توریست مالزی
۲۶ شهریور ۱۳۹۴
وقتی از مجله تماس گرفتند که با حسن شماعی زاده قرار مصاحبه داری با یک فلاش بک در ذهنم رفتم به سال ۱۳۵۲، یعنی ۳۶سال پیش. زمانی که با تلویزیون سیاه و سفید، برنامه ای به نام چشمک را با خانواده از کانال ملی ایران تماشا می کردیم. پشت پیانو، شماعی زاده آهنگ جدیدی به نام “مرداب ” را با خواننده تمرین می کرد و مجبور بود ابتدا خودش آنرا اجرا کند.
شاید بتوان گفت خواندن در آن برنامه آغازی بود برای خواننده شدن حسن شماعی زاده. البته به گفته خودش، بعد از آن اجرا، سیل نامه و تقاضا بود که از جانب مردم سرازیر شد که باید بخوانی. و این گونه بود که این آهنگساز معروف پاپ تبدیل شد به یک خواننده پاپ.
با تشکر از این که زمانی را در اختیار مجله توریست قرار دادید، اگر ممکن است خلاصه ای از گذشته خود را برای خوانندگان ماهنامه بازگو کنید؟
– با سلام خدمت تمامی ایرانیان در مالزی، متولد اصفهان هستم و در یک خانواده مذهبی رشد کردم. دوران دبستان را در مدرسه شیخ لطف الله که کاملا”مذهبی بود گذراندم. دوران دبیرستان را در دبیرستان ادب تحصیل کردم که مدیری روشن فکر و محیطی نسبتا بهتر و بازتری داشت. از سن۱۳-۱۴سالگی وارد ارکستر تئاتر اصفهان شدم، در واقع کار هنری ام از سال ۱۳۳۸شروع شد. در سال ۱۳۴۱به تهران آمدم و در کلوپ های مختلف مشغول به کار و از سال ۱۳۴۵نیز وارد رادیو شدم. در آن زمان شبانه روز کار می کردم، هم زمان با تعدادی از ارکستر های غیر ایرانی که بیشتر اسپانیایی و ایتالیایی بودند و کار آتراکسیون کلوپ ها و کاباره ها را اجرا می کردند همکاری داشتم. از سال۱۳۵۱ آهنگسازی را شروع و در سال۱۳۵۲بنا به خواست مردم به خوانندگی روی آوردم. از سالهای ۵۴-۵۵کار اصلی ام بیشتر خوانندگی بود – که هنوز هم ادامه دارد – و در سال۱۳۵۷به آمریکا مهاجرت کردم.
ممکن است کمی از خانواده تان برایمان بگویید؟
– درسال۱۳۴۶ازدواج کردم و دارای دو فرزند، بنام های افشین۴۲ساله و عقیق ۳۳ساله هستم. پسرم دندانپزشک و دخترم کارشناس در امور قیمت گزاری مسکن می باشد.
در چه سنی با ساز آشنا شدی؟
– حدودا” ۱۰-۱۱ساله بودم، اما هیچ مشوقی نداشتم و مذهبی بودن خانواده ام محدودیتم را بیشتر می کرد.
با چند نوع ساز آشنایی کامل دارید و تخصص اصلی تان در چه سازهایی است؟
– تخصص اصلی ام در نوازندگی سازهای بادی است. سازهایی چون کلارینت، ساکسیفون و فلوت را
می زنم ولی از سال۱۳۵۱به بعد اجبارا” به آهنگسازی و خوانندگی روی آوردم. البته هنوز هم گه گاهی در اجراهایم ساز می نوازم ولی نه بعنوان یک نوازنده حرفه ای. در آن زمان روزی ۱۰-۱۲ساعت کار نوازندگی می کردم که در نهایت باعث مشکلاتی در ناحیه کمر وگردنم شد که مجبور شدم تنها به آهنگسازی و در نهایت خوانندگی بپردازم. در واقع زندگی من سال های سال است که از راه خوانندگی می گذرد، با اینکه به آهنگسازی علاقه ای وافر دارم ولی آهنگسازی برای من درآمدی نداشت، البته از ساز پیانو هم برای آهنگسازی استفاده می کنم ولی پیانیست نیستم.
نظرتان راجع به موسیقی سنتی چیست؟
– زیاد موسیقی سنتی گوش نمی کنم، اما به موسیقی فولکلوریک ایران خیلی اعتقاد دارم و به آن احترام می گذارم چون این نوع موسیقی از دل مردم می تراود و ریشه های عمیقی در سرزمین من دارد.
و اما نظرتان در مورد موسیقی پاپ، و چگونگی رشد اینگونه موسیقی در ایران و در این سه دهه؟
– پاپ موسیقی بین المللی است که تمامی جوانان دنیا آن را با زبان خودشان اجرا می کنند. زمانی که این موسیقی در ایران قدغن شد بالطبع در جاهایی خارج از ایران مثل لس آنجلس رشد کرد که به موسیقی لس آنجلسی شهرت یافت. حالا چند وقتی است فضای رشد موسیقی در ایران پیدا شده چون ایران سرزمین مادری است و باید موسیقی در آنجا رشد کند ولی نباید فراموش کرد که ۳۰سال است که همین لس آنجلسی ها این مسوولیت را با دست خالی بدوش کشیدند، و با تمام مرارت و سختی ها، و با تمام کمبودها موسیقی را در لس آنجلس زنده نگه داشتند. الان هم از این که جوانان داخل ایران در این زمینه رشد می کنند خیلی خوشحالم چون آنجا سرزمین مادری است. هر چه ما قدیمی ها داریم از آن سرزمین است.
به نظر می رسد اکثر آهنــگها را خودتان میسازید، اینطور نیست؟
– بیشتر آهنگ هایم را خودم سرودم به جز چند تا آهنگ مثل، چلچله از “مارتیک”، طلای کاغذی از “پازوکی” و یک آهنگ هم از “مارسل استپانیان”. چند تا هم از آهنگ های فولکلوریک ایرانی خواندم. مثل اکثر خواننده های راک آمریکایی بیشتر کار آهنگ هایم را خودم انجام می دهم و حتی ضبط واجرایش در استودیوی خودم صورت می گیرد. به تازگی هم ده تا از آهنگ های جدیدم را در وب سایت ام گذاشته ام [شماعی زاده دات کام] که
علاقه مندان می توانند بصورت رایگان دانلود و گوش کنند. البته چند ویدیو کلیپ هم در آن گنجانده شده است.
از آهنگ ها و کارهای جدیدت بگو؟
– “سرزمین لاله ها”، “یادت بیاد” (یک کار قدیمی با اجرای جدید) و آلبوم “صدای زاینده رود” که مجموعه ای از آهنگ های بدون کلام قدیمی خودم می باشد.
میهن، عرق وطن پرستی و پرچم سه رنگ برای شماعی زاده چه مفهومی دارد؟
– اگر سری به سایت ام بزنید، قسمتی است مختص به ساخته هایم در مورد ایران و احساس من به آن که از سال ۱۳۵۷شروع و تا به الان بیش از ۴۰کار اجرا شده، حتی کارهای مشترکی است که کم و بیش لیست آن در سایت ام موجود است. خوشحالم که خیلی از هنرمندان دیگر این مسیر را ادامه می دهند. ایران در یک جمله کوتاه برای من یعنی “همه هستی من”.
به چه گروه یا خواننده خارجی علاقه مند هستید ؟
– زمانی بعضی از گروه ها و خوانندگان جاز مثل “ری چارلز” و ” اورتس ردینک” را دوست داشتم و آهنگ هایشان را گوش می دادم. صدای”سلین دیون” هم را می پسندم.
نظر و علاقه تان درباره فیلم های سینمایی و سریال های تلویزیونی چگونه است؟
– بعضی از سریال های صدا و سیما را نگاه می کنم.از نظر تکنیک و کار خیلی رشد و پیشرفت کرده اند.حتی موسیقی متن فیلم ها خیلی بهتر شده. ولی زیاد اهل سینما رفتن نیستم.
آیا تا به حال روی موسیقی متن فیلم کار کرده اید؟
– خیر، البته از بعضی کارهایم در فیلم استفاده شده مثل، فیلم دشنه و باغ بلور .
آیا فیلم جدید آقای قبادی ” کسی از گربه های ایرانی خبر ندارد” را دیده اید؟
– متاسفانه خیر، ولی فیلم های دیگر این کارگردان خوش فکر را دیده ام.
شاخص ترین کارهایت چه می تواند باشد؟
– هنرمندان موسیقی سعی می کنند کاری عرضه کنند که مردم پسند باشد، بنابراین برای من کاری شاخص است که در بین مردم موفق و محبوب شود. سعی می کنم کاری بسازم که زبان مردم باشد و خودشان را داخل آن ترانه ببینند و پیدا کنند. همیشه سلیقه مردم را مدنظر می گیرم و در نهایت با آن ها ارتباط برقرار می کنم. همه چیز خواست مردم است. هیچ کار هنری ای با تبلیغ و بی جهت به جایی نمی رسد، ممکن است مطرح شود ولی در دل مردم نمی نشیند. معروفیت و محبوبیت دو مقوله کاملا” جداست، ممکن است خیلی اشخاص معروف شوند ولی محبوب نباشند.
ترانه سرایی هم کرده اید؟
– چندتایی از آهنگ هایم را خودم شعرش را سروده ام. اما ترانه سرا نیستم، هرازگاهی درد دلهایم را می نویسم.
آرزوی شماعی زاده چیست؟
– بزرگترین آرزویم رسیدن جوانان ایرانی به آرزوهایشان است. آرزوی دیگرم دیدن ایران عزیزم بعد از ۳۰سال است. ۲۰سال است که مادرم را ندیده ام! پارسال توانستم خواهرم را بعد از ۳۰سال در دبی ببینم. ۳۰سال است که برادرم را ندیده ام. آنهایی که داخل ایران هستند شاید باورشان نشودکه یک روزی می رسد که انسان دور از وطن دلش برای لجن های کف جوی مملکتش هم تنگ می شود. چه کنم عاشق ایرانم من.
تلخ ترین و شیرین ترین خاطرات دوران زندگی حسن شماعی زاده چیست؟
– تلخ ترین روز زندگی ام شانزدهم بهمن ماه ۱۳۵۷بود. روزی که عده ای منزلم را که بالای حصارک بود غارت کردند و مجبور شدم فردای آن روز ایران را برای همیشه ترک کنم. آن روز از تلخ ترین روزهای زندگیم بود و آهنگی هم دارم با عنوان” خونه ” و تمام ماجرای آن روز در آن آهنگ گفته شده که در آلبوم ” آخرین سوار” است. یک قسمت از شعر میگه: دخترکم دیده بود از آن بالای ایوان / عروسک بی سرش در وسط خیابان.
به جز موسیقی چه تفریحات دیگری دارید؟
– تفریح من فوتبال وکتاب خواندن است. بیشتر، کتاب های سیاسی و تاریخی مطالعه می کنم. چون مسافرت زیاد می روم خودم را با کتاب خوانی مشغول می کنم و به حیوانات هم علاقه زیادی دارم.
آیا فکر می کنی یک روزی هم در ایران بخوانی؟
– بله، صد در صد، این رو ته دل هم میگه، این می تواند شیرین ترین خاطره زندگیم را شکل بدهد.
استقبال ایرانیان مالزی در رستوران ایرانی هزار و یکشب از شما چگونه بود؟
– بسیار عالی بود. هرچی جلو رفتیم بهتر شد.
چه توصیه ای به جوانان ایرانی دارید؟
– به آن دسته از جوانان ایرانی که علاقه مند به یادگیری موسیقی هستند توصیه می کنم اگر
می خواهند در آینده موفق شوند از پایه شروع کنند، آکادمیک یاد بگیرند، از سرسری یاد گرفتن جدا” پرهیز کنند. توصیه دیگرم به همه جوانان وطن است که تا می توانند به اطلاعات و آگاهی شان اضافه کنند به خصوص در زمینه تاریخ کشورشان. هیچ مطلبی را در بسته قبول نکنند. در هر موردی تحقیق و تفکر کنند.
پیام شماعی زاده به مردم ایران چیست؟
– پیام من به هم میهنانم این است که تا می توانند با هم مهربان باشند و از خشونت بپرهیزند. دوست داشتن حیوانات و عشق ورزیدن به این کره خاکی، امانتی که می باید صحیح و سالم به آیندگان بسپاریم.
از اینکه وقتتان را به خوانندگان توریست دادید سپاسگزارم و برایتان اقامت خوشی را در کوالالامپور آرزومندم.
شاید بتوان گفت خواندن در آن برنامه آغازی بود برای خواننده شدن حسن شماعی زاده. البته به گفته خودش، بعد از آن اجرا، سیل نامه و تقاضا بود که از جانب مردم سرازیر شد که باید بخوانی. و این گونه بود که این آهنگساز معروف پاپ تبدیل شد به یک خواننده پاپ.
با تشکر از این که زمانی را در اختیار مجله توریست قرار دادید، اگر ممکن است خلاصه ای از گذشته خود را برای خوانندگان ماهنامه بازگو کنید؟
– با سلام خدمت تمامی ایرانیان در مالزی، متولد اصفهان هستم و در یک خانواده مذهبی رشد کردم. دوران دبستان را در مدرسه شیخ لطف الله که کاملا”مذهبی بود گذراندم. دوران دبیرستان را در دبیرستان ادب تحصیل کردم که مدیری روشن فکر و محیطی نسبتا بهتر و بازتری داشت. از سن۱۳-۱۴سالگی وارد ارکستر تئاتر اصفهان شدم، در واقع کار هنری ام از سال ۱۳۳۸شروع شد. در سال ۱۳۴۱به تهران آمدم و در کلوپ های مختلف مشغول به کار و از سال ۱۳۴۵نیز وارد رادیو شدم. در آن زمان شبانه روز کار می کردم، هم زمان با تعدادی از ارکستر های غیر ایرانی که بیشتر اسپانیایی و ایتالیایی بودند و کار آتراکسیون کلوپ ها و کاباره ها را اجرا می کردند همکاری داشتم. از سال۱۳۵۱ آهنگسازی را شروع و در سال۱۳۵۲بنا به خواست مردم به خوانندگی روی آوردم. از سالهای ۵۴-۵۵کار اصلی ام بیشتر خوانندگی بود – که هنوز هم ادامه دارد – و در سال۱۳۵۷به آمریکا مهاجرت کردم.
ممکن است کمی از خانواده تان برایمان بگویید؟
– درسال۱۳۴۶ازدواج کردم و دارای دو فرزند، بنام های افشین۴۲ساله و عقیق ۳۳ساله هستم. پسرم دندانپزشک و دخترم کارشناس در امور قیمت گزاری مسکن می باشد.
در چه سنی با ساز آشنا شدی؟
– حدودا” ۱۰-۱۱ساله بودم، اما هیچ مشوقی نداشتم و مذهبی بودن خانواده ام محدودیتم را بیشتر می کرد.
با چند نوع ساز آشنایی کامل دارید و تخصص اصلی تان در چه سازهایی است؟
– تخصص اصلی ام در نوازندگی سازهای بادی است. سازهایی چون کلارینت، ساکسیفون و فلوت را
می زنم ولی از سال۱۳۵۱به بعد اجبارا” به آهنگسازی و خوانندگی روی آوردم. البته هنوز هم گه گاهی در اجراهایم ساز می نوازم ولی نه بعنوان یک نوازنده حرفه ای. در آن زمان روزی ۱۰-۱۲ساعت کار نوازندگی می کردم که در نهایت باعث مشکلاتی در ناحیه کمر وگردنم شد که مجبور شدم تنها به آهنگسازی و در نهایت خوانندگی بپردازم. در واقع زندگی من سال های سال است که از راه خوانندگی می گذرد، با اینکه به آهنگسازی علاقه ای وافر دارم ولی آهنگسازی برای من درآمدی نداشت، البته از ساز پیانو هم برای آهنگسازی استفاده می کنم ولی پیانیست نیستم.
نظرتان راجع به موسیقی سنتی چیست؟
– زیاد موسیقی سنتی گوش نمی کنم، اما به موسیقی فولکلوریک ایران خیلی اعتقاد دارم و به آن احترام می گذارم چون این نوع موسیقی از دل مردم می تراود و ریشه های عمیقی در سرزمین من دارد.
و اما نظرتان در مورد موسیقی پاپ، و چگونگی رشد اینگونه موسیقی در ایران و در این سه دهه؟
– پاپ موسیقی بین المللی است که تمامی جوانان دنیا آن را با زبان خودشان اجرا می کنند. زمانی که این موسیقی در ایران قدغن شد بالطبع در جاهایی خارج از ایران مثل لس آنجلس رشد کرد که به موسیقی لس آنجلسی شهرت یافت. حالا چند وقتی است فضای رشد موسیقی در ایران پیدا شده چون ایران سرزمین مادری است و باید موسیقی در آنجا رشد کند ولی نباید فراموش کرد که ۳۰سال است که همین لس آنجلسی ها این مسوولیت را با دست خالی بدوش کشیدند، و با تمام مرارت و سختی ها، و با تمام کمبودها موسیقی را در لس آنجلس زنده نگه داشتند. الان هم از این که جوانان داخل ایران در این زمینه رشد می کنند خیلی خوشحالم چون آنجا سرزمین مادری است. هر چه ما قدیمی ها داریم از آن سرزمین است.
به نظر می رسد اکثر آهنــگها را خودتان میسازید، اینطور نیست؟
– بیشتر آهنگ هایم را خودم سرودم به جز چند تا آهنگ مثل، چلچله از “مارتیک”، طلای کاغذی از “پازوکی” و یک آهنگ هم از “مارسل استپانیان”. چند تا هم از آهنگ های فولکلوریک ایرانی خواندم. مثل اکثر خواننده های راک آمریکایی بیشتر کار آهنگ هایم را خودم انجام می دهم و حتی ضبط واجرایش در استودیوی خودم صورت می گیرد. به تازگی هم ده تا از آهنگ های جدیدم را در وب سایت ام گذاشته ام [شماعی زاده دات کام] که
علاقه مندان می توانند بصورت رایگان دانلود و گوش کنند. البته چند ویدیو کلیپ هم در آن گنجانده شده است.
از آهنگ ها و کارهای جدیدت بگو؟
– “سرزمین لاله ها”، “یادت بیاد” (یک کار قدیمی با اجرای جدید) و آلبوم “صدای زاینده رود” که مجموعه ای از آهنگ های بدون کلام قدیمی خودم می باشد.
میهن، عرق وطن پرستی و پرچم سه رنگ برای شماعی زاده چه مفهومی دارد؟
– اگر سری به سایت ام بزنید، قسمتی است مختص به ساخته هایم در مورد ایران و احساس من به آن که از سال ۱۳۵۷شروع و تا به الان بیش از ۴۰کار اجرا شده، حتی کارهای مشترکی است که کم و بیش لیست آن در سایت ام موجود است. خوشحالم که خیلی از هنرمندان دیگر این مسیر را ادامه می دهند. ایران در یک جمله کوتاه برای من یعنی “همه هستی من”.
به چه گروه یا خواننده خارجی علاقه مند هستید ؟
– زمانی بعضی از گروه ها و خوانندگان جاز مثل “ری چارلز” و ” اورتس ردینک” را دوست داشتم و آهنگ هایشان را گوش می دادم. صدای”سلین دیون” هم را می پسندم.
نظر و علاقه تان درباره فیلم های سینمایی و سریال های تلویزیونی چگونه است؟
– بعضی از سریال های صدا و سیما را نگاه می کنم.از نظر تکنیک و کار خیلی رشد و پیشرفت کرده اند.حتی موسیقی متن فیلم ها خیلی بهتر شده. ولی زیاد اهل سینما رفتن نیستم.
آیا تا به حال روی موسیقی متن فیلم کار کرده اید؟
– خیر، البته از بعضی کارهایم در فیلم استفاده شده مثل، فیلم دشنه و باغ بلور .
آیا فیلم جدید آقای قبادی ” کسی از گربه های ایرانی خبر ندارد” را دیده اید؟
– متاسفانه خیر، ولی فیلم های دیگر این کارگردان خوش فکر را دیده ام.
شاخص ترین کارهایت چه می تواند باشد؟
– هنرمندان موسیقی سعی می کنند کاری عرضه کنند که مردم پسند باشد، بنابراین برای من کاری شاخص است که در بین مردم موفق و محبوب شود. سعی می کنم کاری بسازم که زبان مردم باشد و خودشان را داخل آن ترانه ببینند و پیدا کنند. همیشه سلیقه مردم را مدنظر می گیرم و در نهایت با آن ها ارتباط برقرار می کنم. همه چیز خواست مردم است. هیچ کار هنری ای با تبلیغ و بی جهت به جایی نمی رسد، ممکن است مطرح شود ولی در دل مردم نمی نشیند. معروفیت و محبوبیت دو مقوله کاملا” جداست، ممکن است خیلی اشخاص معروف شوند ولی محبوب نباشند.
ترانه سرایی هم کرده اید؟
– چندتایی از آهنگ هایم را خودم شعرش را سروده ام. اما ترانه سرا نیستم، هرازگاهی درد دلهایم را می نویسم.
آرزوی شماعی زاده چیست؟
– بزرگترین آرزویم رسیدن جوانان ایرانی به آرزوهایشان است. آرزوی دیگرم دیدن ایران عزیزم بعد از ۳۰سال است. ۲۰سال است که مادرم را ندیده ام! پارسال توانستم خواهرم را بعد از ۳۰سال در دبی ببینم. ۳۰سال است که برادرم را ندیده ام. آنهایی که داخل ایران هستند شاید باورشان نشودکه یک روزی می رسد که انسان دور از وطن دلش برای لجن های کف جوی مملکتش هم تنگ می شود. چه کنم عاشق ایرانم من.
تلخ ترین و شیرین ترین خاطرات دوران زندگی حسن شماعی زاده چیست؟
– تلخ ترین روز زندگی ام شانزدهم بهمن ماه ۱۳۵۷بود. روزی که عده ای منزلم را که بالای حصارک بود غارت کردند و مجبور شدم فردای آن روز ایران را برای همیشه ترک کنم. آن روز از تلخ ترین روزهای زندگیم بود و آهنگی هم دارم با عنوان” خونه ” و تمام ماجرای آن روز در آن آهنگ گفته شده که در آلبوم ” آخرین سوار” است. یک قسمت از شعر میگه: دخترکم دیده بود از آن بالای ایوان / عروسک بی سرش در وسط خیابان.
به جز موسیقی چه تفریحات دیگری دارید؟
– تفریح من فوتبال وکتاب خواندن است. بیشتر، کتاب های سیاسی و تاریخی مطالعه می کنم. چون مسافرت زیاد می روم خودم را با کتاب خوانی مشغول می کنم و به حیوانات هم علاقه زیادی دارم.
آیا فکر می کنی یک روزی هم در ایران بخوانی؟
– بله، صد در صد، این رو ته دل هم میگه، این می تواند شیرین ترین خاطره زندگیم را شکل بدهد.
استقبال ایرانیان مالزی در رستوران ایرانی هزار و یکشب از شما چگونه بود؟
– بسیار عالی بود. هرچی جلو رفتیم بهتر شد.
چه توصیه ای به جوانان ایرانی دارید؟
– به آن دسته از جوانان ایرانی که علاقه مند به یادگیری موسیقی هستند توصیه می کنم اگر
می خواهند در آینده موفق شوند از پایه شروع کنند، آکادمیک یاد بگیرند، از سرسری یاد گرفتن جدا” پرهیز کنند. توصیه دیگرم به همه جوانان وطن است که تا می توانند به اطلاعات و آگاهی شان اضافه کنند به خصوص در زمینه تاریخ کشورشان. هیچ مطلبی را در بسته قبول نکنند. در هر موردی تحقیق و تفکر کنند.
پیام شماعی زاده به مردم ایران چیست؟
– پیام من به هم میهنانم این است که تا می توانند با هم مهربان باشند و از خشونت بپرهیزند. دوست داشتن حیوانات و عشق ورزیدن به این کره خاکی، امانتی که می باید صحیح و سالم به آیندگان بسپاریم.
از اینکه وقتتان را به خوانندگان توریست دادید سپاسگزارم و برایتان اقامت خوشی را در کوالالامپور آرزومندم.

