توریست مالزی
۲۶ شهریور ۱۳۹۴
“راک”(Rock) سبکی از موسیقی است که پس از دهه ی ۶۰ در آمریکا و انگلستان رواج یافت. این سبک ریشه در موسیقی “راک اند رول” دهه های ۴۰ و ۵۰ دارد که آن نیز به نوبه ی خود تحت تاثیر موسیقی “کانتری” و”R & B” بوده است. “راک” همچنین عناصری از “بلوز”، “فولک” و “جاز” را نیز به خود جذب کرده است. بدین ترتیب، “راک”، میراث خوار بخشی غنی از تاریخ موسیقی معاصر است، با این تفاوت که بسیاری از ترانه های این سبک، موضوعات سیاسی و اجتماعی را مورد توجه قرار می دهد و اغلب نیز لحنی اعتراضی در آن به چشم می خورد.
موسیقی راک در ایران، از اواخر دهه چهل خورشیدی و با ظهور خوانندگانی مانند کوروش یغمایی، فرهاد مهراد و فریدون فروغیرواج پیدا کرد. خوانندگانی که تا حدی با موسیقی پاپ رایج در آن دوران مرزبندی داشتند و مخاطبین خاصی را برای خود جلب کرده بودند. در راک ایرانی نیز همانند بیشتر سبکهای راک، گیتار الکتریک و گیتار باس و درامز اصلیترین سازها هستند. موسیقی “راک” پس از انقلاب برای بیش از یک دهه با ممنوعیت و محدودیت کامل مواجه شد و پس از آن نیز هیچ گاه نتوانست به اندازه ی موسیقی پاپ، امکان عرضه داشته باشد. از همین رو، بیشتر نوازندگان و خوانندگان “راک” ایرانی یا از کار دست کشیدند، یا به خارج از کشور رفتند و یا زیرزمینی شدند. فرهاد مهراد پس از سال ها سکوت، چند آلبوم منتشر کرد، اما مرگ زودهنگامش، نشان از فرسایش روح این هنرمند در سال های ممنوعیت داشت. فریدون فروغی نیز سرنوشتی چون فرهاد داشت و با وجود ممنوعیت ها در ایران باقی ماند، اما سرخوردگی های متعدد او را نیز در سن ۵۱ سالگی از پای درآورد.
با انتشار آلبوم “آدم معمولی” از گروه کیوسک در سال ۲۰۰۷، پس از سال ها، “راک” ایرانی مطرح شد و لحن انتقادی و اعتراضی ترانه های کیوسک، موجب محبوبیت گسترده ی این آلبوم شد. کاوه یغمایی نیز که با انتشار آلبوم مترسک به جرگه ی خوانندگان “راک” ایران پیوسته بود، پس از نومیدی از انتشار آلبوم دوم خود به کانادا رفت. بدین ترتیب، “راک” هرگز نتوانست عرصه ای قانونی برای حضور در سطح جامعه بیابد و زیرزمینی باقی ماند.
“راک” ایرانی در خارج از ایران، حضور روشنی ندارد. کاوه یغمایی و آرش سبحانی نیز که از ایران خارج شدند، نتوانستند آثاری در سطح کارهای زیرزمینی شان در ایران ارائه کنند. البته بسیاری از خوانندگان و نوازندگان راک ایرانی برای یافتن فضایی برای عرضه ی آثار خود از ایران خارج شدند. هومن اژدری یکی از خوانندگان و نوازندگان راک ایرانی بود که مالزی را برای ادامه ی فعالیت هنری خود انتخاب کرد. او در سال های گذشته با گروه های مختلفی همکاری داشته و چند آلبوم منتشر کرده است. آنچه در پی می آید گفت و گوی ما با وی در مورد موسیقی راک ایرانی، موقعیت هنرمندان ایرانی در مالزی و کارهای جدید اوست.
پیش از هر چیز، تعریف و تلقی خودتان را از موسیقی راک بازگو کنید.
نوع سازها، نوع سلو، نوع شعرها، سبک خواندن و نواختن و همچنین ریتم خاصی نیز که در موسیقی راک وجود دارد، از ویژگی های این سبک است. برخی نیز آن را موسیقی اعتراض و خشم تعریف می کنند، ولی به نظر من این طور نیست. راک خیلی گسترده است و همانطور که می دانید شاخه ها و سبک های مختلفی هم در آن هست و دیدگاه های هر کدام از این شاخه ها با هم فرق می کنند ولی همه شان زیر چتر راک قرار می گیرند.
از پیشینه ی راک در ایران و فراز و فرود آن بگویید.
سابقه ی راک به بیش از ۴۰ سال پیش باز می گردد، اما این بدان معنا نیست که حیاتی ۴۰ ساله داشته است. راک برای مدتی طولانی در ایران ممنوع بود و نتوانست به طور طبیعی رشد کند. از همین روست که باید آن را سبکی نوپا در ایران بدانیم، زیرا اکثریت مردم در همین ۱۰ تا ۱۱ سال گذشته با آن آشنا شده اند. بسیاری از نسل جدید حتی پیش کسوت های این سبک مانند فرهاد و فریدون فروغی را نمی شناسند.
مسلما از یک سو، ممنوعیت در اجرا و انتشار آلبوم و از سوی دیگر، قطع ارتباط با خارج از کشور برای سبکی که ریشه در غرب دارد، تاثیرات زیان باری بر موسیقی راک ایران داشته است. اما آیا این محدودیت ها به پیدایش یک راک اعتراضی منجر شد یا خیر؟
برخی اعتقاد داشتند که راک ترانه اعتراض است، نه فقط به شکل سیاسی، بلکه اجتماعی یا حتی در مورد مسایل فردی و خانوادگی. مسلما چنین تاثیراتی وجود داشته، اما در ممنوعیت مطلق و در دوره ای که ارتباطاتی مانند اینترنت وجود نداشت، راک محکوم به خاموشی بود. در غرب نیز وقتی در دهه هفتاد این سبک شروع شد، همین حالت را داشت. اعتراض خیلی با معنی و هنری بود. موسیقی با فلسفه ای خاص همراه بود که بر کل زندگی اثر می گذاشت. لباس پوشیدن به سبک هیپی ها، پوشیدن شلوارهای جین، آویختن صلیب های بزرگ و هر چیزی که می توانست نوعی ساختارشکنی باشد، همگی بخشی از این اعتراض بودند.

این ها نمادهای اعتراض بودند نه به یک دشمن مشخص یا یک موضع مشخص، بلکه شاید به کل قراردادهای اجتماعی آن دوران.
بله. در ایران هم گاهی سبک زندگی به نوعی اعتراض بدل شده است. به هرحال، میل به تغییر و عصیان در موسیقی راک همیشه حضور داشته و شاید همین امر موجب شد که در ایران با محدودیت بیشتری روبرو شود.
راک ایرانی تا چه اندازه با راک غربی شباهت دارد؟
این روزها از برخی لحاظ شبیه تر شده است. در گذشته، اینقدر اعتراضی نبود. بیشتر فلسفی بود. اشعار فلسفی و گاه عرفانی مانند حافظ را کار می کردند، ولی با شرایطی که در ایران به وجود آمد، جنبه اعتراضی در راک ایرانی قوی تر شد.
از نظر فرم و اجرا چقدر به راک غربی نزدیک شده است؟
ما راک خودمان را داریم. مثل راک ترک در ترکیه. ما ایرانی ها هر کاری کنیم باز ویژگی های خاص خودمان را در موسیقی نشان می دهیم.
از چه نظر ما ویژگی خاصی داریم؟
اول این که عده ای از دوستان عمدا برخی از گام های ایرانی را در ملودی ها استفاده می کنند، ولی من سعی می کنم خودم را به راک اصلی نزدیک تر کنم. با این حال، من هم ایرانی هستم و وقتی کار من شنیده می شود، کاملا متفاوت با راک آمریکایی است. کسانی که این را می شنوند ممکن است به خاطر همین تفاوت خوش شان بیاید.
احتمالا زبان فارسی هم تاثیر می گذارد، زیرا ترانه و موسیقی بر هم تاثیری متقابل دارند و زبان هم مسلما بر ساختار ترانه اثرگذار است.
البته یکی از مشکلات ما هم همین است. ریتم های دو چهار، چهارچهار و هشت هشت که برای راک استفاده می شود، برای زبان انگلیسی طراحی شده است. برای زبان فارسی این ریتم ها شش و هشت است. آهنگ کلام ما این طور است و به خاطر همین این همه موسیقی شش و هشت داریم. به هر حال این که آهنگ کلام ایرانی را که چهارچهار است را در این ریتم بگذاریم، خیلی مشکل است، ولی شدنی است.

اکثر خواننده های راک ایران همان آهنگ کلام متفاوت فارسی را به کار می برند. در مقابل، خواننده ای مثل آرش این ساختار را می شکند تا جایی که بعضی چیزها اصلا فارسی شنیده نمی شوند. اگه به ترانه دقت کنیم، آواها و تقطیع ها فارسی نیستند و خود را با ریتم موسیقی منطبق کرده اند و حاصل آن معجون عجیبی به نظر می رسد.
گاهی فارسی گفته می شود، ولی این احساس را نداری و نمی فهمی. درست مثل چینی ها که با آدم انگلیسی صحبت می کنند و با وجود این که می دانیم انگلیسی صحبت می کنند، نمی فهمیم.
چه کسانی در راک ایران پیشتازبوده اند؟ خیلی ها فرهاد و فروغی را پیشتازان راک می دانند.
پیش از انقلاب، برخی گروه ها بودند که به روزترین ترانه های راک را در ایران بازسازی و اجرا می کردند. اوج راک در سال ۵۰ بود و فرهاد و فریدون جزو بهترین ها بودند. مثلا فریدون فروغی در کلوپ آمریکایی ها بلوز می خواند و کسی هم جز او فرهاد بلد نبود.
دلیل ممنوعیت مضاعفی که در مقایسه با پاپ در ایران به راک تحمیل شده، چه بود؟ چون اگر موضوع اعتراض در میان بود، خیلی از ترانه های راک عاشقانه بوده و هستند. آیا واقعا برداشتی که از خواننده های راک می کردند این بود که این افراد معترضان عصیانگری هستند که مخدر مصرف می کنند و یا این که شیطان پرستند؟
این ها هم خیلی موثر بود. من نه شیطان پرستم و نه چیز دیگری. راک موسیقی هایپر است. طبیعت و ریتم و آهنگ آن طوری است که با شنیدنش ضربان قلب بالا می رود. وقتی ضربان قلب بالا می رود، آدرنالین ترشح می شود و احساس هایپر بودن به شنونده دست می دهد. این یکی از چیزهایی است که خوشایند خیلی از حکومت ها نیست. دوست دارند مردم همه خموده و افسرده باشند، چون وقتی کسی خموده باشد، می توان راحت زد توی سرش و هر کاری ازش خواست. وقتی در ایران اجرا داشتیم و همه هایپر می شدند و شروع می کردند به جیغ زدن، بعضی ها وحشت زده می شدند، ولی ما می دانستیم همه چیز خوب است و اینها دارند تخلیه انرژی می کنند. بعد از آن هم هیچ اتفاقی نمی افتاد. نه جنگی نه دعوایی. همه چیز به خوبی برگزار می شد. فکر می کنم دلیل دیگر این محدودیت ها، همان مسایل شیطان پرستی باشد. من نمی خواهم وار د سیاست شوم، ولی هر وقت باید مردم را از چیزی بترسانند. وقتی دشمن کم می آورند، می گویند از شیطان پرست ها بترسید. حالا اینها که هستند و از کجا آمده اند، معلوم نیست.مگر این بچه های ۲۰ یا سی ساله در همین مملکت بزرگ نشده اند؟

شاید به خاطر نوع پوشش و رفتار خواننده های غربی چنین برداشتی شده است.
بله. چون راک طیف گسترده ای دارد و داخل آنها طیف شیطان پرست هم وجود دارد. البته الان هم خیلی محدود هستند و هواداران شان هم محدود شده اند. برای بسیاری از مردم، ایدائولوژی گروه ها مطرح نیست و کافی است که موسیقی زیبا باشد. از همین روست که حتی آلبوم های گروه های شیطان پرست در بین مسیحیان به فروش می رسد. البته نوعی استایل هم در اواخر سال های ۸۰ تا ۹۰ با موضوع شیطان پرستی رواج پیدا کرد، که مثل یک مُد، مردم به آن روی آوردند. نوعی تبلیغات بود برای پول درآوردن، وگرنه اعضای همان گروه ها زندگی عادی خودشان را دارند و کار شیطانی از آنها سر نمی زند. حاصل این برداشت های غلط این شد که امروز ما از نظر استانداردهای موسیقی عقب هستیم، حتی از لحاظ استاندارد صدابرداری ، خوانندگی، تنظیم کنندگی.
این عقب ماندگی به تکنولوژی هم برمی گردد. مسلما ما از این نظر نیز ه روز نیستیم.
ما دانش آن را نیز نداریم. اکثر صدابرداری های ما آزمون و خطا است. یعنی تو اجرا می کنی و بعد از آن صدابردار تازه می خواهد ببیند که حاصل کار چه شده است. یکی دو تا از کارها هم قربانی می شود.
حیات زیرزمینی راک ایرانی چه تاثیری بر این موسیقی داشت؟
به نظر من خیلی مستقل و پاکش کرد. از وابستگی به چیزهای دیگری که در پاپ یا رپ دیده می شوند، رها شد. در پاپ و رپ خیلی راحت سیاسی کار می کنند و این باعث مطرح شدن و اتصال آنها به جریانهای مختلف می شود، ولی راک هیچ وقت اینطور نبوده. شما حتی یک گروه راک را در دسته بندی های سیاسی نمی توانید ببینید. شاید گروه کانتری یا استایل های دیگر باشند. آرش سبحانی از کیوسک، دوست صمیمی من است و در ایران با هم بودیم و این همان اتفاقی بود که برای او افتاد. من حتی آهنگ پارازیتی را که خواند دوست ندارم. به نظرم با گرایش به سیاست، اصالت کار خودش را کم کرد.
کارهای کیوسک بعد از خروج از ایران، نه از نظر سیاسی و نه از نظر موسیقی در سطح آلبوم های داخل ایران این گروه نبوده است.
وقتی کسی کاری رو انجام می دهد و گروهی تاییدش می کنند و می گویند بیا اینطوری کار کن و ما ساپورتت می کنیم، دیگر انگیزه ی اصلی تغییر کرده است. به هرحال، گروه های راک هیچ وقت سیاسی نبوده و حرفهایشان نیز اغلب اجتماعی بوده است. اگر هم حرف سیاسی زده اند، مستقل بوده و وابستگی به جایی نداشته.
آمدن اینترنت و شبکه های اجتماعی و یوتیوب که باعث گستردگی ارتباطات و همچنین امکان عرضه شده چه تاثیری در موسیقی ایران دارد؟
برای ایران خیلی عالی بوده است. من هوادار گروه Led Zeppelin هستم و زمانی که دنبال یک آلبوم از این گروه می گشتم، با پیرمردی دوست شدم که می دانستم این آلبوم ها را دارد. آلبوم های موسیقی اصلا در دسترس نبود. ما نمی توانستیم حتی آهنگ خوب گوش کنیم، چه برسد به این که بخواهیم یاد بگیریم. حالا خیلی راحت و خوب شده. به هر شکل ممکن، با اینترنت و وسایل دیگر می توانی نیاز خودت رو برطرف کنی و موسیقی مورد نظرت را بشنوی.
من همه کارهای شما را زیاد نشنیدم، اما اغلب ترانه هایی که شنیدم Soft Rock بوده اند. شما بیشتر به این شاخه از راک گرایش دارید؟
در ترانه های فارسی بله. آن دو کلیپ که علیرضا سروش ساخته به این سبک نزدیک تر است. ما یک گروه در ایران داشتیم به اسم Mad City که سالها در آن کار می کردم. با آمدن من مالزی، کار گروه تمام شد. در اینجا دیدم برای غیر ایرانی ها هم می توان کار کرد. اتفاقا بهتر هم می فهمند و برای همین به گروهی را به اسم Mr. Rock & Roll تشکیل دادیم که گروه انگلیسی راک ما است. من همه شعرها را به انگلیسی می نویسم و اجرا می کنم. در ایران آلبوم آخری که داشتیم با پلمپ ناگهانی استودیویی که در آن ضبط می کردیم، از دست رفت. امیدوارم بتوانم برخی از آنها را در اینجا بازسازی کنم.

چند آلبوم در کارنامه ی خود دارید؟
من یک آلبوم تری پاپ کار کردم به نام Mute Agency که خواننده بودم. آهنگساز آن سیاوش امامی بود و آقای سامان مقدم هم یک کلیپ ساختند که در Music of Nation هم پخش شد. یک آلبوم شخصی که با آلبوم اولم بود به نام جمله ی معروف که آرش سبحانی گیتار بعضی از تراکت هاش را اجرا کرد و باقی را هم مسعود همایونی زد. عین اله کیوان شکوه نیز درام زد. آلبوم خوبی شد، اما ۶ سال در انتظار مجوز در ارشاد ماند. ما هم دیگر قیدش را زدیم. با گروه خودمان Mad City را شروع کردیم و ۴ تا آلبوم دادیم که آخری همان بود که در آن استودیو پلمپ شد و رفت. در حال حاضر نیز آلبوم فارسی را کامل می کنم. در عین حال یک آلبوم با Mr. Rock & Roll داریم که در حال اتمام است.
شما در کلاب ها کار می کنید. کار در کلاب را چگونه ارزیابی می کنید؟
خیلی ها فکر می کنند خوب است، ولی من آن را دوست ندارم. از سوی دیگر، مجبوریم در کلاب ها کار کنیم، چون مکان دیگری نیست. اجرای غیر کلابی خیلی بهتر است. مخصوصا خودم چون سولو هم اجرا می کنم. در کلاب ها چون مردم خیلی مست اند و چیزی نمی فهمند. من صدای خودم را هم به زور می شنوم.
اگه کسی در اینجا بخواهد در حرفه موسیقی کار کند، به غیر از کلاب ها جای دیگری نیست؟
جایی که برنامه موسیقی برگزار می شود، همین جور جاهاست. کلاب، بار، رستوران. شوها و کنسرت هایی هم می گذارند که البته رسیدن به شرکت در آنها خیلی طول می کشد. اینجا گروه های موسیقی خیلی زیادند و خیلی هم خوب کار می کنند. رقابت خیلی سنگین است، مخصوصا بین خودشان. گروه های راک شان خیلی عالی هستند. از ما ایرانی ها جلوتر هستند. بسیار با استعداد و با هوش و حرفه ای هستند و بدون حاشیه کار می کنند.
اگر کسی از ایران بخواد بیاد اینجا و موسیقی راک گوش بدهد، شما کجا را پیشنهاد می کنید؟
Hard Rock Cafe و The Ship بهتر از دیگر مکان ها هستند.
در مورد خواندن به زبان انگلیسی چه حسی دارید؟
اوایلش غیرعادی بود، ولی به مرور زمان طبیعی شده.
گفتید همه شعرها را خودتان می نویسید. چرا؟ این یک سنت در خوانندگی راک است؟
معمولا اینطور است که خواننده های راک خودشان می نویسند.
چقدر در نوشتن ترانه ها موفق بوده اید؟
دوست های انگلیسی و امریکایی که می شنوند می گویند ما مشکلی با آنها نداریم. بعضی ها هم بیشتر علاقه نشان می دهند.
موسیقی راک در ایران، از اواخر دهه چهل خورشیدی و با ظهور خوانندگانی مانند کوروش یغمایی، فرهاد مهراد و فریدون فروغیرواج پیدا کرد. خوانندگانی که تا حدی با موسیقی پاپ رایج در آن دوران مرزبندی داشتند و مخاطبین خاصی را برای خود جلب کرده بودند. در راک ایرانی نیز همانند بیشتر سبکهای راک، گیتار الکتریک و گیتار باس و درامز اصلیترین سازها هستند. موسیقی “راک” پس از انقلاب برای بیش از یک دهه با ممنوعیت و محدودیت کامل مواجه شد و پس از آن نیز هیچ گاه نتوانست به اندازه ی موسیقی پاپ، امکان عرضه داشته باشد. از همین رو، بیشتر نوازندگان و خوانندگان “راک” ایرانی یا از کار دست کشیدند، یا به خارج از کشور رفتند و یا زیرزمینی شدند. فرهاد مهراد پس از سال ها سکوت، چند آلبوم منتشر کرد، اما مرگ زودهنگامش، نشان از فرسایش روح این هنرمند در سال های ممنوعیت داشت. فریدون فروغی نیز سرنوشتی چون فرهاد داشت و با وجود ممنوعیت ها در ایران باقی ماند، اما سرخوردگی های متعدد او را نیز در سن ۵۱ سالگی از پای درآورد.
با انتشار آلبوم “آدم معمولی” از گروه کیوسک در سال ۲۰۰۷، پس از سال ها، “راک” ایرانی مطرح شد و لحن انتقادی و اعتراضی ترانه های کیوسک، موجب محبوبیت گسترده ی این آلبوم شد. کاوه یغمایی نیز که با انتشار آلبوم مترسک به جرگه ی خوانندگان “راک” ایران پیوسته بود، پس از نومیدی از انتشار آلبوم دوم خود به کانادا رفت. بدین ترتیب، “راک” هرگز نتوانست عرصه ای قانونی برای حضور در سطح جامعه بیابد و زیرزمینی باقی ماند.
“راک” ایرانی در خارج از ایران، حضور روشنی ندارد. کاوه یغمایی و آرش سبحانی نیز که از ایران خارج شدند، نتوانستند آثاری در سطح کارهای زیرزمینی شان در ایران ارائه کنند. البته بسیاری از خوانندگان و نوازندگان راک ایرانی برای یافتن فضایی برای عرضه ی آثار خود از ایران خارج شدند. هومن اژدری یکی از خوانندگان و نوازندگان راک ایرانی بود که مالزی را برای ادامه ی فعالیت هنری خود انتخاب کرد. او در سال های گذشته با گروه های مختلفی همکاری داشته و چند آلبوم منتشر کرده است. آنچه در پی می آید گفت و گوی ما با وی در مورد موسیقی راک ایرانی، موقعیت هنرمندان ایرانی در مالزی و کارهای جدید اوست.
پیش از هر چیز، تعریف و تلقی خودتان را از موسیقی راک بازگو کنید.
نوع سازها، نوع سلو، نوع شعرها، سبک خواندن و نواختن و همچنین ریتم خاصی نیز که در موسیقی راک وجود دارد، از ویژگی های این سبک است. برخی نیز آن را موسیقی اعتراض و خشم تعریف می کنند، ولی به نظر من این طور نیست. راک خیلی گسترده است و همانطور که می دانید شاخه ها و سبک های مختلفی هم در آن هست و دیدگاه های هر کدام از این شاخه ها با هم فرق می کنند ولی همه شان زیر چتر راک قرار می گیرند.
از پیشینه ی راک در ایران و فراز و فرود آن بگویید.
سابقه ی راک به بیش از ۴۰ سال پیش باز می گردد، اما این بدان معنا نیست که حیاتی ۴۰ ساله داشته است. راک برای مدتی طولانی در ایران ممنوع بود و نتوانست به طور طبیعی رشد کند. از همین روست که باید آن را سبکی نوپا در ایران بدانیم، زیرا اکثریت مردم در همین ۱۰ تا ۱۱ سال گذشته با آن آشنا شده اند. بسیاری از نسل جدید حتی پیش کسوت های این سبک مانند فرهاد و فریدون فروغی را نمی شناسند.
مسلما از یک سو، ممنوعیت در اجرا و انتشار آلبوم و از سوی دیگر، قطع ارتباط با خارج از کشور برای سبکی که ریشه در غرب دارد، تاثیرات زیان باری بر موسیقی راک ایران داشته است. اما آیا این محدودیت ها به پیدایش یک راک اعتراضی منجر شد یا خیر؟
برخی اعتقاد داشتند که راک ترانه اعتراض است، نه فقط به شکل سیاسی، بلکه اجتماعی یا حتی در مورد مسایل فردی و خانوادگی. مسلما چنین تاثیراتی وجود داشته، اما در ممنوعیت مطلق و در دوره ای که ارتباطاتی مانند اینترنت وجود نداشت، راک محکوم به خاموشی بود. در غرب نیز وقتی در دهه هفتاد این سبک شروع شد، همین حالت را داشت. اعتراض خیلی با معنی و هنری بود. موسیقی با فلسفه ای خاص همراه بود که بر کل زندگی اثر می گذاشت. لباس پوشیدن به سبک هیپی ها، پوشیدن شلوارهای جین، آویختن صلیب های بزرگ و هر چیزی که می توانست نوعی ساختارشکنی باشد، همگی بخشی از این اعتراض بودند.

این ها نمادهای اعتراض بودند نه به یک دشمن مشخص یا یک موضع مشخص، بلکه شاید به کل قراردادهای اجتماعی آن دوران.
بله. در ایران هم گاهی سبک زندگی به نوعی اعتراض بدل شده است. به هرحال، میل به تغییر و عصیان در موسیقی راک همیشه حضور داشته و شاید همین امر موجب شد که در ایران با محدودیت بیشتری روبرو شود.
راک ایرانی تا چه اندازه با راک غربی شباهت دارد؟
این روزها از برخی لحاظ شبیه تر شده است. در گذشته، اینقدر اعتراضی نبود. بیشتر فلسفی بود. اشعار فلسفی و گاه عرفانی مانند حافظ را کار می کردند، ولی با شرایطی که در ایران به وجود آمد، جنبه اعتراضی در راک ایرانی قوی تر شد.
از نظر فرم و اجرا چقدر به راک غربی نزدیک شده است؟
ما راک خودمان را داریم. مثل راک ترک در ترکیه. ما ایرانی ها هر کاری کنیم باز ویژگی های خاص خودمان را در موسیقی نشان می دهیم.
از چه نظر ما ویژگی خاصی داریم؟
اول این که عده ای از دوستان عمدا برخی از گام های ایرانی را در ملودی ها استفاده می کنند، ولی من سعی می کنم خودم را به راک اصلی نزدیک تر کنم. با این حال، من هم ایرانی هستم و وقتی کار من شنیده می شود، کاملا متفاوت با راک آمریکایی است. کسانی که این را می شنوند ممکن است به خاطر همین تفاوت خوش شان بیاید.
احتمالا زبان فارسی هم تاثیر می گذارد، زیرا ترانه و موسیقی بر هم تاثیری متقابل دارند و زبان هم مسلما بر ساختار ترانه اثرگذار است.
البته یکی از مشکلات ما هم همین است. ریتم های دو چهار، چهارچهار و هشت هشت که برای راک استفاده می شود، برای زبان انگلیسی طراحی شده است. برای زبان فارسی این ریتم ها شش و هشت است. آهنگ کلام ما این طور است و به خاطر همین این همه موسیقی شش و هشت داریم. به هر حال این که آهنگ کلام ایرانی را که چهارچهار است را در این ریتم بگذاریم، خیلی مشکل است، ولی شدنی است.

اکثر خواننده های راک ایران همان آهنگ کلام متفاوت فارسی را به کار می برند. در مقابل، خواننده ای مثل آرش این ساختار را می شکند تا جایی که بعضی چیزها اصلا فارسی شنیده نمی شوند. اگه به ترانه دقت کنیم، آواها و تقطیع ها فارسی نیستند و خود را با ریتم موسیقی منطبق کرده اند و حاصل آن معجون عجیبی به نظر می رسد.
گاهی فارسی گفته می شود، ولی این احساس را نداری و نمی فهمی. درست مثل چینی ها که با آدم انگلیسی صحبت می کنند و با وجود این که می دانیم انگلیسی صحبت می کنند، نمی فهمیم.
چه کسانی در راک ایران پیشتازبوده اند؟ خیلی ها فرهاد و فروغی را پیشتازان راک می دانند.
پیش از انقلاب، برخی گروه ها بودند که به روزترین ترانه های راک را در ایران بازسازی و اجرا می کردند. اوج راک در سال ۵۰ بود و فرهاد و فریدون جزو بهترین ها بودند. مثلا فریدون فروغی در کلوپ آمریکایی ها بلوز می خواند و کسی هم جز او فرهاد بلد نبود.
دلیل ممنوعیت مضاعفی که در مقایسه با پاپ در ایران به راک تحمیل شده، چه بود؟ چون اگر موضوع اعتراض در میان بود، خیلی از ترانه های راک عاشقانه بوده و هستند. آیا واقعا برداشتی که از خواننده های راک می کردند این بود که این افراد معترضان عصیانگری هستند که مخدر مصرف می کنند و یا این که شیطان پرستند؟
این ها هم خیلی موثر بود. من نه شیطان پرستم و نه چیز دیگری. راک موسیقی هایپر است. طبیعت و ریتم و آهنگ آن طوری است که با شنیدنش ضربان قلب بالا می رود. وقتی ضربان قلب بالا می رود، آدرنالین ترشح می شود و احساس هایپر بودن به شنونده دست می دهد. این یکی از چیزهایی است که خوشایند خیلی از حکومت ها نیست. دوست دارند مردم همه خموده و افسرده باشند، چون وقتی کسی خموده باشد، می توان راحت زد توی سرش و هر کاری ازش خواست. وقتی در ایران اجرا داشتیم و همه هایپر می شدند و شروع می کردند به جیغ زدن، بعضی ها وحشت زده می شدند، ولی ما می دانستیم همه چیز خوب است و اینها دارند تخلیه انرژی می کنند. بعد از آن هم هیچ اتفاقی نمی افتاد. نه جنگی نه دعوایی. همه چیز به خوبی برگزار می شد. فکر می کنم دلیل دیگر این محدودیت ها، همان مسایل شیطان پرستی باشد. من نمی خواهم وار د سیاست شوم، ولی هر وقت باید مردم را از چیزی بترسانند. وقتی دشمن کم می آورند، می گویند از شیطان پرست ها بترسید. حالا اینها که هستند و از کجا آمده اند، معلوم نیست.مگر این بچه های ۲۰ یا سی ساله در همین مملکت بزرگ نشده اند؟

شاید به خاطر نوع پوشش و رفتار خواننده های غربی چنین برداشتی شده است.
بله. چون راک طیف گسترده ای دارد و داخل آنها طیف شیطان پرست هم وجود دارد. البته الان هم خیلی محدود هستند و هواداران شان هم محدود شده اند. برای بسیاری از مردم، ایدائولوژی گروه ها مطرح نیست و کافی است که موسیقی زیبا باشد. از همین روست که حتی آلبوم های گروه های شیطان پرست در بین مسیحیان به فروش می رسد. البته نوعی استایل هم در اواخر سال های ۸۰ تا ۹۰ با موضوع شیطان پرستی رواج پیدا کرد، که مثل یک مُد، مردم به آن روی آوردند. نوعی تبلیغات بود برای پول درآوردن، وگرنه اعضای همان گروه ها زندگی عادی خودشان را دارند و کار شیطانی از آنها سر نمی زند. حاصل این برداشت های غلط این شد که امروز ما از نظر استانداردهای موسیقی عقب هستیم، حتی از لحاظ استاندارد صدابرداری ، خوانندگی، تنظیم کنندگی.
این عقب ماندگی به تکنولوژی هم برمی گردد. مسلما ما از این نظر نیز ه روز نیستیم.
ما دانش آن را نیز نداریم. اکثر صدابرداری های ما آزمون و خطا است. یعنی تو اجرا می کنی و بعد از آن صدابردار تازه می خواهد ببیند که حاصل کار چه شده است. یکی دو تا از کارها هم قربانی می شود.
حیات زیرزمینی راک ایرانی چه تاثیری بر این موسیقی داشت؟
به نظر من خیلی مستقل و پاکش کرد. از وابستگی به چیزهای دیگری که در پاپ یا رپ دیده می شوند، رها شد. در پاپ و رپ خیلی راحت سیاسی کار می کنند و این باعث مطرح شدن و اتصال آنها به جریانهای مختلف می شود، ولی راک هیچ وقت اینطور نبوده. شما حتی یک گروه راک را در دسته بندی های سیاسی نمی توانید ببینید. شاید گروه کانتری یا استایل های دیگر باشند. آرش سبحانی از کیوسک، دوست صمیمی من است و در ایران با هم بودیم و این همان اتفاقی بود که برای او افتاد. من حتی آهنگ پارازیتی را که خواند دوست ندارم. به نظرم با گرایش به سیاست، اصالت کار خودش را کم کرد.
کارهای کیوسک بعد از خروج از ایران، نه از نظر سیاسی و نه از نظر موسیقی در سطح آلبوم های داخل ایران این گروه نبوده است.
وقتی کسی کاری رو انجام می دهد و گروهی تاییدش می کنند و می گویند بیا اینطوری کار کن و ما ساپورتت می کنیم، دیگر انگیزه ی اصلی تغییر کرده است. به هرحال، گروه های راک هیچ وقت سیاسی نبوده و حرفهایشان نیز اغلب اجتماعی بوده است. اگر هم حرف سیاسی زده اند، مستقل بوده و وابستگی به جایی نداشته.
آمدن اینترنت و شبکه های اجتماعی و یوتیوب که باعث گستردگی ارتباطات و همچنین امکان عرضه شده چه تاثیری در موسیقی ایران دارد؟
برای ایران خیلی عالی بوده است. من هوادار گروه Led Zeppelin هستم و زمانی که دنبال یک آلبوم از این گروه می گشتم، با پیرمردی دوست شدم که می دانستم این آلبوم ها را دارد. آلبوم های موسیقی اصلا در دسترس نبود. ما نمی توانستیم حتی آهنگ خوب گوش کنیم، چه برسد به این که بخواهیم یاد بگیریم. حالا خیلی راحت و خوب شده. به هر شکل ممکن، با اینترنت و وسایل دیگر می توانی نیاز خودت رو برطرف کنی و موسیقی مورد نظرت را بشنوی.
من همه کارهای شما را زیاد نشنیدم، اما اغلب ترانه هایی که شنیدم Soft Rock بوده اند. شما بیشتر به این شاخه از راک گرایش دارید؟
در ترانه های فارسی بله. آن دو کلیپ که علیرضا سروش ساخته به این سبک نزدیک تر است. ما یک گروه در ایران داشتیم به اسم Mad City که سالها در آن کار می کردم. با آمدن من مالزی، کار گروه تمام شد. در اینجا دیدم برای غیر ایرانی ها هم می توان کار کرد. اتفاقا بهتر هم می فهمند و برای همین به گروهی را به اسم Mr. Rock & Roll تشکیل دادیم که گروه انگلیسی راک ما است. من همه شعرها را به انگلیسی می نویسم و اجرا می کنم. در ایران آلبوم آخری که داشتیم با پلمپ ناگهانی استودیویی که در آن ضبط می کردیم، از دست رفت. امیدوارم بتوانم برخی از آنها را در اینجا بازسازی کنم.

چند آلبوم در کارنامه ی خود دارید؟
من یک آلبوم تری پاپ کار کردم به نام Mute Agency که خواننده بودم. آهنگساز آن سیاوش امامی بود و آقای سامان مقدم هم یک کلیپ ساختند که در Music of Nation هم پخش شد. یک آلبوم شخصی که با آلبوم اولم بود به نام جمله ی معروف که آرش سبحانی گیتار بعضی از تراکت هاش را اجرا کرد و باقی را هم مسعود همایونی زد. عین اله کیوان شکوه نیز درام زد. آلبوم خوبی شد، اما ۶ سال در انتظار مجوز در ارشاد ماند. ما هم دیگر قیدش را زدیم. با گروه خودمان Mad City را شروع کردیم و ۴ تا آلبوم دادیم که آخری همان بود که در آن استودیو پلمپ شد و رفت. در حال حاضر نیز آلبوم فارسی را کامل می کنم. در عین حال یک آلبوم با Mr. Rock & Roll داریم که در حال اتمام است.
شما در کلاب ها کار می کنید. کار در کلاب را چگونه ارزیابی می کنید؟
خیلی ها فکر می کنند خوب است، ولی من آن را دوست ندارم. از سوی دیگر، مجبوریم در کلاب ها کار کنیم، چون مکان دیگری نیست. اجرای غیر کلابی خیلی بهتر است. مخصوصا خودم چون سولو هم اجرا می کنم. در کلاب ها چون مردم خیلی مست اند و چیزی نمی فهمند. من صدای خودم را هم به زور می شنوم.
اگه کسی در اینجا بخواهد در حرفه موسیقی کار کند، به غیر از کلاب ها جای دیگری نیست؟
جایی که برنامه موسیقی برگزار می شود، همین جور جاهاست. کلاب، بار، رستوران. شوها و کنسرت هایی هم می گذارند که البته رسیدن به شرکت در آنها خیلی طول می کشد. اینجا گروه های موسیقی خیلی زیادند و خیلی هم خوب کار می کنند. رقابت خیلی سنگین است، مخصوصا بین خودشان. گروه های راک شان خیلی عالی هستند. از ما ایرانی ها جلوتر هستند. بسیار با استعداد و با هوش و حرفه ای هستند و بدون حاشیه کار می کنند.
اگر کسی از ایران بخواد بیاد اینجا و موسیقی راک گوش بدهد، شما کجا را پیشنهاد می کنید؟
Hard Rock Cafe و The Ship بهتر از دیگر مکان ها هستند.
در مورد خواندن به زبان انگلیسی چه حسی دارید؟
اوایلش غیرعادی بود، ولی به مرور زمان طبیعی شده.
گفتید همه شعرها را خودتان می نویسید. چرا؟ این یک سنت در خوانندگی راک است؟
معمولا اینطور است که خواننده های راک خودشان می نویسند.
چقدر در نوشتن ترانه ها موفق بوده اید؟
دوست های انگلیسی و امریکایی که می شنوند می گویند ما مشکلی با آنها نداریم. بعضی ها هم بیشتر علاقه نشان می دهند.

