توریست مالزی
۲۶ شهریور ۱۳۹۴
“والتر فرانسوا” شاید مشهورترین توریست مالزی باشد. وقتی او مالایی حرف می زند، مالایی ها بی اختیار می خندند. پیرمردی بلژیکی که بسیاری از مالزیایی ها او را دوست دارند و بسیاری دیگر از جمله “دکتر ماهاتیر محمد” نخست وزیر اسبق و “داتوسری محدنجیب” نخست وزیر کنونی مالزی بارها از تلاش های وی در معرفی مالزی قدردانی کرده اند.
“والتر فرانسوا” ۳۵ سال در زمینه ی مسایل اقتصادی مشغول به کار بوده و رشد چشمگیر اقتصادی کشورهای آسیای جنوب شرقی، نخستین عاملی بوده که او را از اروپا به خاور دور کشانده است. او به تایلند، اندونزی، سنگاپور، هنگ کنگ، چین و مالزی سفر کرده و در این میان، مالزی که ناشناخته تر بوده، وی را شیفته ی خود کرده است. “والتر” با سرمایه ی خود سفری طولانی را به سراسر مالزی آغاز کرد و حاصل این سفر ۴ جلد مجموعه عکس بود که آخرین آنها چندی پیش با حضور “دکتر ماهاتیر محمد” در هتل کنکورد رونمایی شد.
آنچه در پی می آید حاصل گفت و گویی با او در باره ی نگاه وی به مالزی، توریسم و تبلیغ و ترویج جاذبه های گردشگری است.
در ابتدا بگویید که چگونه از مسایل اقتصادی و مالی به نویسندگی، عکاسی و ترویج توریسم رسیدید؟
از همان زمان که کار خود را در مسایل مالی و اقتصادی آغاز کردم، به منطقه ی آسیای جنوب شرقی علاقه مند شدم و این علاقه را نیز از کارفرما و همکاران خود پنهان نکردم. بیش از همه، رشد چشمگیر اقتصادی کشورهای این منطقه برایم جالب بود، زیرا من مشاور سرمایه گذاری بخش خصوصی بودم. پس از چند سفر به کشورهای منطقه کاملا قانع شدم که این کشورهای نوپا درس خود را از معلمین غربی خود بهتــر یاد گرفته اند و ببرهای آسیا یعنی سنگاپور، تایلند، مالزی، هنگ کنگ و اندونزی جایگاه واقعی خود را در اقتصاد یافته اند. بنابراین در تمامی سخنرانی ها و مذاکراتم گفتم که سرمایه گذاری در این منطقه سودآور است. در عین حال به آنها گوشزد کردم که درختان آسیای جنوب شرقی تا ابد بار نمی دهند و پس از چند دهه، هنگامی که رکود اقتصادی آسیای جنوب شرقی روی داد، به تحلیل دلایل آن پرداختم.
بگذریم. پس از ۳۲ سال کار پراسترس در دنیای سهام و اقتصاد، شیفته ی تلاشی دیگر شدم. تصمیم گرفتم باقی مانده ی عمرم را با مالزی بگذرانم و تمام توجه ام را نه به توریسم، بلکه به کشوری معطوف کنم که در قیاس با سایر کشورهای آسیای جنوب شرقی عملا ناشناخته مانده بود. مصمم بودم که مالزی را دستکم به مردم کشورم، بلژیک، بشناسانم.
چرا مالزی؟ آیا شما در این کشور تفاوت یا جذابیت خاصی در قیاس با دیگر کشورهای منطقه یافته اید؟
این واقعیت که مالزی در قیاس با تایلند و اندونزی برای توریسم و سنگاپور و هنگ کنگ برای تجارت ناشناخته مانده بود، برایم به معمایی تبدیل شده بود و با توجه به سفرهای متعددی که به مالزی داشتم، دریافتم که باید برای این کشور کاری انجام دهم. هر عکس بیش از ۱۰ هزار کلمه سخن می گوید. با تکیه بر همین جمله، ایده ی اولیه ی تهیه ی کتاب هایی به صورت مجموعه عکس متولد شد. دوستانم به من می گفتند “والتر کوچولو خواب می بیند” و این که چنین هدفی دست نیافتنی است. شاید همین برایم انگیزه ای شد که نشان دهم این هدف دست یافتنی است.
به نظر می رسد که شما در مورد مالزی، نوعی احساس وظیفه داشته اید، اما در مورد دیگر کشورهای منطقه چنین حسی در شما نبود. آیا تنها دلیلش همان ناشناخته بودن مالزی است یا دلایل دیگری نیز در میان بوده اند؟
شاید. جذاب ترین وجه مالزی چندقومی بودن این کشور است. قوم هایی که با سازگاری و تفاهم در کنار یکدیگر زندگی می کنند. این که “مالزی همه را در خود جای داده است” واقعا صحیح است و اگر کسی بخواهد همه ی آسیای جنوب شرقی را ببیند، کافی است به مالزی بیاید. شما می توانید یک مسجد، یک معبد چینی، یک معبد هندی و یک کلیسای مسیحی را در فاصله ی صدمتری یکدیگر ببینید. تنوع غذایی در این کشور را نیز نمی توان نادیده گرفت. مهربانی مردم مالزی، یکی دیگر از مزیت های بسیار مهم این کشور است. از این ها گذشته، عملا همه انگلیسی حرف می زنند و نوشتار مالایی نیز برای توریست ها عجیب و غریب به نظر نمی رسد.
شما به مجموعه کارهایتان در مورد مالزی چه نامی می دهید؟ آیا آنها نوعی قوم پژوهی محسوب می شوند یا صرفا معرفی یک منطقه ی جذاب توریستی به شمار می آیند؟
آنچه تلاش می کنم نشان دهم، همه ی وجوه زندگی در مالزی است؛ نه فقط جاذبه های توریستی که برای بسیاری شناخته شده است. از همین روست که عکس های زیادی در کتاب های من مربوط به مناطقی است که به طور عادی هیچ راهنمای توریستی به آنجا پا نمی گذارد. اگر شما فقط به نمایش جاذبه های گردشگری بپردازید، تصویر دقیق و واضحی از یک کشور ارائه نداده اید.
بارزترین ویژگی آثار شما، نگاه شما به مالزی است. اگر صراحت مرا ببخشید، باید بگویم که عکس های شما، عکس های حرفه ای و بی نقصی نیستند، اما احساسی که در ورای این تصاویر وجود دارد، واقعا اثرگذار است. ارزیابی خودتان از مجموعه کارهایتان چیست؟
واقعیت این است که عکس های من، عکس های حرفه ای و هنری نیستند، چون من یک عکاس حرفه ای نیستم. انگیزه ی من از کارهایم نیز تولید مجموعه عکس های حرفه ای که سزاوار جوایز عکاسی باشند، نبوده است. من فقط می خواستم مالزی را با تمام وجوه اش و به ساده ترین شکل ممکن به نمایش بگذارم. عشق من به مالزی باید برای هر کسی که به این کشور علاقه دارد، ملموس باشد و این امر، نیازی به عکس های هنری و حرفه ای ندارد. عکس ها داستان خود را به شیوه ی بسیار ساده ای بیان می کنند، شیوه ی من.
نگاه شما به مالزی و کارهایی که برای معرفی جاذبه های این کشور انجام داده اید، می تواند به الگویی برای توریسم تلقی شود. در این باره چه نظری دارید؟
از آنجا که بسیاری از عکس های من در گذار از مناطق مختلف مالزی گرفتــه شده و فقط به جاذبه های گردشگــری اشاره ندارد، نمی تــوانم کتاب هایم را الگویی برای توریسم تلقی کنم. آنها بیش از یک نگاه توریستی به یک کشور هستند. ولی من امیدوارم عشق و احترام من به کشوری که من به عنوان یک توریست از آن دیدار کردم، الگویی برای رفتار توریستی باشد.
شما برای معرفی جاذبه های گردشگری مورد تقدیر مقامات مالزی قرار گرفتید. تا آنجا که من می دانم شما تمام کارهایتان در این زمینه را شخصا و با سرمایه ی خود انجام داده اید. چنین کاری چندان مرسوم نیست و من فکر می کنم شما نخستین کسی هستید که در معرفی جاذبه های گردشگری یک کشور چنین راهی را پیش گرفته باشد. لطفا از مسیری که طی کرده اید، برای ما بگویید.
راهی که من برای معرفی مالزی از طریق کتاب های مجموعه عکس طی کردم، خودانگیخته و با سرمایه ی شخصی ام بوده که مسلما مرسوم نبوده و نیست. بدیهی است که من با این پروژه میلیونر نخواهم شد، ولی قدردانی گاهی بیش از دلار و یورو برای انسان ارزش دارد. باارزش ترین قدردانی برای من و خانواده ام، از سوی نخست وزیر اسبق مالزی، “دکتر تون ماهاتیر” بود که در مراسم رونمایی آخرین کتابم “مالزی، خانه ی دوم والتر” مطرح شد. ایشان در مراسمی که در هتل کنکورد به همین منظور برگزار شد، در سخنان خود از مجموعه تلاش های من برای معرفی مالزی تقدیر کردند. همچنین قدردانی “داتو سری محد نجیب” نخست وزیر کنونی مالزی که در مقدمه ی کتاب مزبور درج شده، برای من و خانواده ام افتخار بزرگی به شما می آید. این ها برای من موفقیت هایی هستند که به آنها افتخار می کنم. با وجــود این، می توانم بگویم که گاهی احساس تنهایی می کنم؛ یک سرباز یکه و تنها که برای معرفی یک کشور کوشیده است؛ کشوری که اکنون خانه ی دوم من است.
در پایان، به عنوان یک توریست کهنه کار، چه توصیه ای به توریست های ایرانی در مالزی دارید؟
این توصیه من به همه ی توریست هاست: به هر جا رفتید، احترام بگذارید!
“والتر فرانسوا” ۳۵ سال در زمینه ی مسایل اقتصادی مشغول به کار بوده و رشد چشمگیر اقتصادی کشورهای آسیای جنوب شرقی، نخستین عاملی بوده که او را از اروپا به خاور دور کشانده است. او به تایلند، اندونزی، سنگاپور، هنگ کنگ، چین و مالزی سفر کرده و در این میان، مالزی که ناشناخته تر بوده، وی را شیفته ی خود کرده است. “والتر” با سرمایه ی خود سفری طولانی را به سراسر مالزی آغاز کرد و حاصل این سفر ۴ جلد مجموعه عکس بود که آخرین آنها چندی پیش با حضور “دکتر ماهاتیر محمد” در هتل کنکورد رونمایی شد.
آنچه در پی می آید حاصل گفت و گویی با او در باره ی نگاه وی به مالزی، توریسم و تبلیغ و ترویج جاذبه های گردشگری است.
در ابتدا بگویید که چگونه از مسایل اقتصادی و مالی به نویسندگی، عکاسی و ترویج توریسم رسیدید؟
از همان زمان که کار خود را در مسایل مالی و اقتصادی آغاز کردم، به منطقه ی آسیای جنوب شرقی علاقه مند شدم و این علاقه را نیز از کارفرما و همکاران خود پنهان نکردم. بیش از همه، رشد چشمگیر اقتصادی کشورهای این منطقه برایم جالب بود، زیرا من مشاور سرمایه گذاری بخش خصوصی بودم. پس از چند سفر به کشورهای منطقه کاملا قانع شدم که این کشورهای نوپا درس خود را از معلمین غربی خود بهتــر یاد گرفته اند و ببرهای آسیا یعنی سنگاپور، تایلند، مالزی، هنگ کنگ و اندونزی جایگاه واقعی خود را در اقتصاد یافته اند. بنابراین در تمامی سخنرانی ها و مذاکراتم گفتم که سرمایه گذاری در این منطقه سودآور است. در عین حال به آنها گوشزد کردم که درختان آسیای جنوب شرقی تا ابد بار نمی دهند و پس از چند دهه، هنگامی که رکود اقتصادی آسیای جنوب شرقی روی داد، به تحلیل دلایل آن پرداختم.
بگذریم. پس از ۳۲ سال کار پراسترس در دنیای سهام و اقتصاد، شیفته ی تلاشی دیگر شدم. تصمیم گرفتم باقی مانده ی عمرم را با مالزی بگذرانم و تمام توجه ام را نه به توریسم، بلکه به کشوری معطوف کنم که در قیاس با سایر کشورهای آسیای جنوب شرقی عملا ناشناخته مانده بود. مصمم بودم که مالزی را دستکم به مردم کشورم، بلژیک، بشناسانم.
چرا مالزی؟ آیا شما در این کشور تفاوت یا جذابیت خاصی در قیاس با دیگر کشورهای منطقه یافته اید؟
این واقعیت که مالزی در قیاس با تایلند و اندونزی برای توریسم و سنگاپور و هنگ کنگ برای تجارت ناشناخته مانده بود، برایم به معمایی تبدیل شده بود و با توجه به سفرهای متعددی که به مالزی داشتم، دریافتم که باید برای این کشور کاری انجام دهم. هر عکس بیش از ۱۰ هزار کلمه سخن می گوید. با تکیه بر همین جمله، ایده ی اولیه ی تهیه ی کتاب هایی به صورت مجموعه عکس متولد شد. دوستانم به من می گفتند “والتر کوچولو خواب می بیند” و این که چنین هدفی دست نیافتنی است. شاید همین برایم انگیزه ای شد که نشان دهم این هدف دست یافتنی است.
به نظر می رسد که شما در مورد مالزی، نوعی احساس وظیفه داشته اید، اما در مورد دیگر کشورهای منطقه چنین حسی در شما نبود. آیا تنها دلیلش همان ناشناخته بودن مالزی است یا دلایل دیگری نیز در میان بوده اند؟
شاید. جذاب ترین وجه مالزی چندقومی بودن این کشور است. قوم هایی که با سازگاری و تفاهم در کنار یکدیگر زندگی می کنند. این که “مالزی همه را در خود جای داده است” واقعا صحیح است و اگر کسی بخواهد همه ی آسیای جنوب شرقی را ببیند، کافی است به مالزی بیاید. شما می توانید یک مسجد، یک معبد چینی، یک معبد هندی و یک کلیسای مسیحی را در فاصله ی صدمتری یکدیگر ببینید. تنوع غذایی در این کشور را نیز نمی توان نادیده گرفت. مهربانی مردم مالزی، یکی دیگر از مزیت های بسیار مهم این کشور است. از این ها گذشته، عملا همه انگلیسی حرف می زنند و نوشتار مالایی نیز برای توریست ها عجیب و غریب به نظر نمی رسد.
شما به مجموعه کارهایتان در مورد مالزی چه نامی می دهید؟ آیا آنها نوعی قوم پژوهی محسوب می شوند یا صرفا معرفی یک منطقه ی جذاب توریستی به شمار می آیند؟
آنچه تلاش می کنم نشان دهم، همه ی وجوه زندگی در مالزی است؛ نه فقط جاذبه های توریستی که برای بسیاری شناخته شده است. از همین روست که عکس های زیادی در کتاب های من مربوط به مناطقی است که به طور عادی هیچ راهنمای توریستی به آنجا پا نمی گذارد. اگر شما فقط به نمایش جاذبه های گردشگری بپردازید، تصویر دقیق و واضحی از یک کشور ارائه نداده اید.
بارزترین ویژگی آثار شما، نگاه شما به مالزی است. اگر صراحت مرا ببخشید، باید بگویم که عکس های شما، عکس های حرفه ای و بی نقصی نیستند، اما احساسی که در ورای این تصاویر وجود دارد، واقعا اثرگذار است. ارزیابی خودتان از مجموعه کارهایتان چیست؟
واقعیت این است که عکس های من، عکس های حرفه ای و هنری نیستند، چون من یک عکاس حرفه ای نیستم. انگیزه ی من از کارهایم نیز تولید مجموعه عکس های حرفه ای که سزاوار جوایز عکاسی باشند، نبوده است. من فقط می خواستم مالزی را با تمام وجوه اش و به ساده ترین شکل ممکن به نمایش بگذارم. عشق من به مالزی باید برای هر کسی که به این کشور علاقه دارد، ملموس باشد و این امر، نیازی به عکس های هنری و حرفه ای ندارد. عکس ها داستان خود را به شیوه ی بسیار ساده ای بیان می کنند، شیوه ی من.
نگاه شما به مالزی و کارهایی که برای معرفی جاذبه های این کشور انجام داده اید، می تواند به الگویی برای توریسم تلقی شود. در این باره چه نظری دارید؟
از آنجا که بسیاری از عکس های من در گذار از مناطق مختلف مالزی گرفتــه شده و فقط به جاذبه های گردشگــری اشاره ندارد، نمی تــوانم کتاب هایم را الگویی برای توریسم تلقی کنم. آنها بیش از یک نگاه توریستی به یک کشور هستند. ولی من امیدوارم عشق و احترام من به کشوری که من به عنوان یک توریست از آن دیدار کردم، الگویی برای رفتار توریستی باشد.
شما برای معرفی جاذبه های گردشگری مورد تقدیر مقامات مالزی قرار گرفتید. تا آنجا که من می دانم شما تمام کارهایتان در این زمینه را شخصا و با سرمایه ی خود انجام داده اید. چنین کاری چندان مرسوم نیست و من فکر می کنم شما نخستین کسی هستید که در معرفی جاذبه های گردشگری یک کشور چنین راهی را پیش گرفته باشد. لطفا از مسیری که طی کرده اید، برای ما بگویید.
راهی که من برای معرفی مالزی از طریق کتاب های مجموعه عکس طی کردم، خودانگیخته و با سرمایه ی شخصی ام بوده که مسلما مرسوم نبوده و نیست. بدیهی است که من با این پروژه میلیونر نخواهم شد، ولی قدردانی گاهی بیش از دلار و یورو برای انسان ارزش دارد. باارزش ترین قدردانی برای من و خانواده ام، از سوی نخست وزیر اسبق مالزی، “دکتر تون ماهاتیر” بود که در مراسم رونمایی آخرین کتابم “مالزی، خانه ی دوم والتر” مطرح شد. ایشان در مراسمی که در هتل کنکورد به همین منظور برگزار شد، در سخنان خود از مجموعه تلاش های من برای معرفی مالزی تقدیر کردند. همچنین قدردانی “داتو سری محد نجیب” نخست وزیر کنونی مالزی که در مقدمه ی کتاب مزبور درج شده، برای من و خانواده ام افتخار بزرگی به شما می آید. این ها برای من موفقیت هایی هستند که به آنها افتخار می کنم. با وجــود این، می توانم بگویم که گاهی احساس تنهایی می کنم؛ یک سرباز یکه و تنها که برای معرفی یک کشور کوشیده است؛ کشوری که اکنون خانه ی دوم من است.
در پایان، به عنوان یک توریست کهنه کار، چه توصیه ای به توریست های ایرانی در مالزی دارید؟
این توصیه من به همه ی توریست هاست: به هر جا رفتید، احترام بگذارید!

