گفت و گو با نفیسه مطلق، عکاس و خبرنگار ایرانی مقیم مالزی

خانم نفیسه مطلق از جمله مهاجران پرتلاشی است که با حضور پراحترام خود در عرصه فرهنگ، همکاری و توجه شخصیت های موثر فرهنگی در مالزی را برانگیخته است.
مهاجران ایرانی، در بسیاری از کشورها، جزو موفق ترین ها به شمار می روند، تا جایی که حتی در مواردی بازوهای یاری گر رشد و پیشرفت در جامعه میزبان می شوند. بیهوده نیست که هر ساله در کانادا، برخی ارگانهای دولتی، مراسم نوروز را برگزار می کنند و از مهاجران موفق ایرانی تقدیر می نمایند.

خانم نفیسه مطلق از جمله مهاجران پرتلاشی است که با حضور پراحترام خود در عرصه فرهنگ، همکاری و توجه شخصیت های موثر فرهنگی در مالزی را برانگیخته است. او با نگاهی وحدت گرایانه، تلاش کرده تا در مجموعه ای ارزشمند، نقاط اشتراک و پیوند دهنده را در میان اقوام مختلف مالزی، ردیابی و آشکار کند. شاید او به خوبی این نکته را دریافته که گاهی آنچه می تواند مایه وحدت و پیشرفت باشد، خود موجب جدایی و پسرفت است، همچون جدالهایی که بر سر مذهب در جهان صورت می گیرد.

توجه به اصل و بنیان دین و به عبارتی جنبه های نجات بخش و انسانی آن، می تواند نقطه پایانی بر این جدالها باشد. کتاب «راه تعیین شده» را می توان قدمی در جهت نمایاندن این اصول مشترک دانست. قدمی در جهت دوستی و صلح. این کتاب، عکس های چهار گروه ادیانی مالزی (مسلمانان، بوداییان، مسیحیان و هندوان) از تولد تا مرگ را نشان می دهد. عکاس با نگاهی ریزبین و مسالمت جویانه، با نمایش مناسک و مناسبت های مذهبی این چهار گروه، تشابهات و اشتراکات میان ادیان مختلف را به نظر بیننده می رساند.

کتاب با مقدمه ای از “داتین مارینا ماهاتیر ” و در ادامه، عکس های دیدنی به همراه نوشته ها و توضیحات آن انتشار یافته است. عکس ها برای هر چهار فرقه ادیانی به طور مساوی در نظر گرفته شده است و به بیننده این تفکر را می دهد که تمامی ادیان یکی است؛ انسان قبل از اینکه هر دینی اختیار کند انسان است و انسانها هیچ تفاوتی با یکدیگر ندارند؛ همه در کنار هم با صلح و مسالمت و مدارا به عقاید و سلایق همدیگر احترام می گذارند.

نمایشگاه «راه تعیین شده» ساعت ۳ بعد از ظهر روز ۱۶ سپتامبر در طبقه سوم کلاب ناندوز
(nando’s wine loft) در خیابان bangkung row و با حضور «داتین مارینا ماهاتیر» دختر دکتر ماهاتیر نخست وزیر سابق مالزی و «چچیل راجندا» شاعر معروف مالزیایی گشایش یافت. مراسم با صحبت های ناشرکتاب آغاز شد و سپس داتین مارینا ماهاتیر در مورد انگیزه و مشکلات نشر کتاب و مجموعه عکس های بدیع نفیسه مطلق، سخنرانی کوتاهی داشت. در ادامه خانم نفیسه مطلق از تمامی کسانی که او را در برپایی این نمایشگاه یاری کردند تشکر و قدردانی نمود. وی گفت: در حین عکاسی مناسبت ها و مناسک دینی ادیان مختلف در مالزی متوجه شدم که نقاط مشترک و تشابهاتی در آداب ادیان وجود دارد و این همان بن مایه، جرقه اولیه کارم بود. در انتها شاعر معروف مالزی «چچیل راجندا» چند سروده ملی میهنی اش را به زبان انگلیسی خواند.
در اثنای نمایشگاه موفق شدیم با خانم نفیسه مطلق و داتین مارینا ماهاتیر گفتگویی داشته باشیم که البته به دلیل کمبود وقت قطعاً این گفتگوی کوتاه معرفی کاملی از کار، اهداف و تلاش خانم نفیسه مطلق نمی باشد.

خانم مطلق ضمن عرض تبریک و با آرزوی موفقیت در کارهایتان، چرا نام این مجموعه را «راه تعیین شده» گذاشتید؟

به نام خدا. قبل از هر چیز می خواستم از شما و دست اندرکاران مجله وزین توریست تشکر کنم…

نام مجموعه و کتاب را با مشورت یکی از دوستان مالزیایی ام انتخاب کردم. فکر می کنم نام کتاب بیان گر مفهوم آن است. قصد داشتم بگویم انسان با هر نوع دینی که دارد می تواند سعی کند دیندار خوبی باشد؛ یک مسیحی سعی کند مسیحی خوبی باشد؛ یک مسلمان سعی کند مسلمانی خوب… این تنها در مورد دین نیست. یک زن (که زن بودن و آفرینشش به این صورت، راهی تعیین شده است) می تواند زن خوبی باشد و به زن بودنش افتخار کند…ایرانی خوب می تواند به ایرانی بودنش افتخار کند. در واقع به خودش افتخار کند نه به ملیتش. با نشان دادن چهار فصل مجموعه از تولد تا مرگ، خواستم بیان کنم که این راهی تعیین شده است.

 لطفاً کمی در مورد شکل گیری کتاب برایمان توضیح دهید.

با توجه به رشته تحصیلی ام، به عکاسی مستند اجتماعی علاقه مندم. از زمانی که به مالزی آمدم قصد داشتم به این سوژه بپردازم و عکاسی را جسته و گریخته انجام می دادم. از فستیوال ها و مناسبت ها عکس می گرفتم. از معابد و مساجد هم به عنوان توریست بازدید می کردم که طبیعتاً عکس هایی هم از آن اماکن می گرفتم. به مرور یک سری مشابهات و نقاط مشترک در فرهنگ و ادیان مالزی دیدم و این ایده به ذهنم خطور کرد که چرا این شباهت های فرهنگی و دینی را نشان ندهم و تصمیم گرفتم زندگی و آداب و رسوم هر چهار نژاد در مالزی را از تولد تا مرگ، به صورت تصویری تعریف کنم. از این رو شروع کردم به تحقیقات و جستجو تا بفهمم از تولد تا مرگ ادیان چهارگانه مالزی چه مناسبت های مذهبی وجود دارد. عکس هایی از مناسبت های مختلف ادیان گرفتم. از قبیل: مراسم نیایش هندوان و یا بودائیان، نمازهای یومیه مسیحیان و غیره. سپس عکس هایی منفرد و آزاد از روحانیان هر مذهب گرفتم و در آخر مراسم تدفین در ادیان را عکاسی کردم و در نتیجه توانستم این مجموعه و کتاب را سرانجام بعد از دو سال به اتمام برسانم.

با توجه به رشته تحصیلی تان که روزنامه نگاری است چرا بیشتر به سمت و سوی عکاسی علاقه مند شدید؟

اساساً من با عشق و علاقه نوشتن به مطبوعات وارد شدم. اوایل وقتی از طرف روزنامه گزارشی تهیه می کردم با دوربینم که خیلی معمولی هم بود، برای گزارش ها عکس می گرفتم. چون کارآموز بودم، معمولاً گزارش هایم استفاده نمی شد اما از عکس هایم استفاده می کردند. این موضوع باعث شد بیشتر روی عکاسی کار کنم و کار عکاسی را با جدیت دنبال کردم. زمانی که به مالزی آمدم این شانس را پیدا کردم که بتوانم بنویسم. من هیچ گاه این دو مقوله – نوشتن و عکس – را جدا از هم نمی دانم. بیشتر عکاسان خبری از رشته عکاسی می آیند. خوشبختانه من هر دو را دارم.

فعالیت های آتی شما چیست؟

بعد از اتمام تحصیلاتم که حدودا یک سال و نیم طول می کشد، اگر توانستم در مالزی مشغول کار می شوم، چون همسرم در اینجا شاغل است، در غیر اینصورت به ایران بر می گردم تا طرح هایی که در سر دارم را در آنجا انجام دهم.

مالزی را چگونه دیدید؟

حدود شش سال است که در مالزی زندگی می کنم. مالزی را واقعاً دوست دارم چون از مالزی درس هایی گرفتم. از مردم مالزی اعم از مالایی، بودایی، هندو و یا مسیحی. از صبوری و بردباریشان خیلی چیزها یاد گرفتم و آرامشی که در اینجا هست بر روی زندگی و خصوصیات اخلاقی ام تاثیر گذاشته است. این را به عنوان هدیه ای با ارزش همیشه با خودم خواهم داشت. ممکن است مالزی مکان ایده آلم نباشد اما از مالزی خیلی درس گرفتم و از همه مهمتر آرامش روحی گرفتم و از این بابت همیشه ممنون و مدیون مالزی هستم.

حرف آخر…

از کشوری هستم که متاسفانه همدیگر را خوب نمی شناسیم و این ایرانی گریزی بعضی اوقات در بین هموطنانمان دیده می شود. فکر می کنم چون شناختی نسبت به یکدیگر نداریم، ولی به محض شناخت بیشتر، بهترین دوست های همدیگر می شویم.

به علایق و سلایق و اعتقادات همدیگر احترام بگذاریم. همین!

امیدوارم ایرانیان دانشجو هم درس هایشان را خوب بخوانند.

برای ایران هم آرزوهای خیلی سبز دارم. در ضمن مجله خیلی خوبی دارید. توریست یکی از مجلات ایرانی خوب در مالزی است. برایتان آرزوی موفقیت دارم.

 

گفتگویی کوتاه با داتین مارینا ماهاتیر

DatinMarinaMahatir

ضمن تشکر از اینکه وقتتان را به ما دادید، ممکن است بفرمایید با خانم نفیسه مطلق چگونه آشنا شدید؟

حدود یک سال پیش هنگامی که از من عکس می گرفت، با او آشنا شدم. به نظرم عکس های خیلی زیبایی گرفت و احساس کردم بانویی پرتلاش و ساعی است. در این اثنا در مورد طرحش که همان انتشار مجموعه عکس هایش بود با من صحبت کرد. با دیدن عکس ها از ایده هایش خوشم آمد و کمکش کردم که بتواند با چند ناشر آشنا شود و علیرغم مشکلات عدیده ای که بر سر راه چاپ کتاب قرار گرفت، در نهایت با کمک ناشری توانست مجموعه عکس هایش را چاپ کند. نمی دانم چه اتفاقی افتاده که پرداختن به مسایل و مقولات اجتماعی در مالزی اینقدر بحث انگیز و حساس شده است. خیلی خوشحالم که پس از یک سال این کتاب به وسیله ناشری شجاع چاپ شد.

شما در عکس ها و یا بهتر بگویم در نگاه نفیسه به مالزی چه دیدید؟

همانطور که در مقدمه کتاب ایشان ذکر کردم نکته اصلی در عکس های نفیسه، نقاط مشترک زیادی است که در نژادهای مختلف مردم مالزی و در مراسم و مناسبت های ادیان، از تولد تا مرگ به چشم می خورد. با توجه به تنوع نژادی، دینی و آداب و رسوم و اختلاف سلیقه و عقیده، ما شاهد اتحاد و همبستگی در کشور هستیم. عکس های نفیسه به عنوان یک خارجی بی غرض قابل تامل و تفکر است.

آیا نام کتاب (راه تعیین شده) شبیه همان شعار «مالزی واحد» (satu Malaysia) دولت نجیب است؟

به نظرم این مجموعه عکس ها به مراتب ارزش بیشتری از شعار «مالزی واحد» دارد. چون آن فقط شعار است ولی شما در عکس ها معنی و منظور را مشاهده و در نتیجه حس می کنید. من فکر می کنم این کتاب [مجموعه عکس ها] مایه بیشتری از آن شعار دارد.

آیا عکاسان مالزی اینگونه به کشورشان نگاه کرده اند؟

راستش خیر. زیرا ما هر روز اینگونه تصاویر را می بینیم و برایمان عادی شده. تنها نگاهی غریبه و بدون غرض می توانست این مناظر را ثبت کند. جالب اینجاست وقتی که ما عکس ها را می بینیم تازه می گوییم چقدر این عکس ها زیباست و همه در مالزی است! از طرفی باید اذعان کنم که مالزیایی ها جدیداً خیلی حساس شده اند.

نظرتان راجع به ایرانیان مقیم مالزی چیست؟

به تازگی متوجه و متعجب شدم که چقدر ایرانی در مالزی سکونت دارد. جالب است بدانید که درopen house (مراسم افطاری که در آن، درب خانه، به روی همه باز است و از همه میهمانان پذیرایی و استقبال می شود) امسال پدرم [دکتر ماهاتیر محمد] به مناسبت عید فطر، خیل عظیم ایرانیان در آنجا مرا واقعاً شگفت زده کرد. طرفداران ایرانی پدرم را دیدم که با چه شور و عشقی با ما عکس می گرفتند. از ایران آنچنان اطلاعاتی ندارم ولی تاکنون با هر ایرانی که در اینجا برخورد داشتم خیلی راضی بودم. ما خارجی ها را زیاد نمی شناسیم؛ وقت آن رسیده است که مردم مالزی، بیشتر ایرانیان را بشناسند و با آنها رفت و آمد داشته باشند. ما باید از همدیگر بیاموزیم و متقابلاً به یکدیگر احترام بگذاریم. البته همیشه سوء تفاهماتی وجود دارد که آن هم ربطی به انسان ها ندارد!

در حال حاضر چکار می کنید؟

هر کاری به غیر از پول درآوردن! در حال حاضر عضو افتخاری هیئت امنای انجمن خواهران اسلامی مالزی هستم، البته بیشتر در وبلاگ شخصی و روزنامه های مالزی قلم می زنم و به موازات این کارها سعی می کنم همسر، مادر و دختر خوبی برای خانواده ام باشم. زندگی روزانه ام هم مانند بقیه خانم های مالزیایی می گذرد.

پاسخی ارسال کنید

*

*

19 − هفت =

آخرین اخبار

زیر آسمان کوالالامپور

^
error: Content is protected !!