارستان، خود را به بیمار برسانند. هر شب، دو پزشک عمومی نیز در بیمارستان حضور دارند که پس از تشخیص آنها، با پزشک متخصص تماس گرفته می شود.
“پرینس کورت” پیشرفت، خلاقیت و نوآوری را نیز در زمره ی شعارهای خود قرار داده است. آیا این بدان معناست که در این مرکز کارهای تحقیقاتی انجام می شود؟ یا منظور از آن، بهره گیری از تکنولوژی روزآمد است؟
ترکیب و تلفیقی که با دانشگاه وین داریم، تضمین می کند که همواره جدیدترین تکنولوژی روز در اینجا موجود باشد. حتی سیستم پاتولوژی و رادیولوژی ما ارتباط مستقیم با وین دارد و در صورت بروز هر مشکلی، متخصصین دانشگاه وین آن را رفع خواهند کرد. در مورد پاتولوژی هم اگر در موردی امکان تشخیص وجود نداشته باشد، اطلاعات به وین فرستاده می شود تا تشخیص نهایی در آنجا صورت پذیرد. همین ارتباط مستقیم با یکی از دانشگاه های تراز اول جهان و انتقال دائمی و پیوسته تکنولوژی، “پرینس کورت” را از رکود و ایستایی مصون نگاه می دارد.
آیا در “پرینس کورت” فعالیت های پژوهشی نیز انجام می گیرد؟
البته “پرینس کورت” یک بیمارستان خصوصی است و طبیعتا چنین هدفی را دنبال نمی کند، اما در بیمارستان های آموزشی مالزی، مسلما این هدف تعریف شده است. دانشگاه های مالزی می کوشند ظرفیت و سطح علمی خود را ارتقا دهند و بدیهی است که در درازمدت به این هدف خواهد رسید.
آیا در “پرینس کورت” اعمال جراحی پیچیده، مانند عمل پیوند قلب یا دیگر اعضا نیز انجام می پذیرد؟
تمامی امکانات، دانش و تکنولوژی لازم برای انجام عمل پیوند اعضا در “پرینس کورت” وجود دارد، اما مشکل ما در مالزی، کمبود عضو اهدایی است که ریشه ی آن در برخی حساسیت های مذهبی است. در نتیجه، آمار اهداکنندگان بسیار پایین است. اما باید به این نکته اشاره کرد که اغلب پزشکان “پرینس کورت” اعمال جراحی پیوند عضو را در خارج از مالزی انجام داده اند و مشکلی از نظر دانش و تجربه ی نیروی انسانی وجود ندارد. به همین خاطر است که مردم مالزی برای پیوند عضو به کشورهای دیگر نظیر استرالیا می روند و از اعضای اهداشده در آنجا بهره می گیرند. در مقابل، در اتریش قانونی وجود دارد که برمبنای آن، به اخذ اجازه برای برداشت عضو از افرادی که دچار مرگ مغزی شده اند، نیازی نیست. برای نمونه، می توان تمامی اعضای فردی را که دچار مرگ مغزی شده، برداشت. من در دانشگاه وین، مسئول بانک استخوان بودم و استخوان ها را برای پیوند به دیگران برمی داشتم.
قانون عجیبی است. مسلما برای زنده ها مفید است، اما برای مرده ها ارزش چندانی قایل نیست.
این قانون سالهاست که در اتریش اجرا می شود و قانون بسیار خوبی است. چون کسی که می میرد دیگر به اعضای خود نیازی ندارد.
بخش وسیعی از درآمدهای مالزی به توریسم وابسته است و توریسم پزشکی نیز در زمره ی شاخه هایی از توریسم است که در دهه های اخیر پیشرفت چشمگیری داشته است. جایگاه مالزی را در توریسم پزشکی چگونه ارزیابی می کنید و برای “پرینس کورت” به عنوان مرکز جذابی برای توریسم پزشکی چه نقشی قایل هستید؟
مالزی، توریسم پزشکی را یکی از مهم ترین اهداف خود قرار داده است، زیرا تقاضا در این زمینه رشدی روزافزون دارد. هم اکنون در آمریکا و اروپا، قیمت ها آنقدر بالاست که شرکت های بیمه حاضرند هزینه ی بلیت هواپیما، هتل و درمان را بپردازند و بیمار خود را به یک کشور دیگر بفرستند. از سوی دیگر، مزیت ویژه ای که در مالزی وجود دارد، ثابت و یکسان بودن قیمت هاست. وقتی بیماری به بیمارستانی مانند “پرینس کورت” می آید می داند که پزشک این مرکز نمی تواند به دلخواه خود برای او صورتحساب صادر کند. بدیهی است چنین شرایطی به بیمار آرامش خاطر بیشتری می دهد. امتیاز دیگری که برای مالزی متصور است، اسلامی بودن این کشور است. خیلی از توریست هایی که به مالزی می آیند، وقتی می بینند که از نظر حلال بودن غذا مشکل ندارند و فضای عمومی جامعه نیز با هنجارهای آنها همخوانی نسبی دارد، جذب این کشور می شوند. مسلما اگر از وجود امکانات پزشکی پیشرفته نیز آگاه شوند، از توریسم پزشکی نیز استقبال خواهند کرد. به این نکته هم اشاره کنم که کشورهای همسایه ی مالزی، ثروت مالزی را ندارند. مثلا در اندونزی، سیستم پزشکی در سطح بسیار پایین تری است و کسانی که می توانند برای درمان خود هزینه ی بیشتری بپردازند، به جای رفتن به اروپا یا استرالیا ترجیح می دهند به مالزی بیایند که زبان مشترکی با آنها دارند و هزینه کمتری را هم می پردازند. بنابراین، اندونزی با ۲۵۰ میلیون نفر جمعیت یکی از بازارهای مناسب توریسم پزشکی برای مالزی است.
بدین ترتیب برای توریسم پزشکی مالزی جایگاه خاصی را در جهان قایل هستید.
مالزی به لحاظ جغرافیایی در موقعیت ممتازی قرار گرفته است. خدمات خوب و آزادی های معقولی نیز در این کشور وجود دارد. در کنار این موارد، امکانات و تجهیزات پزشکی مناسبی نیز در مالزی وجود دارد و “پرینس کورت” نمونه ای شاخص در این زمینه است. از سوی دیگر، باید توجه داشت که مالزی کشور بسیار جوانی است. فقط ۵۰ سال از استقلال این کشور می گذرد، اما در همین مدت کوتاه پیشرفت چشمگیری داشته وقابل قیاس با کشورهای همسایه ی خود نیست. با وجود این، اعتماد جهانی به مالزی به ویژه در زمینه ی توریسم پزشکی باید به تدریج افزایش یابد. من یقین دارم که در چند سال آینده، اعتماد مردم سراسر دنیا به مالزی افزایش خواهد یافت. سیستم پزشکی مالزی نیز در حال پیشرفت است و دانشگاه های متعددی در این رشته به آموزش نیرو می پردازند. اکثر پزشکان تحصیل کرده در این دانشگاه ها برای دوره های تخصصی و فلوشیپ ها به کشورهای پیشرفته می روند و پس از بازگشت می کوشند سطح پزشکی مالزی را ارتقا بخشند.
جایگاه ایرانی ها را در جامعه ی پزشکی مالزی چگونه ارزیابی می کنید؟
دانشجویان ایرانی زیادی در دانشگاه های مالزی برای گرفتن تخصص سرگرم تحصیل هستند. اما برای ورود به جامعه ی پزشکی مالزی یک مشکل اساسی وجود دارد. هر پزشکی که بخواهد در مالزی طبابت کند، باید در ابتدا ۳ سال در بخش دولتی خدمت کند. این سیاست دولت برای کمک به بخش دولتی است و کسی که این دوره ی ۳ ساله را در بیمارستان های دولتی بگذراند، می تواند مجوز گشایش مطب را اخذ کند. در حال حاضر، تعداد پزشکان ایرانی بسیار معدود است. در دانشگاه های پزشکی، مدرسین ایرانی نیز معدودند، اما در سایر دانشگاه ها استادان ایرانی زیادی سرگرم تدریس هستند. باید به این نکته نیز اشاره کنم که جایگاه پزشکان ایرانی در جهان، قابل تامل است، زیرا از دیرباز ایرانیان در این رشته درخشش داشته اند. از رازی و ابن سینا گرفته تا پزشکان مشهور ایرانی که هم اکنون در اروپا و آمریکا به طبابت مشغولند. برای نمونه، در اتریش، تعداد پزشکان ایرانی بیش از ۱۰۰۰ نفر است و اخیرا در روزنامه ی استاندارد اتریش، مقاله ای به عنوان “پزشکی، یک بیماری خانوادگی” منتشر شده که به سنت خانوادگی پزشکی در خانواده های ایرانی مقیم اتریش می پردازد. شاید به نوعی، در طول این سالیان دراز پزشکی نسل به نسل در ایرانی ها ریشه ی عمیق تری پیدا کرده است. از همین روست که ایرانی ها نیز به پزشکان ایرانی اعتماد بیشتری دارند.
تلقی شما از جامعه ی ایرانی و جایگاه آن در مالزی چیست؟
جامعه ی ایرانی مالزی رشد چشمگیری داشته است، اما بدست آوردن یک جایگاه ارزشمند و قابل احترام نیازمند تغییراتی در منش مرسوم ایرانی هاست. من که ۲۶ سال از عمرم را در خارج از ایران زندگی کرده ام به تجربه دریافته ام که اگر ما ایرانی ها غرور خود را کنار بگذاریم و با روی گشاده با مردم دیگر کشورها برخورد کنیم، به سادگی در میان آنها پذیرفته می شویم و می توانیم ارزش های خود را نیز برای آنها آشکار کنیم. این در همه جای دنیا صادق است. ما باید این توهم را که “هنر نزد ایرانیان است و بس” کنار بگذاریم تا بتوانیم به جوامع دیگر وارد شویم. اغلب مشکلات ایرانی ها با جوامعی که در آن زندگی می کنند، به همین موضوع بازمی گردد. ایرانی ها دیگران را قبول ندارند و از همین رو در داخل یک کلونی بسته زندگی می کنند.
اگر ما بتوانیم ایران را کشوری پیشرفته و ایرانی ها را مردمی پیشرفته با فکر باز نشان دهیم، می توانیم جامعه ی موفقی در مالزی داشته باشیم. متاسفانه عده ی اندکی از ایرانیانی که به مالزی آمده اند با رفتارهای نادرست خود و با این تلقی که در این کشور هر کاری می توانند بکنند، وجهه ی جامعه ی ایرانی را مخدوش کرده اند. به هرحال، من به عنوان یک ایرانی خوشحال می شوم که به هم وطنان خود کمک کنم. ما اگر بتوانیم شبکه ی ارتباطی خودمان را گسترش دهیم و تخصص های خود را در اختیار دیگران قرار دهیم، حضور موفق تری در جامعه ی مالزی خواهیم داشت.

