سیمین ثقفی
۴ مهر ۱۳۹۴
آرت اکسپوی مالزی سالهاست که میزبان هنرمندان ایرانی است. این هنرمندان گاه به صورت فردی و گاه به صورت گروهی و با عنوان یک گالری در این اتفاق هنری شرکت داشتهاند و به تدریج نگاه اهل هنر و خرید آثار هنری را در شرق آسیا به سوی خود جلب کردهاند. رایزن فرهنگی ایران در مالزی نیز چند باری است که با غرفهای در بخش سفارتخانههای کشورهای خارجی، امکان ارایه آثار هنری هنرمندان ایرانی را در این نمایشگاه فراهم کرده است.
امسال در نهمین سال برگزاری این آرت اکسپو -Art Expo 2015 – که یکی از مهمترین نمایشگاههای هنری مالزی است، برخلاف سالهای گذشته تنها آثار یک هنرمند ایرانی در غرفه ایران حضور خواهد داشت.
“آرش گروئیان” مینیاتوریست ایرانی ساکن تایلند است که پس از فراخوان رایزنی فرهنگی ایران در مالزی و دعوت از هنرمندان، آثارش برای شرکت در ارت اکسپوی مالزی انتخاب شده است.
او که از سال ۲۰۰۹ در تایلند زندگی میکند تاکنون در این کشور نمایشگاههای مختلفی برگزار کرده که اخرین آن در ماه جولای گذشته (۲۵ جولای تا ۸ آگوست) در گالری “حسین فرمانی” در بانکوک بوده و با استقبال و انعکاس خوبی در میان رسانهها و علاقمندان به نقاشی ایرانی در این کشور روبرو شده است. با تلاش وی در برگزاری ورکشاپها و نمایشگاههای مختلف در این کشور پادشاهی حالا دیگر میتوان ردپای مینیاتور ایرانی را از کاخ شاه تا خانه علاقمندان به هنر و مجموعه داران تایلندی و غیر تایلندی یافت.
اما “آرش گروئیان” کیست و قرار است چه آثاری را در این نمایشگاه ارایه دهد؟
او متولد سال۱۳۶۰ در تهران است و هرچند زمینه خانوادگی در زمینه نقاشی ندارد اما علاقه به نقاشی ریشه در کودکی او دارد؛ همان زمانها که به قول خودش برای هم کلاسیهایش یک طوطی سبز رنگ کشیده و معلمش اورا به این خاطر تنبیه کرده است. در دوران راهنمایی والدینش اورا به کلاسهای نقاَی موزه رضا عباسی میسپرند و بعدها این علاقه با رفتن به هنرستان هنرهای تجسمی (هنرهای زیبا) که به گفته خودش – هرچه از لحاظ سواد بصری و تاریخ هنر دارد، از آنجا دارد – تکمیل میشود و با بهره بردن از اساتیدی به نام همچون استاد “رضا عابدینی” و استاد “ساعد مشکی” دیپلم گرافیک میگیرد و سال ۷۸ وارد دانشگاه سوره شده و به تحصیل در رشته صنایع دستی بخش نگارگری ایرانی ادامه میدهد. او از سال ۷۹ به طور اختصاصی از محضر استاد “مجید مهرگان” بهره میبرد و این امر تا سال ۸۷ ادامه مییابد. او در مدت همراهی خود با استاد مهرگان، در خلق آثار مختلف ملی و موزهای همچنین طراحی اولیه ضریح امام حسن عسگری نیز همکاری داشته است.
بعدها او در زمینه نمایش و سینما فعالیتهایی را از قبیل مشاوره، دستیاری و طراحی گرافیک و بازیگری و … انجام میدهد. که از ان جمله میتوان به برگزاری دو دوره بزرگداشت زنده یاد علی حاتمی و بازی و مشاوره در فیلم “پیشکسوت” که به داستان زندگی یک استاد نگارگر میپردازد در کنار هنرمندان به نامی همچون جمشید مشایخی، محمدعلی کشاورز، نصرت کریمی و زنده یاد محمود بنفشه خواه، اشاره کرد. فیلمی که ظاهرا به دلایلی هرگز اکران نشده است.
آرش گروئیان سال۸۸ از ایران خارج میشود و در طول مدتی که در تایلند زندگی میکند به طور شخصی یا با همکاری رایزنی فرهنگی در سال چند باری اقدام به برگزاری کارگاههای آموزشی در دانشگاههای تایلند و نمایشگاههای هنری میکند و این فعالیتها تاکنون ادامه دارد. هرچند که دامنه فعالیتهای او به ایران و دیگر کشورهای جهان نیز گسترده شده است.
این هنرمند نگارگر معتقد است که “در تمام این مدت تلاش کرده تا تنها بر روی کار هنری خویش متمرکز باشد چرا که برای خلق یک اثر هنری باید لهجه خاص خود را داشت. او تاکید میکند که باید سالها کار کرد که در مورد این هنر که یک هنر اصیل ملی است به تکنیک گذشتگان دست یافت و تازه فهمید که ذائقه و حرف امروز چیست و بر اساس آن حرف خود را با لهجه خود زد.”
اما ویژگی کارهایی که قرار است در آرت اکسپوی مالزی ارایه شوند چیست؟
آقای گروئیان میگوید که کارهایش به دو دسته تقسیم میشوند: “یکی آثاری است که طبق سنت قدیم کار شده و باوجودی که ممکن است با تشعیر معاصر در اطراف کار تزئین شده باشد اما رنگ و بوی قدیمی دارد.
گروه دوم آثار کاملا معاصر و نو هستند و با تکنیک امروزی آماده شدهاند. برای مثال در مینیاتور ایرانی از اکریلیک استقاده نمیکنند اما در کارهای من از آن استفاده شده و همین هم باعث شده که افرادی که سنتی کار میکنند به استفاده از اکریلیک که ماده نگارگری ایرانی نیست، اعتراض کنند. این در حالی است که استاد مهرگان و استاد فرشچیان هم از اکریلیک استفاده کردند یا اینکه (باوجودیکه پرسپکتیو ویژگی مینیاتور ایرانی نیست) اما استاد حسین بهزاد خیلی اگاهانه از پرسپکتیو در آثار خود استفاده کردند همچنین استاد تاکستانی یا استاد فرح اصولی هم دارند کار نو انجام میدهند هرچند که برخی هم از این مساله انتقاد میکنند.”
بنابراین میتوان گفت دو نوع مینیاتور وجود دارد: قدیمی و معاصر. در این صورت چه تعریفی برای نگارگری نو دارید؟
“اگر از یک غربی بپرسیم که مینیاتور چیست میگوید نقاشی نیست صنایع دستی است. در واقع برای این نقاشی ایرانی را صنایع دستی خطاب میکنند که تکراری است اما برای اینکه کار شبیه به صنایع دستی و تکراری نباشد باید در آن نو اوری کرد. این نواوری اگر در چهارچوب قوانین نگارگری ایرانی باشد اعم از موضوع، عدم سایه، عدم پرسپکتیو و مفاهیمی که دارد، نقاشی ایرانی حساب میشود که نو شده است. مثلا هنرمند روی موضوع مولانا یا حافظ با تکنیک و قلم گیری نقاشی سنتی ایرانی کار میکند اما با شکل و شمایل جدیدتری موضوع را به تصویر میکشد و این کار خیلی خیلی مدرنتر هم میتواند باشد ولی اگر که از آن چهارچوب دور بشود هر چند نقاشی خوانده میشود اما از نگارگری دور شده است.
برای مثال افراد زیادی هستند که با رنگ روغن کار میکنند و سنتی هم کار میکنند اما این کار نگارگری نیست چون رنگ روغن اجازه ارایه یک سری از تکنیکها را نمیدهد.
یکی از بهترین کارهای نو در این زمینه اثار استاد رضا درخشانی است. دو سال پیش در نیویورک در “نمایشگاه فرش ایرانی بد سرشت من” شما ظاهرا مینیاتور نمیبینید اما صد در صد فرش ایرانی و مینیاتور در کارها وجود دارد از این جهت که بسیار دقیق و ظریف و کاملا مدرن کار کرده است. آثاری بی نظیر خلق شده که اصلا قیمت ندارد.
در واقع شاید بشود گفت که تعربف نگارگری نو مثل تعریف اسطوره میماند که تعریفی نمیتوان از آن به طور مشخص ارایه داد. کاری که دارای نوآوری باشد کاملا خود را مینمایاند.
خوب پس گفتید که کار نگارگری نو کاری است که با خلاقیت در چارچوب این هنر همراه باشد. این چارچوب از نظر شما چیست؟
برای شخص من یکی از این چارچوبها موضوع است و دیگری رعایت قوانینی که ذکر شد مثل عدم سایه و پرسپکتیو. اما بحث مضمون و موضوع به نظرم بسیار اهمیت دارد.
به نظر شما کار نگارگری باید چه موضوعی را در بر بگیرد؟
“وقتی واژهً مینیاتور یا نقاشی ایرانی را میشنویم نا خود آگاه به یاد موضوعات ملی، شعر، ادبیات و اساطیر ایرانی میافتیم , ببینید این موضوع است که به ما میگوید از چه تکنیکی استفاده کنیم, به نظر من نوآوری یک اصل مهم است: اینکه با تکنیک دوران کهن بیاییم حرف امروز را بزنیم خلاقیت حساب میشود. در واقع هنرمند نگارگر به سان یک کارگردان، بسته به موضوع، نقش و جایگاه بازیگران را در تصویر مشخص میکند، هر کاراکتر بسته به میزان اهمیتش در تصویر در جای خود قرار میگیرد و با چیدمان و فرم دیگر عناصر موجود در قاب تصویر، ترکیب بندی اصلی دست میدهد. به طور مثال در یک اثر تکنیک همان تکنیک قدیم است از اکریلیک هم استفاده نکردیم اما حرف امروز را زدیم. این که بگوییم الان در دنیا چه میگذرد؟ حرف انسان معاصر چیست؟ این که از جنگ خسته است و … آمدیم حرف اورا زدیم. از ادمهای اضافه درتصویر پرهیز کردیم. چون انسان معاصر دنبال هرچیز آسان و سریع میگردد. بیاییم حرف امروز را بزنیم. (به نظرم) این که کار شش ماه طول بکشد و تلاش زیادی در پردازهها انجام دهیم دیگر خلاقه حساب نمیشود …. کار باید به گونهای باشد که بیننده را درمقابل تابلو نگه دارد حتی فراتر از تکنیک.
اولویت دوم فرم است. هیچ چیز بدون فرم در دنیاوجود ندارد. ما باید به هرچیزی یک فرمی بدهیم تا به دنیا بکشانیمش و این فرم باید بر اساس زیبایی شناسی باشد. زیبایی شناسی هنر تفکر عرفان ایرانی است که با مینیاتور ایرانی گره خورده است. نگارگری یا زیباست یا اصلا تابلوی نقاشی نیست. ما مینیاتور زشت نداریم.
اینها همان چارچوبهایی است که نمیتوان درست تعریفش کرد. شما در کارهای استاد تاکستانی فلسفه میبینید و کارهای استاد مهرگان حرف روز را میزند. اثر “ارعاب” استاد مهرگان به تمامی حرف ایران معاصر است.
بالاخره برای نگارگری یک چارچوبی قایل هستید که بر اساس ان تعریف میگویید این اثر نگار گری است؟
بله نقاشی که با عرفان و تفکر ایرانی ترسیم شده باشد میشود نگارگری با رعایت قوانینی مثل عدم پرداختن به پرسپکتیو و سایه که من همیشه این دو را مثال میزنم. مثلا نقاش ایرانی یا نگارگر از سایه استفاده نمیکند که این مساله ریشه در این تفکر دارد که جهان فعلی را سایه جهان دیگر میداند بنابراین از سایه پرهیز میکند. این تفکر در تفکرات دراویش نقش بندیه هم وجود داره. این هنر با عرفان ایرانی گره خورده است.
حبابسازی در بازار هنری ایران
و اما آرش گروئیان به عنوان یک هنرمند جوان نگارگر به مساله “حبابسازی” در بازار هنری ایران نیز اشاره میکند: “به مساله حباب درست کردن از افراد هم در ایران باید توجه کرد. این که الان در بازار ایران دلالهای هنری بعضی افراد را ناگهان مطرح میکنند، کمک میکنند تا اثرش را با بهایی دور از تصور بفروشد، سود خود را از این فروش میبرند و ناگهان اورا رها میکنند و دیگر نامی از ان هنرمند نمیبینید چرا که آن دانشجوی هنر یا هنرمندی که ناگهان کارش را چند ده میلیون میفروشد بعدها دیگر قادر نیست درست کار کند چرا که اگر کمتر بفروشد فکر میکنند کارش کم ارزش شده و اگر بالاتر بخواد بفرشود کسی نیست که بخرد بنابراین ضربه میخورد.”
نهمین آرت اکسپوی مالزی امسال در روزهای ۱۰ تا ۱۳ سپتامبر در محل ماترید MTD برگزارمیشود و میزبان ۲۰۰ گالری از ۳۰ کشور جهان است که ۲۰۰۰ هزار اثر هنری را در معرض دید علاقمندان قرار میدهند.




امسال در نهمین سال برگزاری این آرت اکسپو -Art Expo 2015 – که یکی از مهمترین نمایشگاههای هنری مالزی است، برخلاف سالهای گذشته تنها آثار یک هنرمند ایرانی در غرفه ایران حضور خواهد داشت.
“آرش گروئیان” مینیاتوریست ایرانی ساکن تایلند است که پس از فراخوان رایزنی فرهنگی ایران در مالزی و دعوت از هنرمندان، آثارش برای شرکت در ارت اکسپوی مالزی انتخاب شده است.
او که از سال ۲۰۰۹ در تایلند زندگی میکند تاکنون در این کشور نمایشگاههای مختلفی برگزار کرده که اخرین آن در ماه جولای گذشته (۲۵ جولای تا ۸ آگوست) در گالری “حسین فرمانی” در بانکوک بوده و با استقبال و انعکاس خوبی در میان رسانهها و علاقمندان به نقاشی ایرانی در این کشور روبرو شده است. با تلاش وی در برگزاری ورکشاپها و نمایشگاههای مختلف در این کشور پادشاهی حالا دیگر میتوان ردپای مینیاتور ایرانی را از کاخ شاه تا خانه علاقمندان به هنر و مجموعه داران تایلندی و غیر تایلندی یافت.
اما “آرش گروئیان” کیست و قرار است چه آثاری را در این نمایشگاه ارایه دهد؟
او متولد سال۱۳۶۰ در تهران است و هرچند زمینه خانوادگی در زمینه نقاشی ندارد اما علاقه به نقاشی ریشه در کودکی او دارد؛ همان زمانها که به قول خودش برای هم کلاسیهایش یک طوطی سبز رنگ کشیده و معلمش اورا به این خاطر تنبیه کرده است. در دوران راهنمایی والدینش اورا به کلاسهای نقاَی موزه رضا عباسی میسپرند و بعدها این علاقه با رفتن به هنرستان هنرهای تجسمی (هنرهای زیبا) که به گفته خودش – هرچه از لحاظ سواد بصری و تاریخ هنر دارد، از آنجا دارد – تکمیل میشود و با بهره بردن از اساتیدی به نام همچون استاد “رضا عابدینی” و استاد “ساعد مشکی” دیپلم گرافیک میگیرد و سال ۷۸ وارد دانشگاه سوره شده و به تحصیل در رشته صنایع دستی بخش نگارگری ایرانی ادامه میدهد. او از سال ۷۹ به طور اختصاصی از محضر استاد “مجید مهرگان” بهره میبرد و این امر تا سال ۸۷ ادامه مییابد. او در مدت همراهی خود با استاد مهرگان، در خلق آثار مختلف ملی و موزهای همچنین طراحی اولیه ضریح امام حسن عسگری نیز همکاری داشته است.
بعدها او در زمینه نمایش و سینما فعالیتهایی را از قبیل مشاوره، دستیاری و طراحی گرافیک و بازیگری و … انجام میدهد. که از ان جمله میتوان به برگزاری دو دوره بزرگداشت زنده یاد علی حاتمی و بازی و مشاوره در فیلم “پیشکسوت” که به داستان زندگی یک استاد نگارگر میپردازد در کنار هنرمندان به نامی همچون جمشید مشایخی، محمدعلی کشاورز، نصرت کریمی و زنده یاد محمود بنفشه خواه، اشاره کرد. فیلمی که ظاهرا به دلایلی هرگز اکران نشده است.
آرش گروئیان سال۸۸ از ایران خارج میشود و در طول مدتی که در تایلند زندگی میکند به طور شخصی یا با همکاری رایزنی فرهنگی در سال چند باری اقدام به برگزاری کارگاههای آموزشی در دانشگاههای تایلند و نمایشگاههای هنری میکند و این فعالیتها تاکنون ادامه دارد. هرچند که دامنه فعالیتهای او به ایران و دیگر کشورهای جهان نیز گسترده شده است.
این هنرمند نگارگر معتقد است که “در تمام این مدت تلاش کرده تا تنها بر روی کار هنری خویش متمرکز باشد چرا که برای خلق یک اثر هنری باید لهجه خاص خود را داشت. او تاکید میکند که باید سالها کار کرد که در مورد این هنر که یک هنر اصیل ملی است به تکنیک گذشتگان دست یافت و تازه فهمید که ذائقه و حرف امروز چیست و بر اساس آن حرف خود را با لهجه خود زد.”
اما ویژگی کارهایی که قرار است در آرت اکسپوی مالزی ارایه شوند چیست؟
آقای گروئیان میگوید که کارهایش به دو دسته تقسیم میشوند: “یکی آثاری است که طبق سنت قدیم کار شده و باوجودی که ممکن است با تشعیر معاصر در اطراف کار تزئین شده باشد اما رنگ و بوی قدیمی دارد.
گروه دوم آثار کاملا معاصر و نو هستند و با تکنیک امروزی آماده شدهاند. برای مثال در مینیاتور ایرانی از اکریلیک استقاده نمیکنند اما در کارهای من از آن استفاده شده و همین هم باعث شده که افرادی که سنتی کار میکنند به استفاده از اکریلیک که ماده نگارگری ایرانی نیست، اعتراض کنند. این در حالی است که استاد مهرگان و استاد فرشچیان هم از اکریلیک استفاده کردند یا اینکه (باوجودیکه پرسپکتیو ویژگی مینیاتور ایرانی نیست) اما استاد حسین بهزاد خیلی اگاهانه از پرسپکتیو در آثار خود استفاده کردند همچنین استاد تاکستانی یا استاد فرح اصولی هم دارند کار نو انجام میدهند هرچند که برخی هم از این مساله انتقاد میکنند.”
بنابراین میتوان گفت دو نوع مینیاتور وجود دارد: قدیمی و معاصر. در این صورت چه تعریفی برای نگارگری نو دارید؟
“اگر از یک غربی بپرسیم که مینیاتور چیست میگوید نقاشی نیست صنایع دستی است. در واقع برای این نقاشی ایرانی را صنایع دستی خطاب میکنند که تکراری است اما برای اینکه کار شبیه به صنایع دستی و تکراری نباشد باید در آن نو اوری کرد. این نواوری اگر در چهارچوب قوانین نگارگری ایرانی باشد اعم از موضوع، عدم سایه، عدم پرسپکتیو و مفاهیمی که دارد، نقاشی ایرانی حساب میشود که نو شده است. مثلا هنرمند روی موضوع مولانا یا حافظ با تکنیک و قلم گیری نقاشی سنتی ایرانی کار میکند اما با شکل و شمایل جدیدتری موضوع را به تصویر میکشد و این کار خیلی خیلی مدرنتر هم میتواند باشد ولی اگر که از آن چهارچوب دور بشود هر چند نقاشی خوانده میشود اما از نگارگری دور شده است.
برای مثال افراد زیادی هستند که با رنگ روغن کار میکنند و سنتی هم کار میکنند اما این کار نگارگری نیست چون رنگ روغن اجازه ارایه یک سری از تکنیکها را نمیدهد.
یکی از بهترین کارهای نو در این زمینه اثار استاد رضا درخشانی است. دو سال پیش در نیویورک در “نمایشگاه فرش ایرانی بد سرشت من” شما ظاهرا مینیاتور نمیبینید اما صد در صد فرش ایرانی و مینیاتور در کارها وجود دارد از این جهت که بسیار دقیق و ظریف و کاملا مدرن کار کرده است. آثاری بی نظیر خلق شده که اصلا قیمت ندارد.
در واقع شاید بشود گفت که تعربف نگارگری نو مثل تعریف اسطوره میماند که تعریفی نمیتوان از آن به طور مشخص ارایه داد. کاری که دارای نوآوری باشد کاملا خود را مینمایاند.
خوب پس گفتید که کار نگارگری نو کاری است که با خلاقیت در چارچوب این هنر همراه باشد. این چارچوب از نظر شما چیست؟
برای شخص من یکی از این چارچوبها موضوع است و دیگری رعایت قوانینی که ذکر شد مثل عدم سایه و پرسپکتیو. اما بحث مضمون و موضوع به نظرم بسیار اهمیت دارد.
به نظر شما کار نگارگری باید چه موضوعی را در بر بگیرد؟
“وقتی واژهً مینیاتور یا نقاشی ایرانی را میشنویم نا خود آگاه به یاد موضوعات ملی، شعر، ادبیات و اساطیر ایرانی میافتیم , ببینید این موضوع است که به ما میگوید از چه تکنیکی استفاده کنیم, به نظر من نوآوری یک اصل مهم است: اینکه با تکنیک دوران کهن بیاییم حرف امروز را بزنیم خلاقیت حساب میشود. در واقع هنرمند نگارگر به سان یک کارگردان، بسته به موضوع، نقش و جایگاه بازیگران را در تصویر مشخص میکند، هر کاراکتر بسته به میزان اهمیتش در تصویر در جای خود قرار میگیرد و با چیدمان و فرم دیگر عناصر موجود در قاب تصویر، ترکیب بندی اصلی دست میدهد. به طور مثال در یک اثر تکنیک همان تکنیک قدیم است از اکریلیک هم استفاده نکردیم اما حرف امروز را زدیم. این که بگوییم الان در دنیا چه میگذرد؟ حرف انسان معاصر چیست؟ این که از جنگ خسته است و … آمدیم حرف اورا زدیم. از ادمهای اضافه درتصویر پرهیز کردیم. چون انسان معاصر دنبال هرچیز آسان و سریع میگردد. بیاییم حرف امروز را بزنیم. (به نظرم) این که کار شش ماه طول بکشد و تلاش زیادی در پردازهها انجام دهیم دیگر خلاقه حساب نمیشود …. کار باید به گونهای باشد که بیننده را درمقابل تابلو نگه دارد حتی فراتر از تکنیک.
اولویت دوم فرم است. هیچ چیز بدون فرم در دنیاوجود ندارد. ما باید به هرچیزی یک فرمی بدهیم تا به دنیا بکشانیمش و این فرم باید بر اساس زیبایی شناسی باشد. زیبایی شناسی هنر تفکر عرفان ایرانی است که با مینیاتور ایرانی گره خورده است. نگارگری یا زیباست یا اصلا تابلوی نقاشی نیست. ما مینیاتور زشت نداریم.
اینها همان چارچوبهایی است که نمیتوان درست تعریفش کرد. شما در کارهای استاد تاکستانی فلسفه میبینید و کارهای استاد مهرگان حرف روز را میزند. اثر “ارعاب” استاد مهرگان به تمامی حرف ایران معاصر است.
بالاخره برای نگارگری یک چارچوبی قایل هستید که بر اساس ان تعریف میگویید این اثر نگار گری است؟
بله نقاشی که با عرفان و تفکر ایرانی ترسیم شده باشد میشود نگارگری با رعایت قوانینی مثل عدم پرداختن به پرسپکتیو و سایه که من همیشه این دو را مثال میزنم. مثلا نقاش ایرانی یا نگارگر از سایه استفاده نمیکند که این مساله ریشه در این تفکر دارد که جهان فعلی را سایه جهان دیگر میداند بنابراین از سایه پرهیز میکند. این تفکر در تفکرات دراویش نقش بندیه هم وجود داره. این هنر با عرفان ایرانی گره خورده است.
حبابسازی در بازار هنری ایران
و اما آرش گروئیان به عنوان یک هنرمند جوان نگارگر به مساله “حبابسازی” در بازار هنری ایران نیز اشاره میکند: “به مساله حباب درست کردن از افراد هم در ایران باید توجه کرد. این که الان در بازار ایران دلالهای هنری بعضی افراد را ناگهان مطرح میکنند، کمک میکنند تا اثرش را با بهایی دور از تصور بفروشد، سود خود را از این فروش میبرند و ناگهان اورا رها میکنند و دیگر نامی از ان هنرمند نمیبینید چرا که آن دانشجوی هنر یا هنرمندی که ناگهان کارش را چند ده میلیون میفروشد بعدها دیگر قادر نیست درست کار کند چرا که اگر کمتر بفروشد فکر میکنند کارش کم ارزش شده و اگر بالاتر بخواد بفرشود کسی نیست که بخرد بنابراین ضربه میخورد.”
نهمین آرت اکسپوی مالزی امسال در روزهای ۱۰ تا ۱۳ سپتامبر در محل ماترید MTD برگزارمیشود و میزبان ۲۰۰ گالری از ۳۰ کشور جهان است که ۲۰۰۰ هزار اثر هنری را در معرض دید علاقمندان قرار میدهند.





