توریست مالزی
۲۶ مهر ۱۴۰۱
توریست مالزی – زیباییشناسی اعتراض که به کاربرد نمادین و سیاسی مجموعهای از سمبلها، کنشها، علائم، تصاویر و نمایشهای خیابانی اشاره دارد، به یکی از مشخصههای بارز موج فراگیر اعتراضها در واکنش به مرگ مهسا امینی، تبدیل شده است. نمایش اعتراضی «گیسوبُران» و آتشزدن روسریها، مقاومتهای تکنفره در مقابل گارد ضدشورش، دیوارنویسی و گرافیتیهای خیابانی، رژهی نمادین زنان در خیابان ولیعصر تهران و رقص بدنهای آزادشده به دور آتش، تنها نمونههایی از انتخابهای زیباییشناختی در این خیزش سراسری هستند.
برای نخستین بار شماری از زنان حاضر در مراسم خاکسپاری مهسا امینی روسریهایشان را از سر برداشتند و به نشانه اعتراض در هوا چرخاندند. سپس با گسترش اعتراضها در شهرهای مختلف ایران، زنان دیگری نیز این کنش نمادین را تکرار کردند و به سرعت، به یک نمایش اعتراضی فراگیر در سراسر تجمعها تبدیل شد که هماکنون نیز در جریان است. همزمان مراسم «گیسوبُران» نیز در ادامهی آن به چشم خورد. انتشار ویدئویی از بریدن گیسوها توسط خواهر جواد حیدری در مراسم خاکسپاری برادرش، واکنشهای زیادی به دنبال داشت و تعدادی از معترضان به نشانه همراهی و ضمن اعلام خشم خود از حکومت، موهای خود را بریدند. در فاصله کوتاهی این دو کنش نمادین در قالب یک کارزار بینالمللی توجههای زیادی را به خود جلب کرد که موج گستردهای از حمایتهای جهانی از معترضان در ایران به همراه داشت.
به گزارش آفتاب نیوز، ترانه «برای…» با صدای شروین حاجیپور که نتیجه بازخوانی هنرمندانه او از کمپین توییتری معترضان دربارهی دلایل خود برای حضور در خیابان بود، نقشی کلیدی در برانگیختن احساس مقاومت در بین مردم داشت. ویدئو این ترانه، تنها در صفحه اینستاگرامی «شروین» نزدیک به ۴۰ میلیون بازدیدکننده پیدا کرد که بعد از بازداشت این خواننده از صفحهاش پاک شد. امّا آهنگ «برای …» به دلیل نقش پررنگش در بازتاب احساسات جمعی، به عنوان ابزاری برای نافرمانی مدنی ماندگار شده است. علاوه بر این، تعداد فزایندهای از میمها، تصاویر، شعارها، ترانه و فیلمهای اعتراضی نیز در فضای شبکههای آنلاین منتشر شدند. این مبارزه زیباییشناسانه حتی خود را در ساخت مجسمههایی از «ژینا» و «گیسو زنان» به نمایش گذاشت.
با این حال، پیشروی زیباییشناسانه اعتراضهای سراسری در قلمروی فضاهای مادی و مجازی، به صورت مستقیم و غیرمستقیم، چندین پیامد مثبت دارد:
۱. تبدیل نارضایتی به اقدام سیاسی از طریق قدرت عاطفی عناصر زیباییشناسانه.
۲. عمومیکردن شکافها و بحرانها بین حکومت و مردم. به عنوان نمونه استفاده از نمایش اعتراضی سوزاندن روسریها که خبر از محدودیتها و سرکوب شدید بر زنان میدهد.
۳. سرایت و تکثیر اعتراض از بافتهای فعال در میدان به بخشهای خنثی و خاکستری، به دلیل شکلگیری عرصهی جدیدی از کنشگری، چه به صورت اعتراض میدانی یا اعتراض سایبری.
۴. فراملّی شدن جنبش اعتراضی، از طریق همرسانی تصاویر، شعارها، اهداف مصوّر شده و نمایش گیسوبران و …
۵. حمایت فزآیندهی بینالمللی، جلب توجه رسانهها و پیدا کردن مخاطبان جهانی، به دلیل انتخاب شعار پیشرو و سابقهدار «زن، زندگی، آزادی»، نمایش گیسوبران، بنرها و شکل زیباییشناختی تجمعهای اعتراضی در داخل و خارج از کشور (مثل اعتراض ایرانیان در تورنتو کانادا).
۶. شورش علیه نمادهای ایدئولوژیک و خلق ابزارهایی برای نافرمانی مدنی، مثل درآوردن روسریها و نمایش عمومی آن در خیابان و ترانه «برای …» به عنوان ابزاری برای مقاومت و انتشار ایدهی اعتراضهای سراسری.
۷. تولید امید و غلبه بر ترس و سرکوب، با انتشار تصاویر مقاومتهای تکنفره مقابل نیروهای امنیتی، دیوارنگاریها، ترانهها و حجم زیادی از آثار هنری ـ اعتراضی که در بازهی زمانی اعتراضها همرسانی میشوند.
هرچند هر یک از این پیامدها میتوانند تحت تأثیر عوامل دیگر نیز باشند و یا به شکل کاملاً تعاملی بر یکدیگر اثر بگذارند، امّا عناصر زیباییشناختی به دلیل ماهیتشان، کاتالیزورهایی قدرتمند و تعیینکننده در پیشروی سراسری اعتراض در ابعاد مختلف هستند. همانطور که نمونههای تجربهشده در کشورهای مختلف هم شواهد کافی برای نقش اساسی آنها ارائه کرده است.
به این ترتیب، بخشی از موفقیت این جنبش به استفاده از زیباییشناسی توسط معترضان باز میگردد که دامنه اعتراضها را نه فقط در سراسر کشور، بلکه به فراتر از مرزها کشاند. پس بهنظر میرسد خیزش سراسری در واکنش به مرگ مهسا امینی در ایران، به جنگ تمام عیار زیباییشناسی و کنش نمادین علیه نظام سیاسی تبدیل شده و تا اینجا، یکی از موفقترین نمونهی انتقال ایدهها و آرمانهای اعتراضی بوده که بیشاز هر چیز تحت سلطه تصاویر، فرهنگ بصری و شعارهایی است که از درون «هنر مقاومت» سر بر میآورند. پس شاید بتوان گفت، عناصر زیباییشناسانه، «روح» این اعتراضها هستند.
علاوه بر اینها، ترکیب این عناصر با ویژگیهای چرخه جدید و تأثیر مستقیمی که بر عوامل پنجگانه امواج اعتراضی در ایران میگذارد، منشا تحولات مهمی در ابعاد مختلف خواهد بود. تحولاتی که میتواند زمینهساز رویدادهای تازهتری برای تحقق آرمان جنبشهای اعتراضی در ایران باشد.
برای نخستین بار شماری از زنان حاضر در مراسم خاکسپاری مهسا امینی روسریهایشان را از سر برداشتند و به نشانه اعتراض در هوا چرخاندند. سپس با گسترش اعتراضها در شهرهای مختلف ایران، زنان دیگری نیز این کنش نمادین را تکرار کردند و به سرعت، به یک نمایش اعتراضی فراگیر در سراسر تجمعها تبدیل شد که هماکنون نیز در جریان است. همزمان مراسم «گیسوبُران» نیز در ادامهی آن به چشم خورد. انتشار ویدئویی از بریدن گیسوها توسط خواهر جواد حیدری در مراسم خاکسپاری برادرش، واکنشهای زیادی به دنبال داشت و تعدادی از معترضان به نشانه همراهی و ضمن اعلام خشم خود از حکومت، موهای خود را بریدند. در فاصله کوتاهی این دو کنش نمادین در قالب یک کارزار بینالمللی توجههای زیادی را به خود جلب کرد که موج گستردهای از حمایتهای جهانی از معترضان در ایران به همراه داشت.
به گزارش آفتاب نیوز، ترانه «برای…» با صدای شروین حاجیپور که نتیجه بازخوانی هنرمندانه او از کمپین توییتری معترضان دربارهی دلایل خود برای حضور در خیابان بود، نقشی کلیدی در برانگیختن احساس مقاومت در بین مردم داشت. ویدئو این ترانه، تنها در صفحه اینستاگرامی «شروین» نزدیک به ۴۰ میلیون بازدیدکننده پیدا کرد که بعد از بازداشت این خواننده از صفحهاش پاک شد. امّا آهنگ «برای …» به دلیل نقش پررنگش در بازتاب احساسات جمعی، به عنوان ابزاری برای نافرمانی مدنی ماندگار شده است. علاوه بر این، تعداد فزایندهای از میمها، تصاویر، شعارها، ترانه و فیلمهای اعتراضی نیز در فضای شبکههای آنلاین منتشر شدند. این مبارزه زیباییشناسانه حتی خود را در ساخت مجسمههایی از «ژینا» و «گیسو زنان» به نمایش گذاشت.
با این حال، پیشروی زیباییشناسانه اعتراضهای سراسری در قلمروی فضاهای مادی و مجازی، به صورت مستقیم و غیرمستقیم، چندین پیامد مثبت دارد:
۱. تبدیل نارضایتی به اقدام سیاسی از طریق قدرت عاطفی عناصر زیباییشناسانه.
۲. عمومیکردن شکافها و بحرانها بین حکومت و مردم. به عنوان نمونه استفاده از نمایش اعتراضی سوزاندن روسریها که خبر از محدودیتها و سرکوب شدید بر زنان میدهد.
۳. سرایت و تکثیر اعتراض از بافتهای فعال در میدان به بخشهای خنثی و خاکستری، به دلیل شکلگیری عرصهی جدیدی از کنشگری، چه به صورت اعتراض میدانی یا اعتراض سایبری.
۴. فراملّی شدن جنبش اعتراضی، از طریق همرسانی تصاویر، شعارها، اهداف مصوّر شده و نمایش گیسوبران و …
۵. حمایت فزآیندهی بینالمللی، جلب توجه رسانهها و پیدا کردن مخاطبان جهانی، به دلیل انتخاب شعار پیشرو و سابقهدار «زن، زندگی، آزادی»، نمایش گیسوبران، بنرها و شکل زیباییشناختی تجمعهای اعتراضی در داخل و خارج از کشور (مثل اعتراض ایرانیان در تورنتو کانادا).
۶. شورش علیه نمادهای ایدئولوژیک و خلق ابزارهایی برای نافرمانی مدنی، مثل درآوردن روسریها و نمایش عمومی آن در خیابان و ترانه «برای …» به عنوان ابزاری برای مقاومت و انتشار ایدهی اعتراضهای سراسری.
۷. تولید امید و غلبه بر ترس و سرکوب، با انتشار تصاویر مقاومتهای تکنفره مقابل نیروهای امنیتی، دیوارنگاریها، ترانهها و حجم زیادی از آثار هنری ـ اعتراضی که در بازهی زمانی اعتراضها همرسانی میشوند.
هرچند هر یک از این پیامدها میتوانند تحت تأثیر عوامل دیگر نیز باشند و یا به شکل کاملاً تعاملی بر یکدیگر اثر بگذارند، امّا عناصر زیباییشناختی به دلیل ماهیتشان، کاتالیزورهایی قدرتمند و تعیینکننده در پیشروی سراسری اعتراض در ابعاد مختلف هستند. همانطور که نمونههای تجربهشده در کشورهای مختلف هم شواهد کافی برای نقش اساسی آنها ارائه کرده است.
به این ترتیب، بخشی از موفقیت این جنبش به استفاده از زیباییشناسی توسط معترضان باز میگردد که دامنه اعتراضها را نه فقط در سراسر کشور، بلکه به فراتر از مرزها کشاند. پس بهنظر میرسد خیزش سراسری در واکنش به مرگ مهسا امینی در ایران، به جنگ تمام عیار زیباییشناسی و کنش نمادین علیه نظام سیاسی تبدیل شده و تا اینجا، یکی از موفقترین نمونهی انتقال ایدهها و آرمانهای اعتراضی بوده که بیشاز هر چیز تحت سلطه تصاویر، فرهنگ بصری و شعارهایی است که از درون «هنر مقاومت» سر بر میآورند. پس شاید بتوان گفت، عناصر زیباییشناسانه، «روح» این اعتراضها هستند.
علاوه بر اینها، ترکیب این عناصر با ویژگیهای چرخه جدید و تأثیر مستقیمی که بر عوامل پنجگانه امواج اعتراضی در ایران میگذارد، منشا تحولات مهمی در ابعاد مختلف خواهد بود. تحولاتی که میتواند زمینهساز رویدادهای تازهتری برای تحقق آرمان جنبشهای اعتراضی در ایران باشد.

