توریست مالزی
۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۸
توریست مالزی – پژوهشها نشان میدهند که صدای بلند تاثیر درخورتوجهی بر سلامتی انسان دارد و نیز آسیبهای جبرانناپذیری به اکوسیستمها وارد میکند.
به گزارش زومیت، دیوید اوون، نویسندهی مجلهی نیویورکر است که کتابهای متعددی را به نگارش درآورده است، در نسخهی ماه مه، این مجله مطلبی درمورد آلودگی صوتی و اهمیت پرداختن به آن نوشته است که در ادامه شما را به مطالعهی آن دعوت میکنیم.
من درمورد فشردن زنگ در نگران بودم. خوب که دقت کردم، دیدم که زنگ با چسبی قدیمی و خشک به چارچوب در چسبیده است. به آرامی آن را فشار دادم و هنگامی که در باز شد، یک زوج سالخورده به همراه پسرشان به من خوشامد گفتند. پسر از من خواست که او را با نام میانیاش یعنی «مارک» صدا کنم. او سی ساله، بلند قد و مرتب بود. روزی که من او را ملاقات کردم، او یک پیراهن خرماییرنگ شطرنجی، یک کلاه بیسبال آبی و نوعی محافظ گوش (صداگیر) پوشیده بود که شاید در میدان تیر نظیر آن را دیده باشید.
مارک و من، در مقابل هم، پشت میز پذیرایی نشستیم و والدین او نیز روی نیمکتی نشستند. مارک درمورد وضعیت خود به من گفت: من در کالیفرنیا زندگی میکردم و در رستوران شلوغی مشغول به کار بودم. وقتی فردی یک بشقاب را روی زمین میانداخت یا صدای بلندی ایجاد میکرد، من ناگهان دچار گوش درد میشدم. با خودم فکر میکردم که این صدا آسیبزننده بود ولی چرا فرد دیگری از آن ناراحت نمیشد؟
سپس بهطور ناگهانی همهچیز بدتر شده بود. صداهای آرام بهنظر او بلند میآمدند و صداهای بلند، غیرقابل تحمل شده بودند. ناراحتی حاصل از یک حادثه میتوانست برای چندین روز باقی بماند. او از شغل خود خارج شد و نزد والدین خود بازگشت. هنگام بازگشت به خانه، تمام مدت روی صندلی هواپیما سرش را به جلو خم کرده بود و گوشهایش را با دستانش گرفته بود.
این اتفاقات مربوط به پنج سال پیش بود. وضعیت مارک، پُرشنوایی نام دارد. این وضعیت ممکن است با مواجههی بیش از حد با صداهای بلند اتفاق بیفتد، هرچند کسی نمیداند چرا برخی از افراد بیشتر مستعد این وضعیت هستند. درمان شناختهشدهای هم برای آن وجود ندارد. قبل از آغاز علائم، مارک زندگی پر سروصدایی داشت و شبیه همسنهای خود به کلوبها، کنسرتها و باشگاهها میرفت. او گفت: این درد همچون یک التهاب دردناک است و من در ناحیهی گوشها و شقیقهها و نیز پشت سرم احساس فشار میکنم. گاهی اوقات وزوز گوش هم دارم. من و شما یک گفتوگو خواهیم داشت و پس از اینکه شما رفتید، برخی از عباراتی که شما گفتید، بهطور پیوسته در گوش من تکرار خواهند شد. او نسبتبه پنج سال پیش، وضعیت خود را بهتر مدیریت میکند اما هنوز با والدین خود زندگی میکند و شغلی ندارد.
پرشنوایی وضعیت نسبتا نادری است و البته مورد مارک شدید است، اما آسیبهای شنوایی و دیگر مشکلات ناشی از صداهای بیش از اندازه بلند بهطور فزایندهای در جهان درحال رایجشدن هستند. گوشها در یک محیط صوتی تکامل پیدا کردهاند که هیچ شباهتی به دنیایی که اکنون ما در آن زندگی میکنیم، نداشته است.
دانیل فینک، پزشک متخصص داخلی بازنشستهای در کالیفرنیا است که پرشنوایی خفیفتر او در یک رستوران شلوغ در شب سال نو سال ۲۰۰۷ آغاز شد. او که اکنون یک فعال ضد آلودگی صوتی است، گفت: تا قبل از انقلاب صنعتی، خواب مردم بیشتر بهوسیلهی صدای خروسی از اطراف آشفته میشد.
احتمالا نخستین کسانی که بهخاطر شغلشان دچار مشکلات شنوایی شدند، کارگرانی بودند که با فلز کار میکردند. آهنگران، افرادی که زنگ کلیسا را به صدا درمیآوردند و کارگرانی که دیگهای بخار را میساختند، همه از این مشکل رنج میبردند.
در دنیای امروز، وقتی سخن از صدای بلند به میان میآید، اغلب مردم به موسیقی تقویتشده فکر میکنند؛ جذابیتی که ممکن است ریشهی بیولوژیکی داشته باشد. در سال ۱۹۹۹، دو دانشمند از دانشگاه منچستر آزمایشی را طراحی کردند و در آن از دانشجویان خواستند که به صدای موسیقی در حد صدای کلوبهای رقص گوش دهند. این صداها به آن اندازه بلند هستند که درصورت مواجههی طولانیمدت موجب وارد آمدن آسیب دائمی به شنوایی شوند. دانشمندان دریافتند که موسیقی بلند موجب تحریک بخشهایی از گوش داخلی شرکتکنندگان میشد که در تعادل و جهتیابی فضایی نقش داشت و از این طریق موجب ایجاد حس دلپذیر حرکت بدون جابهجایی میشد (وقتی که صدای موسیقی بلند است، حتی وقتی سرجای خود نشستهاید، احساس میکنید درحال چرخش هستید).
نوازندگان کلاسیک و مخاطبان آنها نیز با چنین خطراتی روبهرو هستند. برای نوازندگان نهتنها ابزار موسیقی خودشان یک منبع خطر محسوب میشود (ویولونیستها همچون پیاده نظامهای راستدست اول شنوایی گوش چپ خود را از دست میدهند)، بلکه ابزارهای نوازندگانی که پشت سر آنها نشستهاند نیز برای آنها خطرآفرین است. تهدیدهای سلامتی مرتبط با صدا فراتر از موسیقی است و چیزی بیش از شنوایی را تحتتاثیر قرار میدهد.
افرادی که در محیطهای پر سروصدا زندگی یا کار میکنند، نسبتبه مشکلات هشداردهندهای نظیر بیماری قلبی، فشار خون بالا، وزن کم در هنگام تولد و دیگر مشکلات جسمی، شناختی و عاطفی که ناشی از دشواری تمرکز روی انجام وظایف پیچیده و نداشتن خواب کافی است، حساستر هستند. از طرف دیگر، صدایی که ما تولید میکنیم فقط به خود ما آسیب نمیرساند؛ بلکه موجودات دیگر نیز از این مسئله در رنج هستند. لس بلومبورگ، بنیانگذار و مدیر اجرایی سازمان غیرانتفاعی NPC میگوید: کاری که ما داریم با منظرهی صوتی خود انجام میدهیم، تباه کردن آن است. این یک زبالهی صوتی است و اگر شما بتوانید آنچه را میشنوید ببینید، چیزی شبیه تودههایی از بستهبندیهای مکدونالد (زباله) است که هنگام رانندگی آن را بیرون از پنجره پرت میکنیم.
در ماه فوریه، بروتپاریف، یک سازمان غیرانتفاعی که بر سطوح سروصدای موجود در پاریس نظارت دارد، گزارشی را منتشر کرد که در آن پیشبینیهای پزشکی سازمان جهانی بهداشت را با نقشهی صوتی حاصل از اطلاعات حسگرهای صوتی خود سازمان ترکیب کرده بود. نتیجه این بود که یک شهروند متوسط در هرجای پاریس، بهخاطر ناخوشیهای مرتبط با سروصدای ناشی از اتومبیلها، کامیونها، هواپیماها و قطارها بیش از ۳ سال از زندگی سالم خود را از دست میدهد. این تاثیرات سلامتی براساس دستورالعملهای منتشرشده ازسوی دفتر منطقهای سازمان جهانی بهداشت در اروپا، شامل وزوز گوش، اختلال خواب، بیماری ایسکمیک قلبی، چاقی، دیابت، نتایج نامطلوب تولد و نقایص شناختی در کودکان است. براساس اطلاعات گزارش شده در این دستورالعملها، آلودگی صوتی ناشی از ترافیک در اروپای غربی موجب کاهش سالیانهی یک میلیون سال زندگی سالم میشود.
اگر از مردم یپرسید درصورتی که بتوانید تمام آلودگیهای صوتی وسایل نقلیهی موتوری یا تمام آلودگیهای هوایی آنها را حذف کنید، شما کدام را انتخاب خواهید کرد، بهعنوان یک قانون، اکثریت آلودگی صوتی را انتخاب میکنند.
به گزارش زومیت، دیوید اوون، نویسندهی مجلهی نیویورکر است که کتابهای متعددی را به نگارش درآورده است، در نسخهی ماه مه، این مجله مطلبی درمورد آلودگی صوتی و اهمیت پرداختن به آن نوشته است که در ادامه شما را به مطالعهی آن دعوت میکنیم.
من درمورد فشردن زنگ در نگران بودم. خوب که دقت کردم، دیدم که زنگ با چسبی قدیمی و خشک به چارچوب در چسبیده است. به آرامی آن را فشار دادم و هنگامی که در باز شد، یک زوج سالخورده به همراه پسرشان به من خوشامد گفتند. پسر از من خواست که او را با نام میانیاش یعنی «مارک» صدا کنم. او سی ساله، بلند قد و مرتب بود. روزی که من او را ملاقات کردم، او یک پیراهن خرماییرنگ شطرنجی، یک کلاه بیسبال آبی و نوعی محافظ گوش (صداگیر) پوشیده بود که شاید در میدان تیر نظیر آن را دیده باشید.
مارک و من، در مقابل هم، پشت میز پذیرایی نشستیم و والدین او نیز روی نیمکتی نشستند. مارک درمورد وضعیت خود به من گفت: من در کالیفرنیا زندگی میکردم و در رستوران شلوغی مشغول به کار بودم. وقتی فردی یک بشقاب را روی زمین میانداخت یا صدای بلندی ایجاد میکرد، من ناگهان دچار گوش درد میشدم. با خودم فکر میکردم که این صدا آسیبزننده بود ولی چرا فرد دیگری از آن ناراحت نمیشد؟
سپس بهطور ناگهانی همهچیز بدتر شده بود. صداهای آرام بهنظر او بلند میآمدند و صداهای بلند، غیرقابل تحمل شده بودند. ناراحتی حاصل از یک حادثه میتوانست برای چندین روز باقی بماند. او از شغل خود خارج شد و نزد والدین خود بازگشت. هنگام بازگشت به خانه، تمام مدت روی صندلی هواپیما سرش را به جلو خم کرده بود و گوشهایش را با دستانش گرفته بود.
این اتفاقات مربوط به پنج سال پیش بود. وضعیت مارک، پُرشنوایی نام دارد. این وضعیت ممکن است با مواجههی بیش از حد با صداهای بلند اتفاق بیفتد، هرچند کسی نمیداند چرا برخی از افراد بیشتر مستعد این وضعیت هستند. درمان شناختهشدهای هم برای آن وجود ندارد. قبل از آغاز علائم، مارک زندگی پر سروصدایی داشت و شبیه همسنهای خود به کلوبها، کنسرتها و باشگاهها میرفت. او گفت: این درد همچون یک التهاب دردناک است و من در ناحیهی گوشها و شقیقهها و نیز پشت سرم احساس فشار میکنم. گاهی اوقات وزوز گوش هم دارم. من و شما یک گفتوگو خواهیم داشت و پس از اینکه شما رفتید، برخی از عباراتی که شما گفتید، بهطور پیوسته در گوش من تکرار خواهند شد. او نسبتبه پنج سال پیش، وضعیت خود را بهتر مدیریت میکند اما هنوز با والدین خود زندگی میکند و شغلی ندارد.
پرشنوایی وضعیت نسبتا نادری است و البته مورد مارک شدید است، اما آسیبهای شنوایی و دیگر مشکلات ناشی از صداهای بیش از اندازه بلند بهطور فزایندهای در جهان درحال رایجشدن هستند. گوشها در یک محیط صوتی تکامل پیدا کردهاند که هیچ شباهتی به دنیایی که اکنون ما در آن زندگی میکنیم، نداشته است.
دانیل فینک، پزشک متخصص داخلی بازنشستهای در کالیفرنیا است که پرشنوایی خفیفتر او در یک رستوران شلوغ در شب سال نو سال ۲۰۰۷ آغاز شد. او که اکنون یک فعال ضد آلودگی صوتی است، گفت: تا قبل از انقلاب صنعتی، خواب مردم بیشتر بهوسیلهی صدای خروسی از اطراف آشفته میشد.
احتمالا نخستین کسانی که بهخاطر شغلشان دچار مشکلات شنوایی شدند، کارگرانی بودند که با فلز کار میکردند. آهنگران، افرادی که زنگ کلیسا را به صدا درمیآوردند و کارگرانی که دیگهای بخار را میساختند، همه از این مشکل رنج میبردند.
در دنیای امروز، وقتی سخن از صدای بلند به میان میآید، اغلب مردم به موسیقی تقویتشده فکر میکنند؛ جذابیتی که ممکن است ریشهی بیولوژیکی داشته باشد. در سال ۱۹۹۹، دو دانشمند از دانشگاه منچستر آزمایشی را طراحی کردند و در آن از دانشجویان خواستند که به صدای موسیقی در حد صدای کلوبهای رقص گوش دهند. این صداها به آن اندازه بلند هستند که درصورت مواجههی طولانیمدت موجب وارد آمدن آسیب دائمی به شنوایی شوند. دانشمندان دریافتند که موسیقی بلند موجب تحریک بخشهایی از گوش داخلی شرکتکنندگان میشد که در تعادل و جهتیابی فضایی نقش داشت و از این طریق موجب ایجاد حس دلپذیر حرکت بدون جابهجایی میشد (وقتی که صدای موسیقی بلند است، حتی وقتی سرجای خود نشستهاید، احساس میکنید درحال چرخش هستید).
نوازندگان کلاسیک و مخاطبان آنها نیز با چنین خطراتی روبهرو هستند. برای نوازندگان نهتنها ابزار موسیقی خودشان یک منبع خطر محسوب میشود (ویولونیستها همچون پیاده نظامهای راستدست اول شنوایی گوش چپ خود را از دست میدهند)، بلکه ابزارهای نوازندگانی که پشت سر آنها نشستهاند نیز برای آنها خطرآفرین است. تهدیدهای سلامتی مرتبط با صدا فراتر از موسیقی است و چیزی بیش از شنوایی را تحتتاثیر قرار میدهد.
افرادی که در محیطهای پر سروصدا زندگی یا کار میکنند، نسبتبه مشکلات هشداردهندهای نظیر بیماری قلبی، فشار خون بالا، وزن کم در هنگام تولد و دیگر مشکلات جسمی، شناختی و عاطفی که ناشی از دشواری تمرکز روی انجام وظایف پیچیده و نداشتن خواب کافی است، حساستر هستند. از طرف دیگر، صدایی که ما تولید میکنیم فقط به خود ما آسیب نمیرساند؛ بلکه موجودات دیگر نیز از این مسئله در رنج هستند. لس بلومبورگ، بنیانگذار و مدیر اجرایی سازمان غیرانتفاعی NPC میگوید: کاری که ما داریم با منظرهی صوتی خود انجام میدهیم، تباه کردن آن است. این یک زبالهی صوتی است و اگر شما بتوانید آنچه را میشنوید ببینید، چیزی شبیه تودههایی از بستهبندیهای مکدونالد (زباله) است که هنگام رانندگی آن را بیرون از پنجره پرت میکنیم.
در ماه فوریه، بروتپاریف، یک سازمان غیرانتفاعی که بر سطوح سروصدای موجود در پاریس نظارت دارد، گزارشی را منتشر کرد که در آن پیشبینیهای پزشکی سازمان جهانی بهداشت را با نقشهی صوتی حاصل از اطلاعات حسگرهای صوتی خود سازمان ترکیب کرده بود. نتیجه این بود که یک شهروند متوسط در هرجای پاریس، بهخاطر ناخوشیهای مرتبط با سروصدای ناشی از اتومبیلها، کامیونها، هواپیماها و قطارها بیش از ۳ سال از زندگی سالم خود را از دست میدهد. این تاثیرات سلامتی براساس دستورالعملهای منتشرشده ازسوی دفتر منطقهای سازمان جهانی بهداشت در اروپا، شامل وزوز گوش، اختلال خواب، بیماری ایسکمیک قلبی، چاقی، دیابت، نتایج نامطلوب تولد و نقایص شناختی در کودکان است. براساس اطلاعات گزارش شده در این دستورالعملها، آلودگی صوتی ناشی از ترافیک در اروپای غربی موجب کاهش سالیانهی یک میلیون سال زندگی سالم میشود.
اگر از مردم یپرسید درصورتی که بتوانید تمام آلودگیهای صوتی وسایل نقلیهی موتوری یا تمام آلودگیهای هوایی آنها را حذف کنید، شما کدام را انتخاب خواهید کرد، بهعنوان یک قانون، اکثریت آلودگی صوتی را انتخاب میکنند.

