جشنواره ونیز؛ جایزه برای سینمای ایران و شیر طلا برای فیلمساز زن

توریست مالزی – شیر طلای بهترین فیلم جشنواره ونیز امسال نصیب فیلم فرانسوی حادثه ساخته اودری دیوان شد به گزارش بی بی سی، هفتاد و هشتمین دوره جشنواره جهانی...
توریست مالزی – شیر طلای بهترین فیلم جشنواره ونیز امسال نصیب فیلم فرانسوی حادثه ساخته اودری دیوان شد

به گزارش بی بی سی، هفتاد و هشتمین دوره جشنواره جهانی فیلم ونیز، قدیمی ترین جشنواره سینمایی جهان و یکی از سه ضلع مهمترین همه آنها (در کنار کن و برلین)، شنبه شب، بیستم شهریور با اهدای جوایز به کار خود پایان داد. شیر طلای بهترین فیلم جشنواره امسال نصیب فیلم فرانسوی حادثه ساخته اودری دیوان شد و به این ترتیب این جایزه برای دومین سال پیاپی به یک فیلمساز زن رسید.

حادثه داستان دختری جوان را روایت می کند که در دهه پنجاه در فرانسه، ناخواسته باردار شده و بچه دار شدن یک فاجعه نزد خانواده و دوستان و مانعی برای ادامه تحصیل او محسوب می شود، در حالی که سقط جنین هم ممنوع است و کسی که به این کار مبادرت کند، به زندان محکوم می شود. با آن که داستان فیلم به ویژه در فیلم هایی از ایران و کشورهای عربی بارها روایت شده، اما فیلم با آشنایی زدایی از کلیشه های معمول، موفق می شود به درون یک دختر جوان نفوذ کند و صحنه های فراموش نشدنی ای را ثبت کند.

جوایز امسال تقریباً غیرقابل پیش بینی بود و هیات داوران به ریاست بونگ جون هو، فیلمساز معروف کره ای، جوایزی اهدا کردند که نتوانست مورد رضایت همه سلیقه های گوناگون و متفاوت باشد. کمپانی نتفلیکس که به دلیل قوانین جشنواره کن در آن شرکت نمی کند، در ونیز با استقبال گسترده داوران روبرو شد و چند فیلم این کمپانی جوایز درخوری را نصیب بردند، از جمله جایزه بزرگ داوران برای فیلم دست خدا ساخته پائولو سورنتینو فیلمساز برجسته ایتالیایی.

جایزه بهترین کارگردان از آن جین کمپیون برای فیلم قدرت سگ شد؛ در حالی که این فیلم هم منتقدان را به دو دسته تقسیم کرد: موافقان سینه چاک و مخالفان سرسخت. جایزه بهترین بازیگر زن به پنه لوپه کروز رسید برای فیلم مادران مشابه در نقش یک مادر مجرد باردار. کروز که بارها با پدرو آلمودووار کار کرده، به هنگام دریافت جایزه ستایش خود را نصیب این کارگردان اسپانیایی کرد. جایزه بهترین بازیگر مرد به جان آرکیلا برای فیلم فیلیپینی “در حال کار: هشت گمشده” رسید و مگی گلنهال هم جایزه بهترین فیلمنامه را برای دختر گمشده نصیب برد.

اما دیدنی ترین فیلم امسال در بخش مسابقه که از چشم داوران دور ماند، کاپیتان ولگونوکوف گریخت ساخته ناتاشا مرکولاوا و الکسی چوپوف از روسیه بود که داستان یک شکنجه گر را در شوروی جنگ دوم جهانی روایت می کند که به طرز غریبی به داستان شکنجه گران امروزی به ویژه در ایران پهلو می زند. فیلم لحظه ای را روایت می کند که یکی از این شکنجه گران- که ماموریت شان اعتراف گرفتن از افراد بی گناه است- به خود می آید و تصمیم می گیرد با مراجعه به خانواده اعدام شدگان حقیقت را به آنها بگوید و از آنها طلب بخشش کند.

روند ادامه فیلم تلفیق فضای غریبی است از اعتقاد به بهشت و زیستن در این جهنم که فیلمساز موفق می شود با ترکیب بندی های غریب و خلق لحظه هایی ناب، فیلم متفاوت و تکان دهنده ای را ثبت کند. “مرد کوری که نمی خواست تایتانیک را تماشا کند” هم فیلم شگفت انگیزی بود که در بخش افق های گسترش یافته به نمایش درآمد و کمتر دیده شد، در حالی که تیمو نیکی از فنلاند، یکی از بهترین فیلم های سال را رقم زده است: فیلمی که به تمامی در نمای نزدیک از صورت یک مرد نابینا بر روی چرخ شکل گرفته و داستان عاشقانه غریبی را در یک فیلم تجربی جذاب با تماشاگرش در میان می گذارد، زمانی که دیگر شخصیت ها را نمی بینیم و تنها همه وقایع را از روی احساسات و صورت این بازیگر واقعاً نابینا دنبال می کنیم.

شهرام مکری فیلمساز ایرانی، یکی از داوران بخش افق ها بود و جایزه این بخش به فیلم زوار ساخته لاریناس باریسا رسید.

دو فیلمساز زن ایرانی- آمریکایی هم امسال در جشنواره حضور داشتند: آنا لیلی امیرپور و شیرین نشاط. امیرپور با فیلم مونالیزا و ماه خونین از جوایز بخش مسابقه نصیبی نبرد؛ فیلمی با دنیای مشابه فیلم قبلی اش که کماکان از اثر ساده و دیدنی اولش، دختری در شب تنها به خانه می رود، فاصله دارد و به نظر می رسد زرق و برق جشنواره های بزرگ سینمایی چندان با او سازگار نبوده است.

اما شیرین نشاط نسبت به فیلم قبلی اش(ام کلثوم) گام بلندی رو به جلو برداشته و با همکاری شجاع آذری فیلم شخصی جذابی درباره آمریکا از دید یک ایرانی ساخته است؛ با نگاه بصری پرقدرتی که مهمترین حسن فیلم را رقم می زند.

زالاوا تنها فیلم ایرانی جشنواره ونیز که در بخش جنبی هفته منتقدان بین المللی ونیز به نمایش درآمد، توانست جایزه بزرگ این بخش و همین طور جایزه منتقدان بین المللی (فیپرشی) را به دست بیاورد؛ یک فیلم غریب از سینمای ایران که هرچند کم و کاستی های یک تجربه اول را در ساخت دارد، اما از نظر مضمون و پرداخت تازه اش، در فضایی تیره و تار در سال ۱۳۵۷ در روستایی به نام زالاوا در کردستان، می تواند برداشت های نمادین گوناگونی را موجب شود و تماشاگر را در دنیایی غریب با خود همراه کند.

پاسخی ارسال کنید

*

*

10 + 11 =

آخرین اخبار

زیر آسمان کوالالامپور

^
error: Content is protected !!